پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۱۵۹۰۶
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۱:۵۱
گروه اجتماعی - فکر می کردم با کمک همسرم می توانم به آرزوها خود برسم اما فهمیدم در فریب آرزوها عمر به پایان می رسد.
10 سال قبل به دیدار با یکی از بستگان دور خود رفته بودیم که 2 دختر نوجوان هم در آنجا حضور داشتند . پس از اینکه از مهمانی برگشتیم یکی از آن دختر ها که به من علاقه مند شده و اصرار به ازدواج با من را داشت .

این موضوع  به گوش من رسید و برای بررسی موضوع مجددا به منزل فامیل خود مراجعه کردیم و زمینه مراسم خواستگاری با واسطه گری فامیل ما فراهم  شد.

شب خواستگاری شد و طبق سنت قدیمی چند خانواده دور هم جمع شدیم و چند ساعتی بحث کردیم تا به نتیجه قطعی برای ازدواج رسیدیم و از این موضوع بسیار خوشحال بودم غافل از اینکه واسطه  این برنامه خیلی از حقایق در مورد وضعیت زندگی دختر  و خانواده اش را از ما پنهان کرده بود .

چند روز بعد از مراسم جشن ازدواج به محل زندگی همسرم رفته بودم به بصورت تصادفی یکی از دوستان خود را در آنجا دیدم و مسائل تامل بر انگیزی در مورد خانواده همسرم را به من گفت .
برای اطمینان در آن محل تحقیق کردم و مشخص شد والدین همسرم اعتیاد شدید به مواد مخدر از نوع صنعتی دارند ، از کودکان خود سوءاستفاده می کنند و با ایجاد خانه فساد و کلاهبرداری کسب در آمد می کنند و در اجتماع جایگاهی ندارند و همه افراد محل از این خانواده نفرت دارند.

وقتی از این موضوع اطمینان پیدا کردم  متوجه شدم کلاه گشادی سر ما گذاشتند . بزرگترین اشتباه من این بود که با عجله ، بدون تحقیق و تحریک واسطه به این تن ازدواج دادم  و از این موضوع به شدت ناراحت شدم.

با همسر خود بحث کردم و تصمیم گرفتم بخاطر این پنهان کاری همسر خود را طلاق بدهم. برای طلاق توافقی اقدام کردیم  تقریبا مراحل انتهایی رسیدیم که پزشکی قانونی اعلام کرد زوجه باردار است تا به دنیا آمدن کودک باید صبر کنیم و متوجه شدم همسرم مجددا به من کلک زده تا بخاطر بچه طلاقش ندهم.

پس از چند ماه صاحب یک دختر شدیم اما از تصمیم خود که طلاق دادن همسرم بود منصرف نشدم و بالاخره همسرم را طلاق دادم.

از آنجا که حضانت طفل تا 7 سالگی با مادرش بود و محیط زندگی خانواده همسرم برای رشد و  تربیت دخترم مناسب نبود اقدام به رجوع کردم تا آینده دخترم تباه نشود اقدام به رجوع کردیم با این شرط تا رسیدن فرزند به سن 7 سالگی که با خانواده همسرم هیچ گونه ارتباطی نداشته باشیم و پس از آن فرزند نزد من بماند و همسرم را طلاق بدهم.

در اوایل زندگی مشترک مشکلات زیادی داشته که به مرور زمان زندگی ما بهتر شد اما همسرم مخفیانه با خانواده خود در ارتباط بود و از این موضوع با خبر شدم و ناچار شدم به استان دیگری مهاجرت کنم اما در آنجا هم شاهد ارتباط ها و دخالت ها خانواده همسرم شدم .

وقتی متوجه شدم همسرم به قول خود عمل نمی کند دست از کار کشیدم به محل زندگی قبلی خود برگشتم و روز شماری می کردم تا دخترم 7 ساله شود و همسرم را طلاق بدهم و جدا شویم.
همسرم در یک شرکت مشغول کار شد و اما کار بهانه ای برای ارتباط با خانواده اش بود به سرکار می رفت ، مرخصی می گرفت و بدون اینکه من باخبر شوم با خانواده اش به تفریح می رفت . این اواخر همسرم یک ماهواره و گوشی گرفت روز و شب فیلم تماشا می کرد و سرش در گوشی بود هر روز به شگردهای مختلف و بدون اجازه من منزل را ترک می کرد.

مدتی قبل به مسافرت رفتم وقتی برگشتم متوجه شدم اخلاق همسرم عوض شده و دنبال فرصتی هست تا زندگی را ترک کند و جدا شود. متوجه شدم همسرم علاوه بر خانواده با افراد دیگری که برخی از آنها پسر بودند و هیچ نسبتی نداشتند ارتباط دارد.

در این مورد با همسرم بحث کردم و او بدون هماهنگی و بدون اجازه منزل را ترک کرد و به مدت 4 ماه به مکان نا مشخص رفت .اما خودش ادعا می کرد در منزل پدر خود اقامت دارد. بعد از بررسی موضوع فهمیدم در زمانی مسافرت اخیر  افرادی زیر پای همسرم را خالی کردند و او را تحریک کردند تا جدا شود و زندگی جدید آغاز کند.

پدرش تکدی گری می کند یک منزل خالی از سکنه دارد که هیچ امکاناتی برای زندگی در آن وجود ندارد . مادرش هنوز طلاق نگرفته در شهرهای دیگر اقدام به رابطه نامشروع می کرد.  خواهرانش که در سن پایین چند بار با افرادی بزرگسال که دارای همسر هستند بصورت غیر قانونی ازدواج کردند و در خفا زندگی می کنند و خانواده های آنها از این موضوع اطلاع ندارند ...

چندی قبل همسرم بعد از گذشت 4 ماه بواسطه اقوام به خانه و زندگی  برگشت اما باز هم متوجه شدم با پسر های غریبه ارتباط دارد و  برای اطمینان مکالمات تلفنی ، تلگرام  و کیف همسرم را چک کردم و یقین پیدا کردم که همسرم را نیز آلوده کرده اند .

این موضوع را با والدین خود در میان گذاشتم و از همسر خود در این مورد توضیح خواستم اما او به محض اینکه متوجه شدم من از رابطه اش با پسران غریبه اطلاع پیدا کردم از منزل گریخت و به مکان نا مشخص رفت و  اکنون در حال پیگیری این موضوع را از طریق قانون  هستم.

به این نتیجه رسیدم که عامل تمام این مشکلات واسطه بود ، بدون تحقیق نباید ازدواج کرد ، در ازدواج نباید عجله کرد و در زندگی به هر فردی اعتماد نکنیم حتی همسر خود . بی دلیل نیست که می گویند از کوزه همان در آید که در اوست  و مادر  رو ببین و دختر رو بشناس !


نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: