پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۲۶۰۴۲
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۸ - ۱۳:۰۹
با حضور جلال شرفی، راوی و سمیه عزیزی، نویسنده اثر
مراسم رونمایی کتاب «سیاه‌چال مستر» با حضور جلال شرفی، راوی و سمیه عزیزی، نویسنده اثر هم‌زمان با مراسم شب خاطره ششم تیرماه در حوزه هنری برگزار می‌شود.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، کتاب «سیاه‌چال مستر» به روایت جلال شرفی و به قلم سمیه عزیزی به‌تازگی از سوی انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر شده است. این کتاب که از آثار ادبیات بازداشتگاهی یا اسارت به شمار می‌رود، درباره ربوده شدن جلال شرفی در پانزدهم بهمن ۱۳۸۵ است. وی حین انجام خدمت دیپلماتیک در خیابان عرصات هندیه بغداد، به دست عده‌ای تروریست ربوده می‌شود و در فروردین ۱۳۸۶ از سیاه‌چال آن‌ها فرار می‌کند و موفق می‌شود خود را به سفارت ایران برساند.

در این کتاب به زندگی سخت بازداشتگاهی یک اسیر و نقشه فرار وی پرداخته شده است. سنگ بنای اولیه کتاب «سیاه‌چال مستر» گزارشی رسمی است که آقای شرفی از این حادثه برای وزارت امور خارجه نوشته است.

در بخشی از این کتاب آمده است: «ظهر می‌شود، بعد از نماز منتظرم نگهبان ناهار را بیاورد، ساعت دو وصفی ناهارم را می‌آورد. غذا را روی هیتر داغ می‌کنم و می‌خورم. یکی دیگر از کپسول‌ها را می‌خورم.

حدود ساعت سه بعداز‌ظهر وصفی دوباره می‌آید. این‌بار یک ماشین ریش‌تراش و آیینه همراه دارد. پایین که می‌آید، بدون اینکه دست و پایم را باز کند، روبه‌رویم می‌نشیند و می‌گوید: «مستر دستور داده موهای شما را بتراشم و محاسن‌تان را اصلاح کنم.»

یک ماشین ریش‌تراش «موزر» دستش است، آیینه را به من می‌دهد، یک آیینه گرد با قاب پلاستیکی آبی رنگ است که دسته هم دارد. آرام آن را جلوی صورتم می‌گیرم. کسی را که توی آیینه می‌بینم، نمی‌شناسم! او حدود ده سالی از من بزرگ‌تر است، موهایش جوگندمی و بلند است با صورتی خسته که جای زخم‌هایش هنوز خوب نشده. آدم را می‌ترساند، هنوز باورم نشده این خودم باشم ولی این قطره‌های اشک چه می‌گویند، که هم صورتم را خیس می‌کنند، هم صورت آیینه را!

در خیابان عرصات هندیه که مرا از کنار ماشینم دزدیدند این‌طوری نبودم! خوب شد آقای مهدوی برگشت و دید که آن‌ها مرا سوار یک بنز استیشن زرهی زیتونی رنگ کردند.

با خودم می‌گویم؛ اگر الان دخترم زهرا مرا ببیند و نشناسد، دق می‌کنم. بعد می‌گویم: اگر هم مرا بشناسد، او دق می‌کند!

وصفی سریع آیینه را از دستم می‌گیرد و به  زمین می‌کوبد و می‌شکند؛ می‌گوید: «می‌خواهی این‌قدر گریه کنی تا دیوانه شوی؟!» برای لحظه‌ای این دلجویی وصفی به دلم می‌نشیند. رفتارش نرم‌تر شده است.»

گفتنی است، مراسم رونمایی کتاب «سیاه‌چال مستر» هم‌زمان با مراسم شب خاطره، پنج‌شنبه ششم تیرماه از ساعت 18 در تالار سوره حوزه هنری واقع در خیابان سمیه، نرسیده به خیابان حافظ برگزار می‌شود.
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: