پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۲۳۲۴۹
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۳:۲۹
روایتی از یک جانفشانی در راه یک پروژه ملی
اختصاصی - گیتی آنلاین - کرمانشاه - بهمن پرورش (۱۳۴۴ در کرمانشاه - )، غواص کرد کرمانشاهی است که به جادوگر آب‌ها شهرت یافته است. نام بهمن پرورش برای هر ایرانی که عزیزش در میان دریا ، دریاچه ، رودخانه ، سد و آبگیری غرق شده است آشناست ، و شاید بعد از خداوند به تنها کسی که می تواند غرق شده اش را از دل آبهای تاریک بیرون آورد و خانواده داغداری را آرام کند ، این غواص کرمانشاهی و انساندوست است. شخصی که بدون هیچ چشم داشتی به دنبال پیکرهای بی جان غرق شدگان در مخوفناک ترین آبها می گردد تا چشم انتظاری خانواده ای را برای بازگشت پیکر بی جان عزیزشان به اتمام برساند.
اختصاصی گیتی آنلاین - بهمن پرورش (۱۳۴۴ در کرمانشاه - )، غواص کرد کرمانشاهی است که به جادوگر آب‌ها شهرت یافته است.
نام بهمن پرورش برای هر ایرانی که عزیزش در میان دریا ، دریاچه ، رودخانه ، سد و آبگیری غرق شده است آشناست ، و شاید بعد از خداوند به تنها کسی که می تواند غرق شده اش را از دل آبهای تاریک بیرون آورد و خانواده داغداری را  آرام کند ، این غواص کرمانشاهی و انساندوست است.
 شخصی که بدون هیچ چشم داشتی به دنبال پیکرهای بی جان غرق شدگان در مخوفناک ترین آبها می گردد تا  چشم انتظاری خانواده ای را برای بازگشت پیکر بی جان عزیزشان به اتمام برساند.
به گزارش خبرنگار گیتی آنلاین منطقه کرمانشاه  ، بهمن پرورش غواص و غریق نجاتی است که سالهاست بدون هیچ چشم داشتی در دل مخوفترین آبهای ایران و برخی کشورهای دیگر برای پیدا کردن اجساد غرق شدگان مشغول غواصی است تا کنون هزاران ساعت عملیات موفق را با هزینه و تجهیزات  شخصی  انجام داده است و صدها جسد غرق شده را به خانواده هایشان بازگردادنده است.
 بیشتر شهرت بهمن پرورش به خاطر فداکاری و شجاعت و مهارت او در نجات غرق شدگان و کوهنوردان توریست در سرتاسر ایران است. او بالغ بر ۱۰۰ جسد افراد غرق شده در دریاهای مازندران و خلیج فارس را پیدا و به خانواده هایشان بدون هیچگونه منافع مالی تحویل داده است.
پرورش حتی عملیات نجات را برای  نیروهای نظامی خصوصاً ارتش ، سپاه و هوانیروز   انجام داده است و بارها از سوی مسئولان نظامی مورد تقدیر قرار گرفته است .
بهمن پرورش توانست در یکی از روزهای جنگ تحمیلی با فداکاری و نیز همراهی تنی چند از دلاورمردان نیروی هوایی از انهدام و تخریب هواپیماهای شکاری اف۴ در پایگاه هوایی شهید « نوژه « همدان جلوگیری کند.
پرورش به اکثر نیروهای نظامی کشور امداد رسانی داشته است که از آن جمله می توان به امدادرسانی به هوانیروز در ۲ مرحله اشاره کرد که یک بار آن در حادثه دلخراش سقوط بالگرد کبری در داخل رودخانه بسیار آلوده کرمانشاه بود که وی پس از ۳ شبانه روز جانفشانی، موفق به یافتن ۲ پیکر مطهر خلبان شهید و یافتن تمامی قطعات بالگرد یاد شده بود.
یکبار دیگر نیز سقوط بالگرد ۲۰۶ در دریاچه عمیق و تاریک « زرین شهر « اصفهان بود که وی توانست پس از تلاش بی نتیجه ۶۰ غواص و ۷۰ نفر امدادگر پیکر سراستاد خلبان را پس از ۲ ساعت تلاش پیدا نماید و در خصوص یافتن قطعات باگرد ۲۰۶ نیز مجاهدت فراوانی را انجام داد.
همچنین وی برای یافتن پیکر یکی از شهدای لشگر ۸۱ زرهی کرمانشاه به خاک عراق سفر کرده و در منطقه صفر مرزی پیکر او را در زمستان و رودخانه بسیار سرد « کنه کبود « و در بین میادین پیدا کند.
و دوبار نیز به ۲ پرسنل نیروی هوایی ارتش امداد رسانی کرد که یک بار آن نجات افسر نیروی هوایی از مرگ حتمی و غرق شدن بود و بار دیگر نیز پیکر یک افسر نیروی یاد شده بود که در سد سلیمانشاه سنقر غرق شده بود.

نکته ای که بهمن پرورش را به یک قهرمان ملی و فراملی تبدیل کرده است حس نوعدوستی و انسان دوستی است که در وجود او نهفته است تا جایی که بارها در عملیات های مختلف در دل  آّهای خوفناک و خروشان  جان خود را در طلب اخلاص گذاشته است و بدون هیچ چشم داشتی و فقط برای رضای خدا و آرام کردن دل خانوادهای داغدار  ، دل به آب زده است و بارها مرگ را در روبروی خود دیده است .
اما روایتی که در ادامه خواهیم خواند نه نجات یک انسان یا پیدا کردن پیکر بی جان غرق شده ای  بلکه عملیاتی است  در راستای یک  پروژه عظیم ملی که غواصان زیادی از داخل و خارج از کشور از انجام آن سر باز زده اند  ، عملیاتی که به گفته بسیاری از مسئولان آن اگر  شجاعت پرورش نبود ادامه آن با مشکل جدی   روبرو می شد.
در ادامه داستان این عملیات را به قلم خود بهمن پرورش می خوانیم که با شیوه ای ساده و زیبا شرح این عملیات را برای خوانندگان روایت می کند.
پرورش گفت در آخرین روزهای عملیات یافتن غریق مرحوم محمد مختاری ماهیگیر حرفه ای در سد آیدقموش (زائیده خرس) در شهرستان میانه آذربایجان شرقی بودم که با من تماس گرفته شد که جهت تصویر برداری در زیر آب به دهگلان سنندج بروم مدیر شرکت تونل سازی بیان داشت که می بایستی وارد یک تونل شده و از تراش مته ای که به یک سفره زیرزمینی آب (دریاچه) برخورد نموده در عمق ۳ متری تصویر بگیری احساس کردم کار بسیار راحت و آسانی است. البته بعداً متوجه شدم آن شرکت با غواصان بسیار زیادی هم داخل و هم خارج از کشور تماس گرفته و وقتی شرایط را توضیح داده بودند هیچ کدام حاضر به انجام کار نشده و حتی گفته بودند چنین کاری اصلا امکان پذیر نمی باشدتا اینکه مرا پیدا می‌کنند و وقتی رزومه کاری مرا می‌بینند تصمیم می‌گیرند که درباره شرایط محیط توضیح ندهند، چون با توجه به شرایط احتمال می دادند که من هم قبول نکنم، پس بهتراینکه مرا دعوت کنندکه شاید بتوانم آن کار را انجام دهم آذربایجان را به سمت کردستان طی کردم، به کانال و تونل دهگلان رسیدم تونلی که توسط تی بی ام- یعنی دستگاه و ماشین حفر تونل احداث گردیده و این تونل قرار است آب را از سد آزاد مریوان به  همدان و قروه انتقال دهد و حدود سه ماه بود که این پروژه عظیم ملی و مهم به خاطر برخورد تیغه های تراشه به آن سفره و دریاچه زیرزمینی تعطیل و کار مختل شده بود ساعت حدود ۱۲ ظهر وسایل و تجهیزات مربوطه را حاضر و با چندین مهندس و کارشناس و افراد زبده با لوکوموتیو کوچک بمانند قطار شهربازی وارد تونل طویل شدیم  قطر تونل 3 متر بود تنگ و تقریبا کم نور و لوکوموتیو با سرعتی حدود ۱۵ کیلومتر در ساعت حرکت می کرد بعد از چند ساعت، مسافت 8500 متری در زیرکوه را طی کردیم یعنی ۸ کیلومتر و نیم در دل کوه نفوذ پیدا کردیم و بعد از پیمودن آن مسافت پیاده شدیم و زمانی که از لکوموتیو خارج شدیم به خاطر تنگی و خمیدگی قطر این تونل نمی توانستیم ایستاده و به راحتی راه برویم جایی بسیار تنگ و صعب العبور و مملو از شلنگ ها و کابلهای برق متعدد بود و آدم ناخودآگاه احساس بدی پیدا می کرد ضمناً ما در اعماق ۱۰۰ متری زیرزمین و کوه بودیم یعنی سطح زمین در ۱۰۰ متر بالاتر از ما وجود داشت و حدود ۸۵۰۰ متر هم افقی واردکوه شده بودیم و می طلبد که به این ارقام و آمار توجه خاص شود، بعد از قدری راه رفتن به قسمت جلویی لوکوموتیو رسیدیم و واقعاً از تعجب واماندم از صنعت تونل سازی بی خبر بودم و آن قدر این صنعت پیشرفته و پیچیده است که نمی‌توان آن را با چند کلمه توصیف کرد دستگاه عجیب بلدینگ تی بی ام محصول کشور آلمان بود و نمایندگی آن دست شرکت ایرانی مشارکت فراخ نیمرخ بود و درکشورهایی چون سریلانگا، تاجیکستان و ... هم فعالیت داشته‌اند نکته مهم اینکه در این صنعت افراد متخصص و کارکنانی در اوج گمنامی به این مملکت خدمت می‌کنند که تا به حال هیچ وقت از آنان و شغل بسیار سخت و خطرناک شان در جایی گفته نشده، اگر حادثه ای در آن نقطه برای شخصی رخ دهد تا رساندن او به ابتدای تونل زمان بر و مشکل ساز می شود، به صورت خمیده در آن جای بَسی تنگ و دشوار حرکت کردیم که محل کار را برای من مشخص کنند با وجودی که هوا به مقدار کافی وجود داشت و تهویه های بزرگ کار می کردند ولی آدم احساس خفگی می کرد و با توجه به اینکه هیچ کس به اندازه ی من جاهای خوفناک و مخوف را تجربه نکرده بود ولی در آنجا یکی وحشت خاصی داشتم چون آشنایی با آن محیط نداشتم قبل از تیغه تراشه که گرد ومدور بود یک اتاقک وجود داشت به نام چمبر و من می بایستی از یک دریچه 60در60 سانت که به شکل درب گاو صندوق بود ورود پیدا می کردم البته این هنوز ابتدای کار هست آن دریچه به وسیله تیفور باز می‌شد و در یک ثانیه هزار لیتر آب با شدت از آن خارج می گردید یعنی اگر یک تانکر ۱۰۰۰۰ لیتری را زیر دریچه قرار می‌دادند . در مدت ۱۰ ثانیه آن تانکر پُر می‌شد و من باید بر خلاف آن شدت جریان از دریچه ورود پیدا می‌کردم هیچ راهی به غیر از این وجود نداشت حتی اگر این مشکل در خود آلمان هم به وقوع می پیوست تنها راه ورود به آن جای بسیار مخوف و غیر قابل با ورهمین راه بود. برای لحظاتی ترسیدم و کاملا پشیمان شدم ولی رودرباسی داشتم چرا که حدود ۱۲ ساعت بود همه آن عوامل درگیر ورود من به دریچه بودند کار را با تردید و دودلی قبول کردم قبل از دریچه اصلی از یک جایی به حالت لوله که کمی بزرگتر از قطربدنم بود. بایدعبور می کردم و بعد از آن نیزاز یک دریچه به اندازه ۸۰ سانت در ۸۰ سانت نیز با همان شدت، جریان آب را گذر کرده و به دریچه اصلی ۶۰ سانتی می رسیدم . و تازه بعد از عبور از آن سه نقطه مخوف به اتاقکی می رسیدم که از آن ۸۰ سانت در دو متر بود و در آنجا باید چند متر غواصی می کردم . شاید حرفایی که میزنم برای هیچکس قابل باور نباشد ولی این مشخصات واقعی از اتاقک چمبر است که بدون وجود آب عبور از آن نیز بسیار سخت و مشکل است. قبل از دریچه ها اتاقک اپراتور وجود داشت. و تمامی مشخصات و شرایط را به وسیله نرم افزارهای بسیار پیشرفته لحظه به لحظه اعلام می‌کرد تا ساعت یک بامداد منتظر بودم که زمان ورود را اعلام نمایند یک لحظه دلهره و استرس از وجودم خالی نمیشد اپراتور اعلام کرد که دریچه ها را باز کنند . وقتی دریچه ها باز شدن بیشتر ترسیدم از اینکه مبادا اشتباه محاسباتی رخ دهد با آن همه شدت و جریان آب بالا بیاید و همگی در آنجا مدفون شویم لوله ها و شیلنگ های بسیار قوی آب را ساکشن می‌کردند و در عقب لوکوموتیو آب را با شدت خارج می کردند. و آب به مانند دریاچه از تونل به سمت بیرون خارج می‌شد . باز هم تکرار می کنم ۸۵۰۰ متر به صورت افقی و ۱۰۰ متر به صورت عمودی در اعماق زیر زمین بودیم . و در یک سکوت بسیار مطلق بسر می‌بردیم . ولی بعد از باز شدن دریچه ها صدای خروش آب دلهره و ترس زیادی را در وجودمان ایجاد کرد. با کمک چند نفر از عوامل، تا نزدیکی دریچه اول رفتم کپسول غواصی هم را بیرون از دریچه قرار داده و با یک شلنگ مخصوص حدود ۱۰ متری که به آن وصل بود نفس می کشیدم . و در آن جاهای تنگ و مخوف امکان بردن کپسول به داخل وجود نداشت. با مشقت از هر سه دریچه گذر کردم و اگر تنها چند ثانیه در خروجی دریچه‌ها متوقف می شدم مانع خروج آب شده و آب سریع بالا می آمد و نه تنها خودم بلکه بقیه نیروهای کمکی هم به کشتن می دادم چرا که وقتی در عرض ۱۰ ثانیه یک تانکر ۱۰۰۰۰ لیتری با این حجم آب پر می شد . پس نه تنها اتاق چمبر بلکه فضای . پشت آن نیز پُر می شد و باید مثل برق و باد به مانند یک گلوله از آن عبور می‌کردم خیلی لحظات سخت و نفس‌گیری بود و من هیچگاه نمی توانم آن وقایع را با چند توصیف کوتاه بیان کنم . آبی که در چمبر وجود داشت به واسطه خروجی زیاد، مواج و خروشان بود و من دو بار ورود پیدا کردم. ولی موفق به تصویربرداری نشدم حتی یک بار از ناحیه بازو گیر کرده و گرفتار شدم و اگر خونسرد نبودم تلف می‌شدم و تنها خدا بود که مرا نجات داد و در جایی نیز متخصصان امر به من گفتند زمانی که وارد چمبر شدید از سمت راست پایین برو و بعد از چند متر به تیغه ها می رسید همین کار را کردم و تنها وسیله ای که می‌توانستم مسیر را گم نکنم دهانی و شیلنگی بود که به دهان من وصل بود . برای لحظه ای حس کردم شدت جریان آب تمامی دندان هایم را از ریشه خارج می کند .
غواصی در آن اعماق زمین،  زیر آن همه آهن آلات و ماهیچه های فولادی با ترس و استرس زیاد نداشتن نور کافی و به جرعت قسم میخورم شاید در موقعیتی بودم که درتخیل و تصور هیچ انسانی گنجانده نشود. کاملا از این کار منصرف شدم بیرون آمدم و چند بار خودم را سرزنش کردم که در اینجا چکار می کنم ولی باز به خودم روحیه دادم، چرا که همیشه در طول زندگیم از کار ناتمام متنفر بودم خصوصاً در اینجا که یک پروژه ملی و حیاتی بود، ضمن اینکه تا چند قدمی موفقیت رسیده بودم برای بار سوم هم تمامی آن  مراحل را انجام ‌دادم یک لحظه هراس و ترس از ذهنم خارج نمی‌شد حدود ساعت ۴ صبح بود بدون یک لحظه استراحت و وقفه کار را با موفقیت انجام دادم و همان لحظه یعنی ساعت ۴ صبح به تهران و تمامی مدیران ارشد این کار بزرگ مخابره شد، چراکه همه منتظر بودند که ببینند تکلیف چه می شود، سریع رم داخل دوربین را که تصاویری از تیغه ها بود روی لپ تاپ خالی کردند و همگی خوشحال و خرسند بودند که این پروژه عظیم مجدداً شروع به کار می کند ناگفته نماند در زمان عملیات مانده بودیم که چگونه دو عدد چراغ قوه ضد آب را به دوربین وصل نماییم و این کار را در آنجا به صورت ابتکاری به وسیله یک جعبه کوچک پلاستیکی جای شیرینی که در آن جا پیدا کردم را انجام دادم و گرچه نور چراغ قوه های قوی آن نقاط را به خوبی روشن نمی کرد ولی  آنچه را که می خواستیم به دست آوردیم، موقع خارج شدن از تونل آب تا نیمه لوکوموتیو آمده بود و هنگام نشستن روی صندلی ها آب بسیار سرد سر زانوهایمان را فرا می گرفت و در دریایی از آب با لوکوموتیو عبورمی کردیم با وجود تمامی خستگی هایی که هر هفته در ایران بابت امداد نصیبم می‌شود ولی همیشه با کمک خداوند درعملیات های متفاوت همیشه موفق هستم .






نویسنده:سید محمد موسوی
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۹ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۲
0
0
درود بر این بزرگ مرد کرمانشاهی . مرد فداکاری که برای نجات جان افراد گرفتاردر دریاها و رودخانه ها و مکانخای پرخطر داوطلبانه به یاری هموطنان خود میرود. آنهم بدون هیچ نوع چشمداشت مالی. ضروریست تا از این فرد بطور شایسته قدردانی شده و جوایز و حقوق مادی چشمگیری برای ایشان درنظر گرفته شود.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: