پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۲۵۳۵۴
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۴
سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر و فیلم های به نمایش درآمده
سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به پایان رسیده است و حالا که با فاصله‌ای کوتاه همه چیز نشست کرده، فضا منطقی‌تر شده، بدور از همه هیجانات و احساسات میتوان راحت‌تر و درست‌تر در موردش صحبت کرد و گزارش نوشت.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، بعد از چند دوره که جشنواره جهانی مستقل از جشنواره فیلم فجر(فیلمهای سینمای ایران) برگزار میشود، امسال نسبت به سالهای گذشته با اجرای بهتری مواجهیم. تیم رسانه، اجرایی، پرزنت، مترجمها، روابط عمومی و سایر قسمتها در انجام وظایف خود حساب‌شده‌تر و درست‌تر عمل کردند که باعث خوشحالیست. امسال نیز فیلمهای متعدد و مختلفی در جشنواره دیدم که به شیوه خودم به قسمتهای مختلفی تقسیمش کردم:

قسمت  اوّل «خاطره‌انگیزان»

خاطره‌انگیزان آندسته از فیلمهایی هستند که در قسمت «کلاسیک مرمت شده» نمایش داده شدند. تعداد آنها در جشنواره امسال کم نبود. فیلمهایی چون درسواوزالا(آکیرا کوروساوا) ارابه‌ای بنام مرگ(کارن شاه‌نظروف) دونده(امیر نادری) پرده آخر(واروژ کریم مسیحی) طلسم(داریوش فرهنگ) استاکر و ... نمایش و دیدن این دسته از فیلم ها بر روی پرده سینما اتفاق خوبی محسوب می‌شود چرا که آدمهای مختلف از طیفهای متفاوتی که در جشنواره حاضرند به تماشای‌شان می‌نشیند. نکته جالب در بین این تماشاگران قشر نوجوان و نسل جدید ست که با آنکه این فیلمها به طرق مختلف و براحتی در دسترس‌شان هست ولی بازهم برای دیدن‌شان به سالن تاریک سینما و پرده نقره‌ای پناه می‌آورند. نادری در ویدئویی که برای جشنواره جهانی فرستاده و قبل از نمایش فیلم‌ش نیز پخش شد از این قضیه بسیار خوشحال بود و ابراز امیدواری که نسل جدید هم بتواند با فیلم ارتباط بگیرد و راه خود را برای آینده‌ای بهتر پیدا کند. واضح است بعد از گذشت چند دهه ذائقه هنری و بصری تماشاگر تغییر کرده و خیلی از اِلمان‌ها مثل قبل معنی و مفهوم و کارکرد ندارد ولی با اینحال دیدن این فیلمها شاید از این نظر عجیب باشد که همچنان با گذشت زمان هنوز که هنوز است جالب و دیدنی‌ند، بقول منتقد درجه یک سینمای ایران کامبیز کاهه شاهکارهای سینمایی با گذر زمان رنگ و بوی کهنگی نمی‌گیرند بلکه زمان باعث میشود جلای بیشتری پیدا کنند و براقتر شوند. فکر می‌کنم در حال حاضر نیاز مبرمی به دیدن اینگونه از فیلمها داریم تا متوجه شویم که در دهه طلایی 60 ، سینمای ایران چه مقام و منزلتی داشت و حالا در کجا قرار دارد.

پیش از اکران فیلم پرده‌آخر از عوامل فیلم دعوت شد که بروی صحنه بیایند و کمی درباره اثر و شرایط ساخت آن صحبت کنند. در غیاب کریم‌مسیحی، اصغر رفیعی‌جم(فیلمبردار) در مورد تهیه‌کننده و نوع نگاهش به هنر و مسائل فرهنگی خاطرات تلخی تعریف کرد ولی جمله طلایی را پرویز آبنار آنجایی گفت که: "اگر سینمای ما در آن دوران(دهه60) شکل و ساختار درستی حداقل مثل شرایط کنونی را داشت، این فیلم(پرده‌آخر) میتوانست جزو نامزدهای نهایی اسکار باشد." پر بیراه هم نبود، فیلمی با تم انسانی و داستانی «نمایش-در-فیلم» که پرداخت دراماتیک فوق‌العاده‌ای دارد و با بیان سینمایی روان و خوبش براحتی می‌تواند با مخاطبان خارج مرزها هم ارتباط برقرار کند. این فیلم با بردن 8 جایزه از نهمین جشنواره فیلم فجر رکورددار جوایز در بین فیلمهای ایرانی تاریخ جشنواره محسوب میشود.

طلسم از دیگر فیلمهای ایرانی مرمت شده بود که موفق به دیدنش شدم. محصول سال 65 که در جشنواره آن سال با فیلمهای مهمی همچون «ناخدا خورشید»، «اجاره‌نشینها»، «کلید»، «دستفروش» و «خانه دوست کجاست؟» رقابت میکرد و توانست در 4 رشته نامزد دریافت جایزه شود. داریوش فرهنگ-کارگردان فیلم- در توضیحاتش قبل پخش فیلم از شرایط خاص دهه 60 و نامزد نشدن فیلم در برخی از رشته‌ها گفت: زرین‌دست به شخصه فیلمبرداری این فیلم را بهترین کار خود توصیف می‌کند، اما حتی به‌عنوان کاندیدا معرفی نشد. سوسن تسلیمی اعتبار دوباره‌ای به بازیگری در سینمای ایران بخشید، اما او هم نادیده گرفته شد. خوشبختانه اثر سینمایی برخلاف تئاتر باقی می‌ماند و اکنون پس از 33 سال نیز می‌توان به ارزش کار این افراد پی ببریم. ضمن اینکه در دوران ساخت فیلم طرح مباحثی مثل عشق و دوست داشتن، دشواری‌های خاص خود را داشت و فیلم در این وضعیت ساخته شد.

«درسواوزالا» اوّلین فیلمی‌ بود که در جشنواره دیدم. از سال قبل تجربه خوب و خوش دیدن «آشوب» مرمت شده را داشتم و میخواستم دوباره آن اتفاق بیفتد. فیلم درمورد دوستی و رفاقت یک درجه‌دار ارتش شوروی با یک شکارچی بومی‌ست که رابطه‌ای عجیب با طبیعت دارد. برای نمایش این ارتباط و بیان مفهوم ناتوانی و کوچکی انسان در برابر کائنات، کوروساوا(کارگردان) از نماهای لانگ‌شات زیادی از طبیعت روسیه استفاده کرده است. فیلم با دوربین اسکوپ70 میلیمیتری فیلمبرداری شده که لازمه درک و دریافت آن همه زیبایی پرده بزرگ سالن سینما بود.

در هنگام دیدن برخی از این فیلمها نکات جالبی به خاطر می‌آید که ذهن را درگیر میکند، بعنوان مثال در مورد "ارابه‌ای به نام مرگ" فیلم کمتر دیده شده شاه‌نظروف جدا از تِم ترور و وجه تاریخی-سیاسی داستان، بسیاری از نماها، قاب‌بندی‌ها، رنگ آمیزی فیلم و بازی بازیگران حتی در صحنه‌هایی میمیک صورت‌شان به نسخه آمریکایی فیلم "مردی که زیاد میدانست" هیچکاک شبیه است که انگار ادای دینی به آن کارگردان فقید سینما می‌باشد. امّا در مورد "استاکر" قضیه کاملا متفاوت بود: دیدن سینمای فلسفی و شاعرانه تارکوفسکی برروی پرده سینما برای خیلی‌ها یادآور دورانی ست که سینماهای تهران فیلم‌های مهم کارگردان‌های بزرگ را نشان میدادند و سینما و سینماروی معنی و مفهوم دیگری داشت، کلاسهای فیلمنامه نویسی، کارگردانی و نقد فیلم تازه پا گرفته بودند، مجلات سینمایی با سلایق مختلفی چاپ می‌شد، مخاطبان خود را داشتند و بسیار میشد درباره این هنر خواند، مطالعه کرد و یاد گرفت.

 

خبرنگار گیتی آنلاین: مجتبی کلارستاقی نژاد

نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: