پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۱۳۹۷۵
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۵
گیتی آنلاین - در ادامه سریال معرفی جاذبه های گردشگری و ظرفیت های استان گلستان این بار خبرنگار ما به روستای دیگجه ویسیرگچن مراجعه کرده و مردمان مهمان نواز آن گفتگو کرده است.
به گزارش خبرنگار گیتی آنلاین از استان گلستان ؛ دیگجه ویسیرگچین واقع در بخش مرکزی  شهرستان گنبدکاووس و در دهستان سلطانعلی با آب و هوای نیمه بیابانی واقع شده است.


وجه تسمیه نامگذاری روستا : دیگجه و یسیر گچن از دو اصطلاح  « دیگجه » و « یسیرگچن » تشکیل شده است و در زبان ترکمنی "دیگچه " به معنی بلندی است و در گذشته  یک مرکز نظامی و چاپارخانه که بر فراز یک بلندی در شمال شرقی روستا واقع شده و آثار تخریبی آن قابل مشاهده است و "یسیر گچن" نام  یک محله است و در زبان ترکمنی به معنی اسیر رد شده  و اشاره به این موضوع دارد که در جنگ جهانی دوم آلمانی ها اسیران روسی را از عرض کم عمق یک رودخانه رد می کردند و نامگذاری روستا بر این اساس انجام شده است. 


مختصات طول و عرض جغرافیایی : روستا در 37 درجه و 15 دقیقه عرض شمالی و 54 درجه و 57 دقیقه طول شرقی واقع شده است و از شمال به روستای قزل قوی بخش مرزی ، از جنوب به روستای یاسی تپه ، از غرب به شهر انبار الوم و از شرق به روستای قورپلجه منتهی می شود.
این روستا از 6 محله شامل خیر آباد ، نهضت آباد ، کرد مجله ، شهرک ، دیگجه مرکزی یسیر گچین شمالی و یسیر گچن جنوبی تشکیل شده است و دیگجه مرکزی به عنوان هسته مرکزی روستا می باشد.
گرگان رود و یکی از جاده های فرعی گنبدکاووس به انبارالوم از میان روستا عبور می کند همچنین بیشتر جمعیت در محله یسیر گچن روستا واقع شده است. 


فاصله از گنبدکاووس : 20 کیلومتر
فاصله از مرز ترکمنستان : 47 کیلومتر
توپو گرافی : جلگه ای 
باد غالب : غربی 
آثار تاریخی : 1- دیوار دفاعی گرگان  2-  تپه های اطراف روستا  3- خانه های قدیمی
جمعیت روستا : حدوداً 2750 نفر و 750خانوار
شهدا  : دارای 3 شهید 
امکانات : آب ، برق ، گاز ، تلفن ،  پست بانک ، مرکز بهداشت ، خانه بهداشت ، اقامتگاه بوم گردی و خودپرداز  از جمله امکانات این روستا می باشد. 
اقامتگاه : یک عدد بومی 
خود پرداز: دارد
آژانس : ندارد 
کتابخانه : ندارد 


اقلیم : نیمه بیابانی


رطوبت و بارندگی : نیمه خشک 


شیب عمومی روستا : از شمال شرق به جنوب غرب


نوع راه دسترسی : آسفالت 


جاذبه های گردشگری روستا : دیوار دفاعی گرگان ، گرگان رود ، سد لاستیکی و  مراتع و آب بندان های اطراف روستا 




تیپ معماری : بومی 




قومیت های ساکن : ترکمن ، سیستانی و بلوچ 


شغل اهالی روستا : 67 درصد اهالی روستا در بخش های  کشاورزی ، خدماتی ، دامپروری ، پرورش ماهیان گرم آبی ، کارگر فصلی و مشاغل خانگی و تولید صنایع دستی مشغول فعالیت هستند.





مساحت آب بندان های پرورش ماهی: 1000 هکتار 


نوع کشت : دیم و آبی 



وضعیت معابر داخلی روستا : 2 کیلومتر آسفالت و 22 شن ریزی شده



محصولات عمده کشاورزی : گندم ، جو در گذشته این روستا یکی از قطب های تولید پنبه بود اما هم اکنون به دلیل کمبود آب و عدم حمایت کشت آن  در این منطقه بسیار کاهش یافته است. سد گلستان فقط به شرکت تعاونی ها حقابه می دهد و این روستا فاقد حقابه می باشد و تنها امید کشاورزان به آب های سطحی  و سد چهل چای می باشد و صورت بسته سد چهل چای آب مصرفی برای کشاورزان بسته خواهد شد.
 

دام عمده روستا : گوسفند ، گاو ، شتر و اسب 





درمانگاه : 2 خانه بهداشت و یک مرکز بهداشت درمانی 

 

پست بانک : 1 باجه 


مجموعه ورزشی : ندارد



مدارس و آموزشگاه ها : دبستان و دبیرستان ( دخترانه و پسرانه ) به صورت جداگانه 


غذاهای محلی : چکدرمه ، بورک ، بیشمه ، آب گوشت ، کلوچه خرمایی ، چلبک ، سوزمه و شیرینی های سنتی 


اماکن  مذهبی :این روستا دارای6 باب مسجد که یکی از آنها متعلق به تشیع و مابقی متعلق به اهل سنت حنفی مذهب می باشد.



صنایع دستی : قالی ، قالیچه ، نمد ، بافندگی ، سوزن دوزی و خیاطی ترکمنی و بلوچی از جمله صنایع دستی این روستا معرفی شده و روز به روز در حال کمرنگ شدن است و نیازمند توجه و حمایت مسئولین دارد . 







آداب و رسوم مردم دیگجه ویسیر گچن : عید فطر، عید قربان ، چوب بازی سیستانی ، میلاد رسول ، مولود خوانی ، صدقه عاشورا ، آق آش ، اجرای دو تار و موسیقی سنتی ، دهل و ساز ، کشتی گورش ، ضیافت و پخش نذری بمناسب های مختلف ، عید نوروز ، مراسم ازدواج به سبک سنتی ، ذکر خنجر و طناب کشی از آداب و رسوم این روستا به شمار می رود .




به گزارش گیتی آنلاین؛ " آق آش" جشن 63 سالگی یا جشن همسن شدن با پیامبر گرامی اسلام ، از آئین های سنتی و دیرینه ترکمن ها بوده که هنوز نیز در گوشه و کنار استان گلستان و در بین اقوام و طوایف مختلف این استان رواج دارد.
این آئین به نام های آق آش و یا آق قوین معروف و مرسوم بوده و عشق و ارادت قوم ترکمن به پیامبر گرامی اسلام و دین مبین اسلام را نمایان می سازد و برگزاری این جشن برای قوم ترکمن نوعی افتخار و ارادت به نبی مکرم اسلام به شمار می آید.
اجرای این آئین نشانه ای از احترام گذاشتن به سالمندان بوده و در گذشته بیش از دوران کنونی رواج داشته و طی سال با رسیدن هر فرد ترکمن به سن 63 سالگی شاهد برگزاری این جشن سنتی و آئینی در گوشه و کنار گلستان هستیم.
این جشن که نمادی از رفتار شایسته و فاصله گرفتن از تیرگی ها و بدی هاست در گذشته همراه با مراسم های خاصی اجرا می شد و مردان ترکمن که به آق آش نائل می شدند، با ذبح گوسفندی سفید ولیمه می دادند و غذاهایی به رنگ سفید طبخ می کردند.
ماه محرم در بین ترکمن ها به عاشر آی معروف است، عاشر از‌‌ همان عاشورا گرفته شده و قارا یعنی سیاه، به معنای دیگر سردی و سنگینی خاصی که در این ماه نهفته است.


در روز عاشورا آش نذری در بین ترکمن ها به صدقه دادن معروف است؛ آن‌ها در این روز، قرآن ختم می‌کنند و روزه می‌گیرد.
علمای اهل سنت معتقدند امام حسین(ع) برای رسیدن به اهداف و آرمان های بزرگ از جان خود گذشت و اسوه مسلمانان و آزادگان شد و تمام مسلمانان باید از سر مشقی که امام حسین(ع) بر جای گذاشت پیروی کنند. اهل سنت ایران بویژه ترکمن ها در افکار ، اعمال و گفتارشان حب به امام حسین و اهل بیت پیامبر علیه السلام مشهود است. همچنین در ادبیات شفاهی، مردم ترکمن برای بیان راستی و حقانیت نام امامان و ائمه اطهار را بر زبان می آورند و فرزندان خود را از میان اهل بیت نامگذاری می کنند و همه اینها خواسته قلبی این مردم است. 
لباس های محلی : با توجه به اینکه 3 قومیت ترکمن ، سیستانی و بلوچ در این روستا زندگی می کنند لباس محلی اهالی روستا متنوع می باشد .

* لباس محلی ترکمن:
یکی از عناصر مهم فرهنگ مادی ترکمن‌ها که پویایی، اصالت و ارزش ذاتی و زیبایی ظاهری خود را در تمامی شرایط زمانی و مکانی حفظ و زنده نگه داشته است، پوشاک می‌باشد.  لباس محلی ترکمن با زیور آلات سنتی مربوطه که از رنگ‌های ویژه وزیبایی برخوردار است دارای تنوع و تعدد مطلوبی می‌باشد که نگاه هر بیننده ای را به خود جلب می‌نماید. پوشش آن بر حسب مقتضیات جغرافیایی، شرایط اجتماعی، اقشار اجتماعی، سن افراد و وضعیت تاهل متفاوت است.
*پوشاک مردان ترکمن:
لباس اصلی مردان ترکمن، ردای بلندی است از ابریشم، که تا زیر زانوان می‌رسد و «دون» نام دارد. «چاکمن» بالاپوشی بلندتر از کت معمولی است که از پشم شتر بافته می‌شود. «ایچمک» یا «پوستین» پوششی دیگر است که در هوای سرد مورد استفاده قرار می‌گیرد. پوستین را از پوست گوسفند تهیه می‌کنند. برای هر پوستین یا ایچمک، پنج تا هشت پوست گوسفند لازم است. «کونیک» هم، پیراهن ساده و فاقد یقه با آستین‌های بلند است که به جای دکمه، بندهایی در آن به‌کار می‌رود. شلوار مردانه عبارتست از تنبان گشادی که رشته‌ای پنبه‌ای، لیفه آن را تشکیل می‌دهد. این شلوار «بالاق» نام دارد. مردان ترکمن دو نوع کلاه دارند؛ یکی «تلپک» که کلاه پوستی است با پشم‌های نسبتاً بلند و «بوریک» یا عرق‌چین که غالباً با نقوش گوناگون، سوزن‌دوزی می‌شود.
*پوشاک زنان ترکمن:
زنان ترکمن، پیراهن‌های ابریشمین می‌پوشند که بیشتر به رنگ‌های شاد و از آن میان سرخ یا قرمز است و از این رو «قیرمیز کونیک» نام دارد. در قسمت یقه و سرِ آستین، سوزن‌دوزی دارد. «چابیت» هم بالاپوشی است که روی پیراهن می‌پوشند. شلوار زنان نیز در انتهای پاچه تا ساق پا، سوزن‌دوزی می‌شود. دختران ترکمن «بوریک» یا عرق‌چینی دارند که با زینت‌آلات نقره آن را می‌آرایند. وقتی دختری ازدواج می‌کند به جای عرق‌چین، پیشانی‌بندی جایگزین می‌شود که در نزد طوایف گوناگون با نام‌های توپبی، هاساوا و آلین‌دانگی شهرت دارد.

دؤن پوشاکی است با برشی ویژه و از جنس ابریشم که به دست زنان ترکمن بافته می شود. دؤن بر دو قسم است:
الف- گی ییم دؤن: پوششی است معمولی با حاشیه های پولک دوزی شده که در مواقع عادی یا مهمانی های معمولی بر تن می کنند. 
ب: قرمز دؤن: که باش دؤن نیز خوانده می شود و مخصوص دخترانی است که عروس می شوند. بدین ترتیب که در روز عروس کشان، آن را بر سر عروس می اندازند تا به خانه ی داماد منتقل کنند.
دختران ترکمن، حواشی قرمز دؤن را با نخ و سوزن، منقش می کنند. آن گاه با سکه های نقره ای، پولک های رنگین و زیور آلات، زینت می دهند. 

بؤروک / عرق چین
بوروک کلاهی است دخترانه که تاخیه یا تایخا نیز می گویند. از نوع ساده آن، پسرها و مردها در هنگام خواندن نماز استفاده می کنند. بوروک از جنس پارچه است و به وسیله دختران، سوزن دوزی می شود و نقش های مختلف دارد.
الف- نقش تابستان ب- نقش کؤرت ج- نقش تیرانا
دختران ترکمن- که آنها را به علت استفاده از بؤروک « بوروکلی قیز » می نامند. به محض ازدواج، بوروک را کنار می گذارند و آلادنگی را جایگزین آن می کنند.


از بوروک به شکل های زیر استفاده می کنند:
الف- ساده و بدون هیچ نوع تزیینی
1- زمانی که پسرها و مردها نماز می گذارند.
2- زمانی که مردی به مکه ی معزمه شرفیاب می شود و می خواهد از دستار سر، که مخصوص حاجی هاست، استفاده کند. در این صورت، دستار را به دور بوروک می پیچند و مانند عمامه بر سر می گذارند.
ب- به شکل تزیینی
1- تزیین بوروک با سکه های نقره، پولک، قبه/ دپه بند و سایر زیور آلات.
2- دختران هنگام نامزد شدن، بر قبه ی بوروک، پر نصب می کردند که اوتاغا نامیده می شود. بدین جهت، دختران نامزد دار اوتاغی قیز نامیده می شدند. این دختران در آرایش موهای خود از قبه های نقره ای استفاده می کردند که آن را ساچ قبه می گویند. آسیق، ساچلیق، ساچ باغ، ساچ منجوق، از دیگر زیور آلات زنان و دختران برای آرایش موست.


*پوشاک مردان سیستان: 
پیراهن چل تریز: پیراهن گشاد و پرچینی که قد آن تا میان ساق پا می رسد ، آسـتین های آن از 2 تکه و یک مرغک تشکیل می شود و مچدار است و برای گـشادی دامـن آن از ترکهای راسته و گود استفاده می کنند. 
برای دوخت این لباس هشت تا 10 متـر پارچـه نیـاز است و اغلب به رنگ سفید بوده، ایـن پیـراهن از 40 تکـه تـشکیل مـی شـود، دورسجاف و سرمچ آن را با نخ سیاه، سـیاهدوزی مـی کنند و روی آن کمربنـد شـانه کـش می بندند. 
پیراهن بر چاک: پیراهنی بلند و گشاد تا پایین زانو که در قسمت پایین دامن گشادتر است با آستین بلند و گشاد و بدون سردست که 2 طرف دامن، پیراهن چاکدار است و به آن برچاک می گویند، یقه گرد دارد که چاک گریبان آن بر روی شانه چپ بـه وسـیله دکمه بسته می شود. 
شلوار: شلوار پرچینی که لیفهای برگردان دارد، از 2 ساق و یک میـان سـاق فـراخ تشکیل شده است، شلوار به وسیله بندهای بومی کـه توسـط خـود مـردم منطقـه بافتـه و بر روی بدن استوار می شود، برای دوخت آن 6 تا هشت متر پارچه نیاز است. 
پیراهن معمول: این پیراهن از گذشته تاکنون دستخوش تغییر و تحـول گـشته و از گشادی شلوار آن کاسته شده است. 
پیراهن مردان سیستانی در گذشته راسته و گـشاد و جادار دوخته می شد، در جلو فاقد سجاف و از سرشانه شـکافی مـورب تـا زیـر سـینه داشت که به وسیله دکمه های روی شانه بسته و روی آن با ابریشم سفید خامه دوزی می شد. 
آستین گشاد و پرچین و مچدار داشت و قد آن تا زیـر زانـو مـی رسـید، جیـب چهارگوش در پهلوها داشته و به مرور زمان از گشادی آستین آن کاسته شد و بـه شـکل راسته با مچ درآمد. 
در جلو سجاف با یقه یا بدون یقه و قد آن تا زانو در 2 طرف پهلو دارای چاک و جیب چهارگوش است. 
جلیقه یا باسکَت: نیم تنه هایی که در اصطلاح محلی به آن باسکت مـی گوینـد، سـابقا جلیقه را از نمد و گاه ابریشم تهیه می کردند و مردم سیستان به پوشیدن باسکت علاقه مند هستند. 
در گذشته جلیقه جلو بسته متداول بود که از سمت سر شانه جلو بـسته توسـط کمربند یا تسمه باز و بسته می شد و هم اینک جلو باز یقه هفـت گلابـی و دارای 2 جیب مغزی دار در بالا و پایین و رنگ آن اغلب مشکی است. 
کت: تن پوشی که بر روی پیراهن به تن می کنند و هم اینک نیز در تمـامی مناطق شهری و روستایی رواج دارد، کت در گذشته انواعی داشت که از آن جمله می توان به جوقه( نوعی کت که به علت دوام و هزینه بسیار بـالا آن را تـا چنـد نـسل بـه تـن می کردند، این کت امروزه مشابه ژاکت هایی است که مردان مورد استفاده قرار می دهنـد و از پشم رنگ نخورده بافته می شد)، ستوه( کتی شبیه کتهای نظامی با رنگ کـرم شـتری و پـشمی بـود، یقـه انگلیـسی داشت که افراد مرفه بر روی این کت کمربندی از تار طلا می بستند که به کمر تار طـلا شهرت داشت و از کمر آن خنجری آویزان می کردند یا از کمربنـد شـونه کـش کـه بـه شکل مایل است بر روی کت می بستند) اشاره کرد. 
قبا: تن پوش مردانه بلندی که در زمستان می پوشیدند یقه آن گرد و بدون بر گـردان بود و معمولا لبه بلندی داشت و با سنجاق تزیینی باز و بـسته مـی شـد و جلـو سـینه و سرآستین را برای زیبایی بیشتر یراق دوزی می کردند. 
قسمت جلو قبا باز بود و با دکمه بـازو بسته می شد، آستین های ساده و گشادی داشت و در طرفین آن در پهلوها جیبی تعبیه شده بود، معمولا 2 چاک در پهلوها و یک چاک در وسط پشت قبا گذاشته مـی شـد و رنگ آن معمولا بور و سیاه بود و قد قبا تا زانو می رسید، ایـن لبـاس مخـصوص افـراد بسیار مرفه سیستان بود. 
کلاه: در سیستان از همان دوران کودکی کلاه بر سر می گذاشتند و آن را در زمستان و تابستان مورد استفاده قرار می دادند. 
به طور کلی مردان هرگز سـر برهنـه ظـاهر نمی شدند و کلاهی از پشم یا کُرک بر سر می نهادند کلاهی که مردان در خانـه بـه هنگـام استراحت می پوشیدند عرقچین نام داشت که از جنس پارچه نخی بود و کناره های آن با نخ ابریشمی دست دوزی می شد. 
انواع کلاه مورد استفاده مردان سیستان کلاه پشمی «این کلاه را در صحرا بر سر می کننـد و جـنس آن از پـشم گوسـفنداست» کلاه قوس «این کلاه را مردان مسن در جشنها و مراسـم در زیـر لنـگ بـر سـر می کردند» کلاه سیمی «این کلاه از افغانستان وارد شده است و از نخ های طلایـی و نقـره ای بافته می شود»، کلاه پوستی «از اسم آن پیدا اسـت کـه پوسـتی بـوده و از کـشور پاکـستان وارد می شود و افراد مرفه به ویژه تازه دامادها آن را بر سر می گذارند» و کلاه نمدی «این کلاه میان چوپان ها متداول است، جنس آن از نمـد و مخـصوص مناطق سردسیر است». 
لُنگُته: مردان سیستان برای پوشش سر خـود از سـربندی بـه نـام لنگتـه اسـتفاده می کنند، این سربند مشابه عمامه است اما به شکل عمامه روحانیون آن را بـه سـر نمـی پیچند بلکه یک سر آن را لای سربند و سر دیگر آن را رها می کنند. 
طـول آن از 10 تـا5/11 متر می رسد و عرض آن بین 5/1 متر است، جنس آن از ململ یا پارچه های نازک خارجی است و سربند آنها بیشتر سفید یا خاکستری است سادات مشکی بر سر می کنند. 
عرق چین: کلاه دست بافی است که معمولا سفید بوده و آنرا زیـر لنگتـه بـر سـر می کنند. 
لنگ: پارچه ای است به طول سه متر و عرض حدود 5/1 متر کـه دور گـردن و شـانه آویخته می شود، آن را از پارچه های نخی ساده و گلدار تهیه می کننـد. 
جوانـان بیـشتر از لنگ های الوان استفاده می کنند، در جشنها و مراسم عروسی لنگ سفید کاربرد بیشتری دارد و از لنگ علاوه بر به دوش انداختن و آویختن به دور گردن استفاده های دیگری نظیر خشک کردن بدن و سر و صورت استفاده می شود. 
بعد از استحمام و وضو گرفتن به هنگام نمازخواندن آن را بر روی سر نهاده یا به زیر پا می انداختند و گاه آن را به دور کمر می بستند و به عنوان کیسه از یک گوشه آن بـرای محـل بـذر و کاشـتن درزمین زراعتی استفاده می کردند و به هنگام خرید و آوردن جنس به منزل از مزرعـه لنـگ را به عنوان دستمال به کار می بردند.

*پوشاک بانوان سیستان: 
پیراهن تاجیک : قد این پیراهن یک وجب بالای زانو است و دارای یک برش راسته که در دو طرف پهلو ها چاکی تا بلندی باسن بزرگ دارد . 
جلو این لباس تا زیر سینه باز است و سجافی مزین به گلدوزی با نخ سیاه (سیاه دوزی) دارد و سرشانه وآستین بدون درز روی دو لابسته برش می خورد و آستین از سه برش تشکیل شده است. 
تُنبون: دامن پرچین که در منطقه به تنبون گشاد معروف است، زنان سیستانی دامنی را به جای شلوار در زیر پیراهن تاجیک می پوشیدند که عرض دامن به 10 متر می رسید. 
کمر آن لیفه ای بود و به وسیله بندهای بومی که توسط بانوان منطقه بافته می شد بر کمر استوار می شد، بعضی از بانوان تا سه عدد دامن پرچین روی هم می پوشیدند که لبه این دامن هم به وسیله نخ سیاه دوزی می شد. 
پیراهن پاچین: بانوان سیستانی از پیراهنی استفاده می کردند که دارای بالا تنه کوتاه و دامنی با چین های ریز بود، این پیراهن یقه گود، بالا تنه کوتاه، آستین ساده و مچ دار بوده و قد دامن چین دار این لباس تا زانو بود. 
شلوار: پیراهن پاچین زنان سیستانی با شلواری که در منطقه کوتَنَه نام دارد پوشیده می شد، این شلوار از 2 ساق مخروطی و میان ساق کم چین تشکیل می شد و کمر لیفه ای در لبه شلوار سجاف می خورد و روی آن با دست یا چرخ تزیین می شد. 
پیراهن 2 گریبانه: قد این پیراهن تا زیر زانو است و در یقه پشت و جلو آن چاک می خورد و به همین علت به آن دو گریبانه می گویند. 
مدل پیراهن مورد نظر شبیه پیراهن تاجیک است با این فرق که قد آن بلندتر و بدون چاک و برش زیر آستین چین می خورد، این پیراهن با شلوار پوشیده می شود. 
جلیقه: از پارچه ساده و تیره رنگ دوخته می شود، یقه آن هفت است که تا کمرگاه می رسد و روی آن با نوار قیطان نقش بندی می شود. 
کت: کت محلی کوتاه که آستین های آن بلند و راس ته و یقه آن گرد است و از رنگ های شاد برای این پوشش استفاده می شود، روی آن با نوار تزیین می شد و در هنگام سرما از کت های چرمه دار و قزن لاله دار استفاده می کردند. 
لچک یا دستمال سر: آن را تا زده و در جلو سر گره می زنند و 2 طرف لچک را لای دستمال می زنند و موها به شکل چتر از زیر دستمال نمایان می شود. 
سرپوش یا چار قد: پارچه چهارگوش رنگی یا سفید که آن را بر روی لچک می پوشیدند. 
روبند: بعضی از بانوان برای پوشاندن صورت خود از روبند استفاده می کردند که این روبند از پارچه های کتانی سفید تهیه و در محل چشم ها به طور سنتی توردوزی و به وسیله بند به پشت سر بسته می شد و قد آن تا زیر سینه می رسید. 
کلاه: بعضی از بانوان سیستانی از کلاهکی به شکل عرق چین استفاده می کردند که روی آن نقش بندی شده است. 
چادر: طرح آن چهارگوش و جنس آن از پنبه است و توسط بومیان منطقه بافته می شود، این پارچه چهارخانه مستطیل شکل را از وسط بر روی سر می اندازند و قد آن تا کناره های زانو ها و پایین تر می رسد. 
نوع نامرغوب آن جاوند نامیده می شد و نوع دیگر که مختص اعیان و اشراف بود از چهارخانه های ریز با نخ ابریشم بافته می شد. 



* پوشاک بانوان بلوچ 
چادر: این چادر گرد و تمام قد است و آن را بر سر می اندازند، لبه کوچک تر از شانه چپ تا پایین کمر پشت سر را می پوشاند و تکه بزرگتر تمام قد را در بر می گیرد. 
گشان چادر: چادر کوچک و مستطیل شکل و ابریشمی است که سر و پـشت را تـا کمر می پوشاند و پوششی راحت که در خانه استفاده می شد. 
مهنا (مقنعه): این سرپوش ابریشمی و رنگین بسیار زیبا و چشم گیر است. 
چادر چهارگوش (سریک): امروزه چادری با طرح جدید میان بانوان بلوچ رواج پیـدا کرده که در اصطلاح محلی سریک خوانده می شود. 
پارچه مستطیل شکلی است به طول2 متر و عرض یک متر که زنان آن را از درازا بر سر می اندازند و یک سر آن را به طـرف شانه رها می کنند و پارچه آن معمولاً از حریر و رنگهای روشن (قرمز، زرد، آبی، بـنفش،سبز) است و از قسمت جنوب بلوچستان به طرف شمال تا حدودی از تنـوع رنـگ آن کاسته می شود. 
زنان مسن از رنگهای تیره استفاده می کنند . این سرپوش به جای چـادر در خانه استفاده می شود. 
پیراهن: در گذشته تمام پیراهن بانوان سوزندوزی می شد ولـی بـه علـت سـختی و ظریفی طرح ها امروزه سه تکه در پیراهن زنان سوزندوزی می شود که تکه بـالا تنـه رازی یا زیق به معنی یقه می گویند، جیب لباس را گفتان یا گپتان و سر آستین را آستینک می گویند. 
این سوزندوزی ها دارای نقش و نگاره های رنگارنگ و دوخت های متفـاوت در مناطق مختلف بلوچستان است که در طرحهای پرکار شک و جلر، گل کنـدی، گل کوین، گل بدون شاخه، پرایز یا فرایز، پیتوشک، پلیـرار، چکنـد، مهسن و سرتوپ استفاده می شود. 
شلوار: به 6 متر پارچه نیاز دارد، کمر آن به وسیله بندی به دور کمر جمـع می شود که بر روی ساق آن با نخ ابریشم سوزن دوزی می شود. 
پاپوش: بانوان بلوچ از چهار نوع کفش به نام سواس(نوعی دمپایی که از درخت یا از پورگ تهیه می شد) ، مـوچی(نوعی کفش که به هنگام راه رفتن صدا می دهد)، کتـوک (نوعی کفش که تخت آن چوب و با روکار کاموا در پا محکم می شود)وتک کول استفاده می کردند.










در پایان از اهالی مهمان نواز روستای دیگجه ویسیرگچن و شورای اسلامی و دهیاری روستا در خصوص همکاری و همراهی خبرنگار پایگاه خبری-تحلیلی گیتی آنلاین تشکر می کنیم .

*خبرنگار و عکاس : رحمت ا... گلستانی 

انتهای پیام/*

نویسنده:رحمت گلستانی
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: