پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۲۵۰۵۸
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۳:۳۰
نقد در ستایش تئاتر با عکس
بهروز بقایی و شراره رخام، دو بازیگری هستند که بعد از سالها، دوباره در تئاتر نقش آفرینی می کنند و حضور آنها، استفاده تبلیغاتی فراوان رسانه ها را به همراه داشت از اینرو، در مطلب پیش رو، کیفیت حضور آنها روی صحنه تئاتر مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، یرژی گروتوفسکی در بخش مقدمه مصاحبه "بازیگر" با ترجمه علی اکبر علیزاد بیان می کند که "هیچ نوع کاملی از تنفس و حتی موقعیت فیزیکی و روحی کاملی وجود ندارد که برای همه موجه و مناسب باشد".

حسین شهروانی در مقاله "بازیگر خوب و شایسته کیست؟" عنوان می کند که "بازیگر برای اجرای نقش محوله باید کلیه اصول و قوانین فن بیان و روش حرکت و سکون را بداند یعنی آنطور حرف بزند که لازم است و آنطور نشست و برخاست کند که شایسته است و گاه اتفاق می افتد که در موقع نمایش فیلمی یا روی صحنه تئاتر به هنرپیشگانی برمی خورید که طوطی وار کلمات را نسنجیده و مزه مزه نکرده از دهانشان بیرون پرانده با صدای تعلیم نیافته و بی ثبات، نقشی را بازی می کنند".

دو پاراگراف فوق می تواند نقطه آغاز بررسی مقایسه ای نقش آفرینی های شراره رخام در نمایش "سیاست سوختن شربت خانه" نوشته حامد اسلامی و به کارگردانی آماندا آزاد در تماشاخانه دیوار چهارم و بهروز بقایی در نمایش "آپِرکات" به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا قلی پور در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران باشد زیرا هیچ یک از دو بازیگر به علت های گوناگون قادر به استفاده مناسب از بدن و بیان خودشان نیستند که لزوم حضور بازیگران با بدن و بیان مناسب را روی صحنه زیر سوال می برد و از سوی دیگر، بدن و بیان حال حاضر بازیگران مذکور طبق گفته نقل شده از گروتوفسکی، نمی تواند یک مبنای مطلق برای قضاوت بازی آنها به شمار بیاید پس در اینجا، یک مولفه دیگر لازم است که با ارجاع به آن، بتوان بازی هایشان را مورد نقد و بررسی قرار داد و شخصیت پردازی می تواند به عنوان مولفه تعیین کننده مورد استناد قرار بگیرد.

لازم به ذکر است که از آخرین حضور بهروز بقایی روی صحنه تئاتر، قریب به ده سال می گذرد و سالها به علت بیماری، توان حضور در صحنه را نیافت.

همچنین، شراره رخام بعد از بازی در نمایش "کژدم" به نویسندگی و کارگردانی سمیه مهری که در سالن استاد جمشید مشایخی پردیس تئاتر تهران در سال 1396 به روی صحنه رفت، دوباره به عرصه تئاتر بازگشته است.

بهروز بقایی در نمایش "آپِرکات" از ضعف بدن و بیان رنج می برد به صورتی که ادای سخت کلمات و تزلزل در قدم گذاری روی صحنه در صورت و حرکات بدنی وی مشخص است از اینرو، در اینجا لازم است که بهروز بقایی به دلیل حضور در یک شرایط نامناسب بدن و بیانی روی صحنه تئاتر مورد مواخذه قرار بگیرد هر چند چنین اتفاقی به وقوع نخواهد پیوست زیرا مولفه شخصیت پردازی با استناد به هوش و درایت محمدرضا قلی پور در انتخاب بازیگر و انتخاب درست متن از سوی بهروز بقایی در مقام بازیگر، ورق را به نفع بازیگر نام آشنای تله تئاترهای تلویزیونی در دهه 70 برمی گرداند که از لحاظ دراماتیک، در جایگاه مناسب خودش به ایفای نقش می پردازد و نقص بدن و بیان او تبدیل به بهترین بخش بازی وی روی صحنه می شود از آنجا که مخاطبان با شخصیتی مواجه هستند که به دلیل کارگذاری پلاتین در سراسر بدنش، خصوصیات یک آدم سالم را ندارد و به طور خودکار، مشکل بیانی وی در هنگام گفتگوها، توجیه منطقی می یابد.

در ضمن، باید اضافه کنم که نقص بدن و بیان بهروز بقایی تنها بخشی از فرآیند شخصیت پردازی "فرزاد" ملقب به "اینجا نیا" را تشکیل می دهد و کنترل بیان خودش با وجود نقص بیانی موجود، نوع لنگ زنی او روی صحنه، ارتباط گیری اش با دیگر بازیگران، فروفتگی در نقش یک آدم در نظر همگان به درد نخور تا لحظه غافلگیری نهایی و حس صمیمیت بازی بهروز بقایی در تمامی لحظات، دیگر مولفه ها به شمار می روند که نقص بدن و بیانی وی را می پوشاند و او را به حکمران صحنه ها در هنگام حضورش تبدیل می کند در اینجا است که نمی توان بهروز بقایی را بر مبنای قاعده همیشگی بدن و بیان خوب مورد نقد و بررسی قرار داد و باید یک بخش جداگانه ساخت که استثنائی همانند بهروز بقایی را در بر بگیرد که حتی یک نقص تعیین کننده در بازیگری، نمی تواند ایشان را از انجام نقش آفرینی شایسته باز بدارد.

باید اعتراف کرد که استثنای بهروز بقایی فقط مختص به بهروز بقایی است و شراره رخام آنقدر خوش شانس نیست که بتواند از مواخذه اهالی رسانه برای نقش آفرینی در تئاتر با وجود نقص بدن و بیان مشهود فرار کند چون همانطور که انتخاب بهروز بقایی برای بازی در نقش "فرزاد" از یک هوشمندی دوطرفه برای همکاری بین بازیگر و کارگردان حکایت می کند در اینجا، پس از انتخاب نمایشنامه ضعیف حامد اسلامی، انتخاب شراره رخام به عنوان بازیگر اصلی، عدم دانش کافی آماندا آزاد را در مقام کارگردان به رخ می کشد زیرا توجه به کیفیت بدن و بیان بازیگر، مهمترین نکته در انتخاب بازیگر به شمار می رود و حتی می تواند عدم تشابه چهره بازیگر با شخصیت یک نمایشنامه را پوشش دهد.

شراره رخام در اکثر دقایق نمایش، روی یک صندلی می نشیند و به جز چند دقیقه کوتاه، حرکتی از وی روی صحنه مشاهده نمی شود به طوری که میزانسن های نمایش "سیاست سوختن شربت خانه" به فیلم های تلویزیونی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مشابهت دارد تا اینکه حس و حالی تئاتری داشته باشد و تماشاگران تئاتری را سر ذوق آورد و شراره رخام با ادای سخت کلمات و قدم های سنگین روی صحنه ناشی از ضعف قوای بدنی مناسب یک بازیگر تئاتر، مزید بر علت می شود که اجرا، بیش از پیش، غیر قابل تحمل شود و چند تماشاگر تا پایان نمایش منتظر نمانند و زود، راه ترک سالن را در پیش بگیرند.

نمایش "سیاست سوختن شربت خانه" نوشته حامد اسلامی و به کارگردانی آماندا آزاد، فقط به یک چهره مشهور همانند شراره رخام متکی است وگرنه از منظر زیبایی شناسی، هیچ نکته قابل عرضی ندارد که تمدید اجراها را توجیه کند و اجرای اینگونه نمایش های ضعیف و بی کیفیت، دوباره پای شورای نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی را وسط می کشد که انگار از هیچ معیار همه فهم و جامعی برای تایید اجرای یک نمایش تبعیت نمی کند.

در نهایت، استثنا به ندرت اتفاق می افتد و در یک موقعیت مشابه، می تواند دو نتیجه متفاوت داشته باشد پس نمی توان به استثناها دل بست و همیشه باید طبق قواعد معمول حرکت کرد که در بحث بازیگری، همواره حفظ کیفیت خوب بدن و بیان بازیگران در طول اجرای اثر در هر یک از رسانه ها شامل تئاتر، سینما و تلویزیون مد نظر است.

 

منتقد گیتی آنلاین: فرزاد جمشیددانایی / عکس حاشیه خبر: فرزاد جمشیددانایی

نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: