پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۱۲۵۷۱
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۸
تهران – تحریریه – سید محمود کاشانی استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی و فرزند آیت الله کاشانی مقاله ای در واکنش به تصمیم شورای شهر تهران برای نامگذاری خیابانی به نام دکتر مصدق نوشت که واکنش بی بی سی انگلیس را در پی داشت.

روز 15 بهمن 1396 مقاله­ای زیر عنوان «مُزد خیانت» منتشر کردم و در آن نشان دادم این ادعاها که مصدق نفت را ملی کرد و یا با یک کودتا سرنگون شد دروغ­های تاریخی هستند و همو بود که در اجرای برنامه­ریزی انگلستان، مجلس شورای ملی دوره هفدهم را که انتخابات آن را خود او برگزار کرده بود با یک رفراندوم نمایشی، خلاف قانون اساسی و با پشتیبانی حزب توده منحل کرد تا زمینه قانونی صدور فرمان نخست­وزیری زاهدی از سوی محمدرضا شاه فراهم شود. منحل کردن مجلس شورای ملی دوره هفدهم که دستاورد نهضت ملی ایران بود در مرداد ماه سال 1332 از سوی نمایندگان شجاع این مجلس به درستی «خیانت تاریخی مصدق»، «قیام علیه حکومت ملّی» و «قیام علیه مشروطیت ایران» خوانده شد. پیامد شوم و جبران­ناپذیر این اقدام ضدمیهنی و خلاف مصالح ملی مصدق نیز از دست رفتن آزادی و دموکراسی در ایران و برقرار شدن دوباره کنترل انگلستان بر منابع عظیم نفتی کشور ما بوده است. به دنبال انتشار این مقاله در سایت­های خبری، بی­بی­سی فارسی که نمی­تواند در برابر این دلایل روشن تاریخی به گونه مستقیم از مصدق دفاع کند، با تقسیم کار! دفاع از مصدق را به دوستان داخلی خود واگذار کرده و در سایت خود در نوشته­ای روز 25 بهمن 1396 زیر عنوان «پیام مخفیانه ابوالقاسم کاشانی به آیزنهاور» و یک رشته تهمت­های ناروا، راه ترور شخصیت آیت­الله کاشانی و تکرار دروغ تاریخی کودتا علیه مصدق را در پیش گرفته است.

1- ترور شخصیت آیت­الله کاشانی

بی­بی­سی فارسی روز 25 بهمن 1396 با منتشر کردن یک سند ادعایی و تفسیرهایی خلاف واقع از آن، دست به تبلیغات مسموم علیه آیت­الله کاشانی در سایت خود و شبکه­های اجتماعی زده است که این تبلیغات تازگی ندارد. شخص مصدق نیز در ماه­های پایانی نخست­وزیری خود برای در هم شکستن رهبری نهضت ملی ایران و اجرای برنامه­ریزی انگلستان، تعدادی از روزنامه­نگاران مزدور را به­کار گرفت و با راه انداختن امواج ترور شخصیت علیه آیت­الله کاشانی و نمایندگانی که با همه توان به دفاع از مجلس شورای ملی پرداخته بودند و با گمراه کردن ملت ایران و توسّل به زور و کشتار مردم بی­گناه، رفراندوم خلاف قانون اساسی و ضد میهنی خود را به مورد اجرا گذارد.

2- تکرار ادعای کودتا

بی­بی­سی تا آن­جا در تکرار ادعای کودتا علیه مصدق پیش رفته که آن را به نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است. برای نمونه در مقدمه سناریوی خود نوشته است:

«کاشانی چند سال بعد از سرنگونی مصدق در کودتای 28 مرداد، در شرایطی که با حکومت پهلوی اختلاف پیدا کرده و خانه­نشین شده بود به دوایت آیزنهاور، رئیس جمهوری ایالات متحد نامه­ای تظلم­خواهانه نوشت…».

بی­بی­سی در این نوشته با تلاش برای تثبیت دروغ تاریخی کودتا علیه مصدق چنین وانمود می­کند که آیت­الله کاشانی با شخص محمدرضا شاه اختلاف پیدا کرده بوده است. این در حالی است که او به قانون­شکنی­های دولت­هایی که در پی شکست نهضت ملی ایران روی کار می­آمدند اعتراض می­کرد و نه به شخص محمدرضا شاه. بنابراین این گفته بی­بی­سی نیز خلاف واقع و تحریف مبارزات آیت­الله کاشانی است. و در بخش دیگری نوشته است:

«این روحانی مُتنفّذ حدود سه سال قبل از کودتا]![ در یکی از دیدارهای خود با مقامات سفارت در تهران  خواهان کمک مالی سرّی امریکا شده بود».

و در جای دیگری افزوده است :

«سازمان سیا از حدود دو سال قبل از کودتا]![ در این فکر بود که این روحانی مُتنفّذ را به طرف خود جذب کند».

در زمینه این ادعاها در بخش­های آینده توضیح خواهم داد ولی باید بگویم چیزی نمانده است که بی­بی­سی فارسی، دروغ تاریخی «کودتا علیه مصدق» را سرآغاز رویدادهای تاریخ جهان به شمار آورد و برای نمونه بگوید میلاد حضرت مسیح، 1953 سال پیش از کودتا علیه مصدق بوده است. یا اشغال ایران از سوی متفقین در جنگ جهانی دوم، 12 سال پیش از کودتا علیه مصدق رُخ داده است و یا نیل آرمسترانگ، فضانورد امریکایی نخستین انسانی بود که 16 سال پس از کودتا علیه مصدق گام به کُره ماه گذارد! این در حالی است که کارگردانان بی­بی­سی فارسی بیشتر و بهتر از همه می­دانند که در مرداد 1332 هیچ کودتایی علیه دولت مصدق انجام نشده است. این حقیقت نیز برای آنان روشن است که تسلیم قدرت دولتی از سوی مصدق به زاهدی حداقل از خرداد ماه 1332 برنامه­ریزی شده و منحل کردن مجلس شورای ملی دوره هفدهم از سوی مصدق نیز در راستای فراهم کردن زمینه قانونی صدور فرمان نخست­وزیری زاهدی از سوی شاه انجام شده است. این سند بسیار مهم تاریخی نیز که تا سال 1373 خورشیدی کلیشه آن در دسترس نبود در دسترس عموم است که بر پایه آن مصدق با دریافت فرمان شاه مبنی بر برکناری خود در ساعت 11 شب 24 مرداد با دو ساعت تأخیر رسید آن را به خط خود چنین نوشت :

 
«ساعت یک بعد از نصف شب 25 مرداد ماه 1332                                     

دستخط مبارک به این­جانب رسید. دکتر محمد مصدق».

 
نه تنها مصدق با دادن این رسید و حذف عنوان «نخست­وزیر» از کنار امضای خود، فرمان شاه را پذیرفت، از آن­جا که صدور فرمان نخست­وزیری زاهدی تنها و منحصراً با منحل کردن مجلس و در راستای برنامه­ریزی خود او انجام شده بود، روزهای 25 تا 28 مرداد که همچنان قدرت را در دست داشت و تظاهر به نخست­وزیری می­کرد کمترین اعتراضی به فرمان شاه و برکناری خود نکرد. و این در حالی بوده است که در خلال همین روزها مصدق تصمیم­گیری­هایی به انگیزه هموار کردن راه به دست گرفتن قدرت دولتی از سوی زاهدی داشته و سرانجام صبح روز 28 مرداد با منصوب کردن برادرزاده خود سرتیپ محمد دفتری به ریاست شهربانی کل کشور و فرمانداری نظامی که پیش از آن، روز 24 مرداد حکم ریاست شهربانی او از سوی زاهدی صادر شده بود، زمینه تسلیم نیروهای نظامی و شهربانی را بعدازظهر روز 28 مرداد به زاهدی نخست­وزیر منصوب شاه فراهم کرد. بنابراین تکرار دروغ تاریخی کودتا علیه مصدق فلسفه ویژه خود را دارد. بی­بی­سی از اثربخشی معجزه­آسای این ضرب­المثل فرانسوی آگاه است که «یک دروغی که 100 بار تکرار شود تبدیل به حقیقت می­شود». از این­رو از تکرار این دروغ تاریخی با هر دستاویزی فروگذار نمی­کند. با این حال پافشاری کودتا علیه مصدق در سال 1332 در یک رسانه خارجی همچون بی­بی­سی به تنهایی برای جا انداختن این دروغ تاریخی در ذهن و ضمیر ملت ایران کارساز نبوده است. این روزنامه ها و نشریات داخلی به ویژه صدا و سیما هستند که در چهار دهه گذشته به کمک بی­سی­سی شتافته و برای سرپوش گذاردن بر مداخله انگلستان در امور داخلی ایران و شکست نهضت ملی ایران دائماً دروغ تاریخی کودتا علیه دولت ملی! مصدق را تکرار می­کنند. بالاتر از آن، صدا و سیما اشخاصی چون آبراهامیان، مَلکُم بِرن و مارک گازیورُسکی را که در راستای تبلیغات بی­بی­سی به تحریف دلایل ناکامی نهضت ملی ایران می­پردازند به هر مناسبتی روی پرده تلویزیون ظاهر می­کند. فاجعه­آمیزتر این است که مارک گازیورُسکی زبان پارسی نمی­داند و آگاهی او از تاریخ معاصر ایران در حد صفر است ولی دشمنی او با کشور ما تا آن­جاست که پس از حملات تروریستی القاعده به برج­های مرکز تجارت جهانی در نیویورک در 11 سپتامبر 2001 برای منحرف کردن ذهن مردم امریکا و ملت­ها در جهان، در تاریخ 9 جولای 2003 برابر با 18 تیر 1382 و چهار ماه پس از تجاوز نظامی امریکا به عراق، به نام یک ایران­شناس! در برابر کمیسیون ملی بررسی حملات تروریستی 11 سپتامبر حضور یافت و زیر عنوان «پشتیبانی ایران از تروریسم»، شهادت داد و با برانگیختن احساسات ایران­هراسی برای انجام اقدامات خصمانه­ای علیه کشور ما زمینه­چینی کرد. به رغم دشمنی آشکار گازیورُسکی با کشور ما، صدا و سیما در گزارش­های تاریخی رویدادهای سالگرد انقلاب در 22 بهمن ماه سال جاری چهره­های آبراهامیان، مَلکُم بِرن و گازیورُسکی را به نمایش گذارد و آنان نیز با تفسیرهای خلاف واقعیت­های تاریخی به تکرار و جا انداختن ادعای کودتا علیه مصدق پرداختند.

3– سند مورد ادعای بی ­بی­ سی

بی­بی­سی فارسی در ادامه تحریف رویدادهای تاریخ نهضت ملی ایران به سندی از «آرشیو ملی ایالات متحد امریکا» استناد کرده و با نقل مواردی از این سند حتی برخلاف مندرجات آن،         اتهام­هایی را به آیت­الله کاشانی نسبت داده است. خوانندگان این متن گمان می­کنند این سند مربوط به سازمان­های رسمی اطلاعاتی امریکاست. ولی واقعیت این است که آنچه «آرشیو ملی ایالات متحد» نامیده شده است هیچ ارتباطی به دولت ایالات متحد امریکا ندارد و یک آرشیو خصوصی است که از سوی مَلکُم بِرن، از هواداران سیاست انگلستان که درباره کودتا علیه مصدق تبلیغ می­کند منتشر شده است. از همین­رو این سند ادعایی در مجموعه اسناد وزارت خارجه امریکا که در سال 1989 میلادی برابر 1368 خورشیدی انتشار یافت و در برگیرنده 508 سند سرّی و یا محرمانه مربوط به رویدادهای دوران نهضت ملی ایران است بازتاب ندارد. همچنین در مجموعه 375 سند تکمیلی که از سوی وزارت خارجه امریکا و سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) در 15 جون 2017 برابر با 25 خرداد 1396 منتشر گردید چنین سندی وجود ندارد. بنابراین این سند اعتبار ندارد و مندرجات آن نیز قابل استناد نیست. با این حال بی­بی­سی با استناد به همین سند ادعایی دروغ­هایی را به آیت­الله کاشانی نسبت داده است که حتی در متن آن اثری از آن­ها به چشم نمی­خورَد. به نوشته بی­بی­سی فارسی:

«ابوالقاسم کاشانی گفت که توان آن را دارد که ارتشی یک میلیونی از افرادی مانند سید حسین امامی، عضو جمعیت فداییان اسلام و قاتل عبدالحسین هژیر(وزیر دربار) و احمد کسروی (پژوهشگر و حقوقدان) تأسیس بکند تا ایران را از شرّ همه خائنان و دزدانی که بر آن حکومت می­کنند نجات بدهد».

از یک رسانه وابسته به دولت انگلستان شگفت­آور است که چنین نسبت­های خلاف واقع و دروغ­پردازی­هایی را که حتی در سند مورد ادعای بی­بی­سی وجود ندارد به آیت­الله کاشانی نسبت دهد.  روشن است که این تبلیغات مسموم و ترور شخصیت آیت­الله کاشانی تنها با انگیزه دفاع از مصدق و سرپوش گذاردن بر اقدامات ضد میهنی او در به شکست کشانیدن نهضت ملی ایران دامن زده می­شود. در توضیح خلاف واقع بودن این نسبت­ها همین بس که یادآور شوم قتل احمد کسروی در هنگامی انجام شد که آیت­الله کاشانی از سوی نیروهای نظامی انگلستان در کرمانشاه در یک کمپ نظامی زندانی بود و قتل عبدالحسین هژیر وزیر دربار نیز هنگامی انجام شد که ایشان در تبعید لبنان بسر می­برد.

4– دیدارهای آیت­الله کاشانی با مقامات امریکایی

در بخشی از نوشته سایت بی­ بی­ سی در زمینه دیدار آیت­الله کاشانی با مقامات سفارت امریکا چنین آمده است:

«اسناد همچنین نشان می­دهد این روحانی متنفّذ حدود سه سال پیش از کودتا، در یکی از دیدارهای خود با مقامات سفارت در تهران، خواهان کمک مالی سرّی امریکا شده بود.   بنا بر یک سند آرشیو ملی ایالات متحده، ابوالقاسم کاشانی در روز 18 ژوئن سال 1950      (28 خرداد 1329) طی دیداری با یک د یپلمات امریکایی (جرالد دوهر) خواهان دریافت کمک سرّی امریکا شده، کمکی که معتقد بود می­تواند او را به قوی­ترین نیرو در خاورمیانه در برابر گسترش نفوذ شوروی کمونیستی تبدیل کند».

آن چنان­که از همین سند بر می­آید دیدار آیت­الله کاشانی با جرالد دوهر، کارمند سیاسی سفارت امریکا در تهران با حضور سلیمان شاملو نماینده محلی خبرگزاری آسوشیتدپرس انجام شده است ولی در این سند هرگز درخواست «کمک مالی سرّی از امریکا» به چشم نمی­خورد و این یک تحریف آشکار بی­بی­سی از همین سند ادعایی و ادامه ترور شخصیت آیت­الله کاشانی است. همچنین اثری از این عبارت که کمک دولت امریکا «می­تواند او را به قوی­ترین نیرو در خاورمیانه در برابرگسترش نفوذ کمونیزم تبدیل کند» وجود ندارد. از سوی دیگر این دیدار از نظر زمانی یک هفته پس از بازگشت آیت­الله کاشانی از تبعید لبنان و پس از استقبال با شکوه مردم از فرودگاه مهرآباد تا خانه وی برگزار شده است. آیا معقول است که با انتخاب آیت­الله کاشانی به نمایندگی دوره شانزدهم مجلس در حالی که در تبعید بسر می­برد و با این پشتیبانی بی­مانندِ ملت ایران از او، خواستار کمک امریکا شده باشد برای آن­که قوی­ترین نیرو در خاورمیانه شود؟ بی­بی­سی فارسی در بخش دیگری از نوشته­های 25 بهمن 1396 خود افزوده است:

«مجموعه اسناد دولت امریکا نشان می­دهد که کاشانی قبل از وقوع کودتا]![ با سفارت امریکا در تماس بوده ولی این اسناد ثابت نمی­کند که او به طور مستقیم در طرح کودتا شرکت داشته یا از امریکایی­ها پولی دریافت کرده باشد».

این نوشته هم که به ظاهر بی­طرفانه می­آید از جهات گوناگون در راستای شبهه­افکنی در ذهن خوانندگان است. آیت­الله کاشانی هرگز هیچ تماسی با سفارت امریکا در ایران و یا هیچ سفارت­خانه دیگری نداشته است. ولی مقامات امریکایی به مناسبت­های گوناگون به دیدار وی می­شتافته­اند. برای نمونه آورِل هریمن، فرستاده ویژه رئیس­جمهور امریکا روز 23 تیر 1330 برای کمک به حل اختلاف ایران و انگلیس بر سر موضوع نفت به ایران آمد و دیداری با مصدق روز 24 تیر داشت. هریمن روز 2 مرداد نیز دیداری دو ساعته با آیت­الله کاشانی در خانه یکی از دوستان وی در قلهک داشت. روزنامه­های «ایران ما» در 2 مرداد و «شاهد» در 6 مرداد 1330 متن کامل گفتگوهای هریمن با آیت­الله کاشانی را منتشر کردند. آیت­الله کاشانی در بخشی از سخنان خود گفت:

«در هر صورت ما از شما هیچ چیز نمی­خواهیم و هیچ کمکی توقع نداریم. جز این­که در کار مملکت ما مداخله  نکنید و به خصوص با انگلیس­ها که به کشور ما فشار وارد می­کنند همکاری و مساعدت ننمائید…».

لوی هندرسن سفیر امریکا در ایران نیز بارها از جمله روزهای 29 مرداد 1331 و 7 آبان 1331 با آیت­الله کاشانی دیدار کرده است که خبرهای آن در روزنامه­های کشور بازتاب دارند. هندرسن در بخشی از گزارشی که از دیدار خود با آیت­الله کاشانی به وزارت­خارجه امریکا فرستاده و در سند شماره 140 به تاریخ 9 نوامبر 1952 برابر با 18 آبان 1331 و در برگ­های 398 تا 400 اسنادی که در 15 جون 2017 برابر با 15 خرداد 1396 از سوی وزارت­خارجه امریکا انتشار یافت بازتاب دارد چنین گفته است:

«به رغم زبان ناخویشتن­دار، کاشانی از شخصیتی دارای روحیه دوستانه برخوردار است و گاه­گاه در گفتگوی خود ملایم و همراه با جوک­گویی و داستان­های خنده­آور است. من نمی­دانم قصد او در گفتگوهای بعدی چیست. چند روز پیش ]جواد[ بوشهری که پیش از این عضو کابینه مصدق بود و روابط دوستانه­ای با کاشانی دارد با اشاره به من فهماند که کاشانی خشنود خواهد بود اگر ایالات متحد در هزینه­های سفر مالی پاره­ای از شخصیت­ها را که در کنفرانس اسلامی شرکت می­کنند کمک کند. با این حال کاشانی هیچ­گونه اشاره­ای که نشان دهد خواستار چنین کمکی باشد نکرد».

این واقعیت تاریخی را نیز نمی­توان نادیده گرفت که دولت امریکا قانون ملی کردن نفت در ایران را تأیید کرد و از انگلستان نیز خواست این قانون را به رسمیت بشناسد و انگلستان نیز که نیازمند همکاری امریکا در ایران بود این قانون را در مرداد 1330 به رسمیت شناخت. به ویژه در دوران نهضت ملی ایران که جنگ سرد میان ایالات متحد امریکا و دولت اتحاد شوروی وجود داشت و دولت امریکا تلاش می­کرد توسعه­طلبی شوروی را در ایران مهار کند با ارائه پیشنهادهایی به مصدق به دنبال آن بود که اختلاف ایران و شرکت نفت انگلیس را درباره غرامت مورد ادعای این شرکت حل و فصل کند و با صدور نفت ایران به بازارهای جهانی کشور ما را از بحران مالی برهاند. در همین راستا پیشنهاد مثبت و بسیار سودمندی در اسفند 1331 به شخص مصدق داد که در چارچوب قانون ملی کردن صنعت نفت و کمک بزرگی به حل و فصل عادلانه موضوع غرامات موضوع ادعای شرکت نفت انگلیس و در راستای صدور نفت ایران به بازارهای جهانی بود. ولی مصدق از این فرصت بهره نگرفت و حتی به رغم تأکید مشاوران نفتی او بر این­که این پیشنهاد را به مجلس ارائه دهد آن را مخفی نگاه داشت و چندی بعد هم از وزارت امور خارجه امریکا خواست به تلاش خود برای حل و فصل موضوع نفت ایران ادامه ندهد که همین امر اوضاع مالی کشور را بحرانی ساخت.

مصدق با برانگیختن نارضایی عمومی مردم در جهت سیاست­های انگلستان گام برداشت و سرانجام با اقدامات خلاف قانون اساسی و با یک رفراندوم نمایشی که با توسّل به زور آن را برگزار کرد و با منحل کردن مجلس شورای ملی دوره هفدهم زمینه انتقال قدرت دولتی و شکست نهضت ملی ایران را فراهم ساخت.  به این واقعیت تاریخی نیز باید توجه کرد که دولت امریکا برخلاف انگلستان سابقه استعماری در ایران و دیگر کشورهای جهان نداشت و پیشگامان نهضت ملی ایران عموماً و شخص آیت­الله کاشانی به رغم انتقادهایی که به عملکرد دولت امریکا داشتند نسبت به سیاست ایالات متحد امریکا در ایران بدبین نبودند. آیت­الله کاشانی پس از منحل کردن مجلس شورای ملی دوره هفدهم که سنگر دفاع از حقوق مردم و امنیت ملی کشور بود به دست مصدق و به شکست کشانیدن نهضت ملی ایران، با صدور اعلامیه­هایی، اعتراض­های شدیدی به دخالت دولت زاهدی در انتخابات مجلس دوره هجدهم داشت و در همین راستا نامه­ای به دبیرکل وقت سازمان ملل نوشت. وی همچنین اعتراض­های گوناگونی به قرارداد کنسرسیوم نفت که در سال 1333 در مجلس مطرح بود انجام داد. آیت­الله کاشانی سرانجام در آستانه برگزاری انتخابات فرمایشی دوره نوزدهم در دی ماه سال 1334 برای پیشگیری از مبارزات سیاسی او بازداشت گردید. نامه­ای هم که در  سال 1957 برابر 1336 خورشیدی به دوایت آیزنهاور رئیس­جمهور وقت امریکا با استقبال خطر از تهدیدهای داخلی نوشت سند ارزشمندی در مبارزات سیاسی وی می­باشد.

سید محمود کاشانی
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: