پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۲۴۹۱۳
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۳:۳۴
نقد در ستایش تئاتر با عکس
در دومین دوره از اجراهای فصل بهار تماشاخانه دیوار چهارم، نمایش "911" به نویسندگی و کارگردانی امیرعلی آزادان به روی صحنه می رود و در مطلب پیش رو، به نقد و بررسی نقاط ضعف و قوت اجرای فوق خواهیم پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، نمایش "911" به نویسندگی و کارگردانی امیرعلی آزادان، یک روز کاری پرهیجان امدادهای اورژانسی در ایالات متحده آمریکا را روایت می کند به صورتی که یک تماس برای کمک، رازهای آنها را برای یکدیگر برملا می سازد.

نخستین نکته اینکه نمایش "911" نوشته امیرعلی آزادان، نمایشنامه ای برگرفته از سریال "911" ساخته رایان مورفی، تیم مینیر و برد فالچاک، پخش شده در شبکه فاکس آمریکا است هر چند در هیچ یک از اقلام تبلیغاتی اثر به چنین موضوعی اشاره نشده است که اصلی ترین دلیل این اتفاق را می توان در دستیابی نمایشنامه نویس به نسخه مورد نظر خودش از فعالیت های امداد اورژانسی 911 جستجو کرد که به طور کامل با سریال و روند فعالیت های اصلی آنها در 911 متفاوت است و البته بهتر است در اینگونه مواقع، نویسندگان یک اشاره به منبع الهام برانگیز داشته باشند تا متهم به فریب مخاطبان نشوند.

در سریال 911، امدادهای اورژانس 911 همانند یک واسطه بین حادثه دیدگان و نیروهای پلیس، آتش نشانی و امدادگران بیمارستانی عمل می کنند و هیچ توان عملیاتی ندارند زیرا نیروهای نظامی نیستند در صورتی که در نمایشنامه امیرعلی آزادان، آنها در پایین ترین رده نیروهای پلیس قرار می گیرند و تبعیدشدگان نیروهای نظامی مختلف ایالت متحده آمریکا هستند و پنج شخصیت اصلی، هر کدام به دلیل یک تخلف پیشین در اینجا روزگار می گذرانند که تخلف دو تن از آنها هرگز بیان نمی شود.

نخستین اشکال در روایت را می توان به شخصیت پردازی ها نسبت داد که مخاطبان تا پایان اجرا به اطلاعات مناسبی از پنج شخصیت اصلی دست نمی یابند و تمام رفتارهای آنها را در پرده ابهام فرو و باورپذیری شان را زیر سوال می برد زیرا به جز یک تن از آنها، به ملیت و نژاد دیگران اشاره نمی شود که در جامعه چندملیتی آمریکا، دو عنصر تعیین کننده به شمار می رود در ادامه، تمام ابعاد رفتاری شخصیت ها به محل کار آنها در اداره خلاصه می شود در صورتی که شخصیت ها، بدون وجود زندگی شخصی معنی پیدا نمی کنند و بخش اعظمی از رفتارهای شخصیت ها در شغل های گوناگون با ارجاع به زندگی شخصی آنها قابل درک است و نمایش رفاه مالی و جایگاه اجتماعی شخصیت ها از دیگر نکات مغفول مانده در شخصیت پردازی ها است با وجود اینکه واکنش های شخصیت ها به موقعیت های به وجود آمده، دارای تعلیق است و مخاطبان را در تمام طول روایت با خودش همراه می سازد در نهایت، باید عنوان کرد که شخصیت ها، کاغذی هستند.

اشکال در شخصیت پردازی در طراحی گریم نمود پیدا می کند به صورتی که تمامی بازیگران بدون هیچ گریمی روی صحنه ظاهر می شوند و به دلیل فاصله سنی کم بین بازیگران، هیچ تفاوت سنی بین بازیگران ایجاد نمی شود که حاکی از عناصری همچون جوانی و سرزندگی، میانسالی و پختگی و پیری و احتیاط باشد تا تماشاگران با توجه به تفاوت های بصری شخصیت ها به جایگاه اجتماعی، رفاه مالی، ملیت و نژادشان پی ببرند و طراحی گریم، به اشکال شخصیت پردازی در نمایشنامه عمقی غیرقابل اغماض می بخشد به صورتی که بهره گیری از طراحی گریم می توانست بخشی از اشکالات شخصیت پردازی را بپوشاند.

یکی از نکات مثبت نمایشنامه "911"، تعلیقی است که از ابتدای نمایش، با هشدار غلط یکی از تماس گیرندگان گریبان تماشاگران را می گیرد و تا انتهای اثر، حفظ می شود به طوری که ایجاد اختلاف بین نیروها، تغییر جایگاه رهبری گروه در واحد امدادهای اورژانسی، جا به جایی های صورت گرفته در میزانسن ها، استفاده از جزئیات به عنوان یک معما برای واحد 911 و کنار هم قرارگیری دوباره آنها در انتهای پرده دوم، به تعلیق ایجادشده، روح می دمد تا با افشای راز نهایی در پرده سوم، غافلگیری در لحظه مناسب حادث شود و حس رضایت، در مخاطبان پدید آید.

امیرعلی آزادان، از یکی از فنون نویسندگی به نام "کاشت، داشت و برداشت" به ویژه در صحنه حل معمای "کلیسا در پاییز" به خوبی بهره می جوید و با رجوع به گفته های تماس گیرنده، یک معما ایجاد می کند که تعلیق می آفریند و همزمان با متقاعدسازی "ران" به کمک به دیگر همکاران خودش، از "کاشت" و "داشت" به مرحله "برداشت" می رسد که همه آنها بدون بهره گیری مناسب از گفتگوهای بین شخصیت ها و همچنین، تماس گیرنده امکان نداشت و از تبحر قابل قبول نمایشنامه نویس در ایجاد موقعیت های تعلیق زا و گفتگونویسی خبر می دهد.

امیرعلی آزادان و معصومه شادی برای همه اعضای واحد 911 به جز سرپرست گروه، یک لباس متحدالشکل رسمی در نظر گرفتند که یک اداره را به ذهن متبادر می سازد البته یک نکته حائز اهمیت است که به علت نقص نمایش در بخش شخصیت پردازی و طراحی گریم، آخرین امید به لباس ها ختم می شود و با وجود اینکه لباس های متحدالشکل رسمی واحد 911 منطقی می نماید چون در دو بخش مذکور، دقت لازم صورت نمی پذیرد از اینرو، البسه آنها کارکرد درخور را پیدا نمی کند و اینطور به نظر می رسد همه اجزای نمایش "911" در حال گریز از "فردیت شخصیت ها" هستند و "چندصدایی ها" پچ پچ وار به گوش می رسد آنقدر که به "تک صدایی" پهلو و "جمعیت نگاری در شخصیت ها" موج می زند.

طراحی دکور پریشاد مستوفی همسو با مقتضات نمایشنامه است و نوار زرد خطر نیروهای پلیس در اولین نگاه، به تماشاگر گِرا می دهد که خطر به سراغ شخصیت ها خواهد آمد و قرار است به تماشای یک نمایش مهیج و نفسگیر بنشینند هر چند که نوع قرارگیری میزها به شکل ذوزنقه و تابلوهای انتهای صحنه، تمام تمرکز صحنه ها را معطوف به گوشه ها می کند و تعادل صحنه را به هم می ریزد به طوری که میزانسن ها، مزید بر علت می شود و آنقدر که بازی ها در گوشه ها جریان دارد، وسط صحنه به نسبت دیگر بخش ها، بلااستفاده می ماند و گروه نمایشی نمی تواند از تمام فضاها بهره مفید ببرد.

پریشاد مستوفی و امیرعلی آزادان با انتخاب نور تخت برای تمامی صحنه ها، پرهیز از بازی با نور بی جا و استفاده از رفت و برگشت نور قرمز در لحظه تعیین کننده، به عنوان طراح نور عملکرد موفقی داشتند که باید به آنها دست مریزاد گفت در روزگاری که طراحی نور نامناسب، یکی از آفت های صحنه پردازی ها در نمایش ها به شمار می رود.

همچنین، باید اعتراف کرد به سبب عدم موفقیت نویسنده در شخصیت پردازی پنج شخصیت اصلی و دیگر شخصیت های فرعی، امکان بررسی دقیق کیفیت بازی بازیگران وجود ندارد زیرا از شخصیت ها، پیشینه قابل استنادی در دست نیست.

در نهایت، نمایش "911" به نویسندگی و کارگردانی امیرعلی آزادان از لحاظ کیفی در وضعیتی بین بد و خوب قرار دارد که برای جوانی که نخستین تجربه نویسندگی و کارگردانی خودش را در بدنه اصلی تئاتر کشور پشت سر می گذارد، نباید چندان ناامیدکننده باشد.

 

منتقد گیتی آنلاین: فرزاد جمشیددانایی/ عکس حاشیه خبر: فرزاد جمشیددانایی

نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: