پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۱۵۷۶۶
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۷
گروه اجتماعی - وقتی کسی خود را مسئول همه رخدادهای پیرامون خود بداند بدون اینکه توان کنترل همه رویدادها و اطرافیان را داشته باشد، یقینا اعتماد به نفس خود را از دست داده و افسرده خواهد شد.
وقتی به مرکز مشاوره مراجعه کرد، نشانه های افسردگی از صحبت های این خانم 36 ساله مشخص بود، طی 7 ماه به دلیل بی اشتهایی و بی میلی به غذا، 25 کیلوگرم وزن خود را از دست داده بود، خوابش طی 24 ساعت به کمتر از 3 ساعت رسیده و به هیچ جریان و یا رویداد لذت بخشی فکر نمی کرد و هدفی را در زندگی دنبال نمی کرد، گوشه گیر و در کارهای خود شلخته و بی رمق بود. همه این نشانه ها حکایت از افسردگی عمده او داشت.

طبیعتا افسردگی می تواند به دلیل یک اتفاق غیر منتظره و یا غافلگیر کننده باشد اما حقیقت این است که گاهی نیز چندین مسئله ریز و درشت دست در دست هم داده و فرد را به سوی غم و افسردگی سوق می دهند.

او یکی از زن برادر های خود که خیلی به وی علاقه مند بوده را به دلیل طلاق از دست داده و برای برادر کوچک خود بی نهایت غصه می خورد و چون نتوانست به برادر و همسر سابقش برای تداوم زندگی شان کمکی کند، خود را فردی بی ارزش و بی کفایت قلمداد می کرد.

اخیرا یکی از برادرزاده هایش به نام امیر که 11 سال داشت و از سوی خانواده برای کارگری به سرکار فرستاده شده و در محل کار مورد سوء استفاده قرار گرفته بود، این موضوع در کنار بی خیالی پدر و مادر امیر بی نهایت او را آزار می داد، وی گاهی به عنوان یک عمه دلسوز با برادر بزرگ خود تماس گرفته و از وی می خواست تا کودک را به محیط کاری سابقش نفرستد، گویا پدر و مادر امیر، نسبت به این موضوع بی خیال بودند.

خواهر بزرگترش نیز از درد کمر در رنج و عذاب است، علاوه بر این، دامادش نیز فردی معتاد و بی قید و بند است که خانواده خود را آزار می دهد و در کنار همه این مشکلات از کار افتادگی پدر و درد پاهای مادر، انرژی مراجعه کننده را به خود صرف کرده بود.

بدتر از همه این بود که شوهرش وی را درک نمی کرد و اخیرا پسر نوجوانش نیز گستاخ شده و راه ناسازگاری را پیش گرفته،به خاطر جو متشنج خانواده و استرس زیاد، پسرش دچار لکنت زبان شده است.

هر روز به همه این مشکلات فکر می کرد، گویا فکرکردن تنها راهی بود که پیش رو داشت و هیچ کمکی به هیچ یک از عزیزان خود نمی توانست بکند. مشغله های فکری باعث شده بود که به وظایف خود به عنوان یک زن خانه دار و یک مادر مهربان نیز نتواند عمل کند و به همین دلیل دچار استرس شده و بیماری های روانتنی مثل درد زانو و مفاصل، اختلال در سیستم گوارش و سردردهای مزمن را برای وی به همراه داشته است.

نظر کارشناس

بسیارند افرادی که به دلیل دلبستگی شدید به اعضای خانواده و وابستگی های عاطفی به اطرافیان به نوعی سعی در حل مشکل همه عزیزان خود دارند، این افراد خود را در برابر همه مسئول دانسته و احساس می کنند که باید به همه کمک کنند اما از آنجایی که مهارت لازم، زمان و توان کافی را در اختیار ندارند، احساس غم، اندوه، بی کفایتی و عذاب وجدان می کنند و همین احساسات منفی باعث کاهش اعتماد به نفس، مشغولیت فکری و تهدید سلامت روان فرد می شود.

این افراد، احساس پوچی می کنند و این زمینه ای برای هدایت آنان به سمت افسردگی است که نشانه هایش در فوق بیان شد.

در چنین مواقعی طبقه بندی مشکلات و اولویت بندی مسئولیت ها می تواند راهگشای بسیار خوبی برای فرد باشد. از سوی دیگر مواجه سازی با چنین مشکلی خود می تواند کمک شایانی به فرد کند، مثلا او بداند که مشکلات اقوام درجه دوم مثل برادری که مستقل زندگی می کند و یا خواهری که خود خانواده مجزا دارد در مقابل فرزندان و همسر خودش اولویت چندانی ندارند.

از سوی دیگر فرد باید به توان و قدرت خود در کمک به دیگران واقف باشد و عدم توانایی در کمک به همه، به معنای احساس پوچی نبوده و نباید دغدغه ها را چاشنی آن کرد و در سوی دیگر از بیرون و بالا به مشکلات نگاه کردن بدون هرگونه اقدام و یا بدون استفاده از امکانات و توان اطرافیان خود نیز بر مشکلات خواهد افزود.

برون ریزی در کنار شناخت درمانی گاهی بهترین شیوه برای کمک به چنین افرادی است.*

انتهای پیام/*

منبع :  پایگاه خبری پلیس ایران
نویسنده:رحمت گلستانی
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: