پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۲۶۸۸۴
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۳:۴۵
چندی پیش، بیش از یکصد نفر از گروه تندرو آمریکا با انتشار نامه ای علنی چین را به نادیده گرفتن اصول و مقررات نظم بین المللی متهم ساخته و رویارویی با چین را تحریک کردند.



واقعیات ثابت کرده است که استیلاجویی آمریکا حاکی از یک جانبه گرایی، حمایت گرایی، خودپرستی افراطی مخرب واقعی نظم بین المللی است.

نظم کنونی بین المللی پس از جنگ دوم جهانی ایجاد شده و در کل نقش مثبت ایفا کرده است. به ویژه آنکه سازوکار امنیت گروهی با محوریت سازمان ملل به طور مؤثر صلح و توسعه جهان را حفظ کرده است. با این حال، آمریکا خود را در محوریت نظم بین المللی تلقی کرده و برای حفظ استیلاجویی تک قطبی خود تلاش کرده است. آمریکا هنگامی که دانست از طریق سازمان ملل به هدف خود نمی رسد، "حمله انتحاری” علیه نظم بین المللی برپا کرد و درصدد است با تخریب نظم کنونی به حفظ استیلای خود بپردازد. پس از روی کار آمدن دولت کنونی آمریکا، تخریب نظم بین المللی از این کشور فارغ از تصورات جامعه جهانی بوده است.

از یک طرف، آمریکا با چوب تعرفه گمرکی اصطکاک تجاری علیه چین، مکزیک، کانادا، اتحادیه اروپا، هند و جوامع دیگر اقتصادی برانگیخته و به زنجیره های صنایع و ارزش جهانی، وضعیت توزیع کار بین المللی و مقررات تجارت چند جانبه آسیب رسانده است.

از سوی دیگر، این کشور از سازمان ها و پیمان های بین المللی از جمله شورای حقوق بشر، یونسکو، توافق نامه پاریس درباره مقابله با تغییرات اقلیمی سازمان ملل خارج شده، از فعالیت آژانس بین المللی انرژی هسته ای و روند اصلاحات سازمان تجارت جهانی ممانعت کرده و درصدد است خود را فارغ از هر گونه مدیریت قضایی بین المللی جا دهد.

بولتون سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل حتی علناً ادعا کرد که روابط آمریکا با جهان همچون ارتباط چکش و میخ است و آمریکا می تواند دلخواهانه به هر طرف چکش خود را بکوبد. این استیلاجویی و خودخواهی افراطی آمریکا در واقع تحقیر شدید قوانین و نظم بین المللی و تخریب آن هاست.

برخی سیاستمداران آمریکا گستاخانه نظم بین المللی را تخریب کرده و از انجام وظایف بین المللی خودداری کرده اند و چین را به نادیده گرفتن از نظم بین المللی متهم ساخته اند. علت اصلی این است که نظم کنونی بین المللی برپایه منشور سازمان ملل با "نظم زورگویانه” که آمریکا آن را ترجیح می دهد، فرق دارد. این نشان می دهد که برخی آمریکایی ها اندیشه عمیق زورگویی و استیلاجویی دارند و آنها از چندجانبه گرایی و مشکلات خود در راستای استیلاجویی مضطرب هستند.

عملکرد آمریکا درباره تخریب گستاخانه نظم بین المللی نیز مورد مخالفت شدید همپیمانانش قرار گرفته است. طوری که آنکلا مرکل صدر اعظم آلمان اعلام کرد: به دنبال گسترش اختلافات دو ساحل اقیانوس آتلانتیک درباره مسایلی چون تحریم علیه ایران، "ثبات نظم پس از جنگ دوم جهانی” رو به فروپاشی داشته است. نخست وزیر سنگاپور نیز در این باره گفت: آمریکا به مذاکرات دو طرفه با کشورهای کوچک تر و ضعیف تر خود ارجحیت داده است. علت آن این است که آمریکا می تواند از منازعات به طور مستقیم سود ببرد.

چین یکی از موسسان نظم کنونی بین المللی و نیز بهره ور و حافظ آن است. به چالش کشاندن نظم بین المللی با منافع چین هماهنگ نیست. چندی پیش، بیش از یکصد شخصیت "چین شناس” آمریکایی در نامه علنی به ترامپ رییس جمهور و کنگره آمریکا تاکید کردند که شرکت چین در سازوکار بین المللی برای حفظ این سازوکار و در پیش گرفتن تدابیر موثر در مسایل مشترک جهانی از جمله مقابله با تغییرات اقلیمی الزامی است.

به علت آنکه نظم کنونی بین المللی همچنان برای منافع کشورهای غربی سودمندتر بوده و در آن فضای ناعادلانه و بدون منطق نیز وجود دارد، چین به عنوان کشور مسوولیت شناس موظف است در اصلاحات نظم بین المللی و پیشبرد مدیریت جهان نقش شایسته ایفا کند. چین با ارایه ایده ایجاد جامعه بشری با سرنوشت مشترک، اجرای طرح کمربند و جاده حاکی از رایزنی، سازندگی و بهره مندی مشترک، اقدامات در حفظ اعتبار سازمان ملل، شرکت فعال در عملیات صلح بانی بین المللی، گسترش درهای باز، یاری به جهانی شدن اقتصادی، همواره حافظ، شرکت کننده و اصلاح کننده نظم کنونی بین المللی بوده است. چین، ژن استیلاجویی نداشته و به آن نخواهد پرداخت. هدف چین از ارایه طرح درباره ایجاد سازوکار جدید بین المللی علیه هیچ طرف نبوده، بلکه اقدامی در راستای تکمیل سازوکار کنونی مدیریت جهانی و تحقق همکاری برد- برد و توسعه مشترک با کشورهای جهان است.

نویسنده:زالزده
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: