پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۱۸۵۲۵
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۸
سندروم باکستر چیست؟
در جریان زندگی هستند افرادی که چنان سرشان به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می‌کنند کل این زندگی يا سازمان به کدام سو حرکت می‌کند و بسیاری از افراد باهوش و سختکوش گرفتار “سندروم باکستر” می‌شوند و جهت‌گیری درست و به‌موقع را از یاد می‌برند.

در صحنه‌ای از فیلم تایتانیک در حالی که کشتی در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمه‌ جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشه‌ کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!

آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می‌کردند و دقت می‌کردند که کیفیت کارشان تحت تأثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرق‌شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این‌سو و آن‌سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!

سندروم باکستر چیست؟ مثالی دیگر می‌تواند از کتاب "قلعه حیوانات” باشد؛

طبق ماجرای این کتاب، حیوانات دست به دستِ هم می‌شوند و ارباب و خانواده‌اش را از مزرعه بیرون می‌کنند و خود مدیریت مزرعه را به دست می‌گیرند. اولین کار آن‌ها تنظیم عهد نامه‌ایست که طبق آن همه‌ی حیوانات باهم برابرند و هیچ‌کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند.

اما چیزی نمی‌گذرد، خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام‌آرام عهدنامه را تغییر داده و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه‌ای وضع می‌کند؛

در این میان، اسبی در مزرعه زندگی می‌کند به نام "باکستر” که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه‌ حیوانات است. حیوانات از او می‌خواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما باکستر، سخت مشغول کار است و به اطرافش توجهی ندارد.

شُعار او این است: "من کار می‌کنم!” و احساس می‌کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!

گرچه باکستر می‌توانست از اتفاق وحشتناکی که در قلعه حیوانات رخ می‌دهد جلوگیری کند، چنان با وجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از تغییرات باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!

در جریان زندگی هستند افرادی که چنان سرشان به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می‌کنند کل این زندگی يا سازمان به کدام سو حرکت می‌کند!

بسیاری از افراد باهوش و سختکوش گرفتار "سندروم باکستر” می‌شوند و جهت‌گیری درست و به‌موقع را از یاد می‌برند.

"باکستر ها” آدم‌های خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرست تمرکز کرده اند.

این سندروم بطور چشمگیری در نتورکرهای ایرانی دیده می شود!

بسیاری از نتورکرها در برخی شرکتهای ام ال ام سخت مشغول خرید کالا، فروش، تیم سازی و آموزش به مجموعه خود هستند، غافل از اینکه شرایط کار در شرکتشان هر روز سخت تر می شود. 

هر روز با چشمان خود شاهد ریزش در تیم خود و سایر تیمها در شرکتشان هستند، اما چشم و گوش خود را بسته و سخت درگیر کارند و حتی یک لحظه نمی ایستند فکر کنند کجای کار می لنگد. اگر شرکت، محصولات، پلن و استراتژیها خوبند، چرا دائما مردم کار را رها می کنند!

از تجارت مدرن و فرق آن با تجارت سنتی می گویند، در حالیکه چند سال است مشغول ویزیتوری در یک شرکت ام ال ام هستند که از تمام کارهای سنتی که به عمرشان دیده اند، سنتی تر، سختتر و کم درآمدتر است.
 
از قدرت تصاعد و بازنشستگی صحبت می کنند در حالیکه می بینند ریزشها باعث شده درآمد تاپ لیدرهایشان نزولی شود و در بهترین حالت، خطی باقی بماند و پس از 7 سال که از عمر شرکتهای ام ال ام می گذرد، حتی یک نفر بازنشسته واقعی را نمی توانند نام ببرند. می گویند ریزش طبیعی است!! چگونه با ریزش که اینقدر طبیعی شده می توان رشدی تصاعدی و پایدار داشت و به بازنشستگی رسید؟!

از پارادایم می گویند و دگرگونی الگوها، اما متوجه پارادایمهای جدیدی که در نزدیکی آنها در حال رخ دادن است نیستند و یا تعصب جلوی دیدشان را گرفته و نمی گذارد واقعیت را ببینند.

خواندن کتاب پنیر را به همه توصیه می کنند ولی فکر می کنند کتاب پنیر یکبارمصرف است و فقط وقتی لازم بود که می خواستند برای اولین بار وارد نتورک شوند. هرگز و هرگز متوجه بوی ناخوش نتورکی که در آن کار می کنند، نمی شوند. هرگز به این فکر نمی کنند که نکند پنیر نتورکشان تمام شده یا دست کم بو گرفته و بد نیست پنیرهای دیگر را هم رصد کنند!
انگار نکته مهمی که در آخر کتاب پنیر جلوه می کرد را فراموش کردند که می گفت همواره باید کتانی هایمان همراهمان باشد و هر لحظه آگاه باشیم که پنیر جدیدی که پیدا کردیم هم امکان دارد روزی تمام شود، یا دست کم بو بگیرد.

نتورکرهای ایرانی که گرفتار سندروم باکسترند، آدم‌های خوب و باشرافتی هستند، اما تمرکز بر کارشان آنها را از تغییر پارادایم در اطراف خود غافل کرده و معمولا جزء آخرین کسانی هستند که تصمیم به تغییر می گیرند، چون بسیاری از لیدرهای آنان قبلا این تصمیم را گرفته اند و پنیر بهتر و تازه تری یافته اند و آنها همچنان دنباله رو هستند نه پیشرو...
نویسنده:دکتر مرتضی تهرانی/ با برداشتی آزاد از مقاله سندروم باکستر
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: