پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۲۶۳۷۷
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۲
یک استاد دانشگاه و پژوهشگر فلسفه سیاسی عنوان کرد
یک استاد دانشگاه و پژوهشگر فلسفه سیاسی گفت: اگر در جامعه ای مردم زیاد عصبانی می‌شوند به معنای آن است که روحیه عدالت پذیری آن جامعه کم شده است زیرا نهادهای اقتصادی، سیاسی، پارلمان و قضایی آن کمتر عدالت محور هستند.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، حسین هوشمند در دومین نشست دوشنبه‌های عدالت با موضوع «به سوی یک نظریه رالزی درباره توسعه پایدار» در اندیشگاه کتابخانه ملی به تشریح چهار نظریه رالزی پرداخت.

وی با اشاره به جمله «جرمی بنتام» پدر فایده گرایی عنوان کرد: او می‌گوید نمی‌توان هیچ حق فردی را به خاطر حقوق جامعه ملغی کرد، البته یک طنزی نیز در این باره وجود دارد مبنی بر اینکه همین فایده گراها به فقر حساس هستند و دولت‌ها را ملزم به داشتن برنامه‌های حمایتی می‌کنند ولی آنقدر که به فقر توجه دارند به عدالت بی توجه هستند.

وی با تشریح نظریه‌های عدالت رالز عنوان کرد:‌ رالز در نظریهٔ عدالت می‌نویسد، عدالت نخستین فضیلت برای نهادهای اجتماعی است، همچنان که حقیقت برای نظام تفکرِِِ؛ عدالت از نظر رالز مقدم بر خوشبختی است. خوشی و کامیابی آنگاه به‌عنوان یک ارزش مثبت تلقی می‌شود که عادلانه بودن آن محرز باشد. عدالت چارچوبی است که افراد مختلف در آن فرصت پی گرفتن آمال و ارزش‌های مورد نظر خود را پیدا می‌کنند.

هوشمند در تشریح دو اصل نظریهٔ بازبینی‌شدهٔ عدالت رالز تصریح کرد: هر شخصی نسبت به طرحی کاملاً کافی از آزادی‌های اساسی برابر که با طرح مشابهی از آزادی‌ها برای همگان همساز باشد، حق لغو ناشدنی یکسان دارد.

وی ادامه داد: همچنین نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی به دو شرط قابل قبول هستند اول باید مختص به مناصب و مقام‌هایی باشند که تحت شرایط برابر و منصفانه، فرصت‌ها به روی همگان گشوده باشد و دوم این نابرابری‌ها باید بیشترین سود را برای محروم‌ترین اعضای جامعه داشته باشد.

هوشمند ادامه داد: رالز عدالت را تبلور انصاف می‌داند و می‌گوید در وضع نخستین که تا حدی مشابه مفهوم وضع طبیعی است، آدمیان می‌خواهند جامعه مدنی تشکیل دهند و به ‌ناچار روی اصولی معقول و منصفانه توافق می‌کنند. نقشی که این اصول در تفکیک حقوق، تکلیف‌ها و تقسیم مزایای اجتماعی برعهده می‌گیرد همان است که مفهوم عدالت نامیده می‌شود.

این استاد رشته دین و فلسفه اخلاق تطبیقی با تشریح نظریه‌های اخلاقی رالزی که باعث شد در دهه 70 میلادی نظام‌های اخلاقی رونق گرفته و دانشجویانی بسیاری سوق به فلسفه اخلاق پیدا کنند، گفت: بخشی از موفقیت‌های رالز، جذب عناصر مفید نظریه‌های فایده گراها بود کما اینکه رالز عناصر مارکسیستی را نیز که با رویکرد کانت بود مدنظر داشت.

هوشمند با تشریح دو نظام اخلاق فلسفی عنوان کرد:‌ نظام اخلاق سنتی، اخلاق را برگرفته از خدا می‌داند ولی جریان دیگری می‌گوید که آدمی، اخلاق را پدید می‌آورد و اخلاق محصول جامعه بشری است که برای حل مشکلات بشر تلاش می‌کند.

وی بیان داشت: رالز معتقد است که باید مسئله عدالت از نهادهای اقتصادی، سیاسی، پارلمان و قضایی در جامعه نهادینه شود و این نهادها هر چه عادلانه تر عمل کنند تاثیر بنیادین آن بر زندگی مردم بیشتر خواهد بود و رفته رفته رفتارهای اجتماعی در آن جامعه نیز عدالت خواهانه تر می‌شود.

این استاد رشته دین و فلسفه اخلاق تطبیقی خاطرنشان کرد: جامعه اخلاقی منوط به استواری عدالت در نهادهای آن جامعه است بطویکه اگر در جامعه ای مردم زیاد عصبانی می‌شوند به معنای آن است که روحیه عدالت پذیری آن جامعه کم شده است زیرا نهادهای اقتصادی، سیاسی، پارلمان و قضایی آن کمتر عدالت محور هستند بنابراین در کشورهای موفق در زمینه عدالت، افراد آن جامعه قدیس نیستند بلکه نهادهای آن جامعه به عدالت رفتار کردند که باعث شده است مردم نیز احترام به یکدیگر را بیاموزند.

گفتنی است، نشست دوم دوشنبه‌های عدالت با سخنرانی حسین هوشمند با موضوع «به سوی یک نظریه رالزی درباره توسعه پایدار» به همت اندیشگاه کتابخانه ملی برگزار شد. حسین هوشمند در دانشگاههای تهران، کنکورد، مگ گیل در رشته دین و فلسفه اخلاق تطبیقی تحصیل و رساله دکتری وی در تبیین و دفاع از نظریه جان رالز در باب عدالت جهانی و حقوق بشر به رشته تحریر درآمده است. فلسفه سیاسی معاصر، فلسفه اخلاق و فلسفه حقوق از علائق پژوهشی اوست و مقالاتی در زمینه مذکور تالیف کرده است.

نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: