پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۲۹۰۷۰
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۸ - ۲۳:۰۵
در نشست نقد و بررسی نمایش "جمعه کشی" اسماعیل خلج به همت کانون ملی منتقدان تئاتر ایران مطرح شد:
نشست نقد و بررسی نمایش "جمعه کشی" به نویسندگی و کارگردانی اسماعیل خلج، شامگاه روز دوشنبه، 15 مهر ماه 1398 بعد از پایان اجرا با حضور رضا آشفته؛ نویسنده، منتقد و پژوهشگر تئاتر و حمید کاکاسلطانی؛ منتقد تئاتر به عنوان دو تن از اعضای کانون ملی منتقدان تئاتر ایران، اسماعیل خلج؛ بازیگر، نویسنده و کارگردان نمایش "جمعه کشی" و مجید گیاهچی؛ مجری طرح اثر در تماشاخانه سنگلج برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین؛ با پایان اجرا در شامگاه روز دوشنبه، 15 مهر ماه 1398، بخشی از تماشاگران، سالن را ترک کردند و بخشی دیگر از تماشاگران که از نشست نقد و بررسی نمایش "جمعه کشی" به همت کانون ملی منتقدان تئاتر ایران اطلاع داشتند، دقایقی، منتظر ماندند تا رضا آشفته و حمید کاکاسلطانی؛ منتقدان نشست و اسماعیل خلج؛ نویسنده و کارگردان نمایش "جمعه کشی" و مجید گیاهچی؛ مجری طرح اثر، پشت میزهای قهوه خانه ای طراحی صحنه نمایش "جمعه کشی" بنشینند و نشست نقد و بررسی، شکل رسمی به خودش بگیرد.

رضا آشفته، سخنان خودش را با ابراز خوشحالی از انجام یک نشست دیگر از سلسله نشست های دوشنبه های نقد تئاتر آغاز و هدف کانون ملی منتقدان تئاتر ایران از برپایی چنین جلساتی را با توجه به بحران موجود در تئاتر ایران، کمیت روزافزون اجراها و کمبود کیفیت مناسب در اکثر آثار روی صحنه به عنوان حلقه مفقوده امروزه تئاتر، شناخت چیستی تئاتر و راهنمایی مخاطبان برای انتخاب آثار بهتر برای تماشا به کمک گزارش های منتشرشده از جلسات دوشنبه های نقد تئاتر در مطبوعات عنوان کرد.

اسماعیل خلج پس از عرض خیرمقدم به منتقدان و حضار در پاسخ به سوال رضا آشفته مبنی بر اجرای دوباره یک اثر با قدمت پنجاه ساله و تفاوت های اجرای سالیان دور با اجرای حال حاضر گفت که هنوز، شخصیت های نشان داده شده در نمایش در جنوب شهر فعلی شهر تهران با مسائل مطرح شده روی صحنه، با بی خبری ها و با مشکلات اقتصادی و فرهنگی گفته شده در اثر، دست به گریبان هستند و مضاف بر اینکه تعداد بی شماری به قشر جامعه آنها اضافه شده است و در زمان نگارش نمایشنامه، جمعیت ایران به 25 میلیون نفر می رسید در صورتی که با جمعیت امروزه ایران و تراکم جمعیت در اطراف کلانشهرها، اینگونه شخصیت ها فراوان هستند که دلیل اصلی من برای اجرای دوباره "جمعه کشی" پس از سالها است و افزود که هنگامی که یک نمایشنامه در بازه زمانی مشخص به نگارش درمی آید، نیازی به تغییر و به روز رسانی برخی عناصر جزئی همچون قیمت اجناس دیروز و امروز وجود ندارد زیرا که بی اهمیت هستند و من، نمایشنامه را بدون تغییر حتی یکی از گفتگوها به روی صحنه آوردم هرچند که در نگاه دوباره به اثر، به کشفیات جدیدی برخوردم و انتظار است که رویکردها به درستی دیده شوند.

سپس نوبت به مجید گیاهچی رسید تا پاسخگوی سوال بعدی رضا آشفته درباره دلیل حمایت او از اجرای دوباره "جمعه کشی" و هدف رویکرد هنری پشت چنین تصمیمی باشد که مجید گیاهچی در مقام مجری طرح با تشکر از همه برای حضور در محفل و دعوت از همگان برای اظهار نظر به منظور جلوگیری از تک صدایی، به مطلبی نوشته خودش ارجاع داد که شرح مختصرش اینگونه است که فرهنگ ایرانی، غول های خودش را درون چراغ جادو می کند در صورتی که امکان جادوگری، ایجاد تغییر و تحول در جامعه و قابلیت تاثیرگذاری در فرهنگ و هنر را دارند و اسماعیل خلج، یکی از غولها و آدم های بسیار بزرگی در جامعه است که مبرا از تعریف و تمجید من است و همه روی چنین ادعایی صحه می گذارند حتی در صورتی که فقط یک اثر از ایشان، دیده و خوانده باشند ضمن اینکه بزرگان نمایشنامه نویسی ایران همانند اکبر رادی در متنی که به جا گذاشتند، از تاثیر گفتگونویسی اسماعیل خلج در برخی آثار خودشان سخن گفتند و در ادامه، بهرام بیضایی در مصاحبه ای اعلام کردند که تنها نمایشنامه نویسی که توانسته است به زبان خاص خودش دست یابد، اسماعیل خلج است هرچند بدون تایید دیگران هم جایگاه رفیع اسماعیل خلج در تئاتر و ادبیات نمایشی ایران، غیرقابل انکار است و وقتی ایشان، تصمیم به ساخت نمایش گرفتند، من، بدون هیچ تردیدی قبول کردم و امیدوارم، همکاری ها ادامه پیدا کند.

وی به دو اجرای قبلی اسماعیل خلج در سالهای 1385 و 1391 به ترتیب در مجموعه تئاتر شهر و فرهنگسرای ارسباران اشاره، از فاصله زمانی طولانی بین دو اجرا برای یک هنرمند با چنین سطح رفیعی گلایه و خاطرنشان کرد که به نظر من، هر گاه، عرصه برای به نمایش گذاری توانایی های اشخاصی مثل اسماعیل خلج فراهم شود، در واقع، یک موقعیت برای تئاتر ایران به وجود می آید که تئاتر ایران، خواه و ناخواه، از موقعیت سود می برد و همانطور که اشاره شد، در بحران تئاتر ایران، نمایش اسماعیل خلج می تواند سنگ محکی برای کمک به یادآوری چیستی تئاتر باشد و مسیر را برای دستیابی به مقوله تئاتر هموار سازد.

در ادامه، رضا آشفته گفت که نقد و بررسی نمایش "جمعه کشی" در دو بخش متن و اجرا صورتی می گیرد و از حمید کاکاسلطانی درخواست کرد که آغازگر نقد و بررسی ها باشد.

حمید کاکاسلطانی در ابتدای سخن، فعالیت های گوناگون اسماعیل خلج از نمایشنامه نویسی تا نقاشی را برشمرد و از نمایشنامه های او، با عنوان "نمایشنامه های قهوه خانه ای" یاد کرد بدین صورت که "قهوه خانه ها"، محل تجمع قشر متوسط به پایین جامعه است، آلام و رنج های خاصی دارند و می توان، نام "قشر ستمدیده" را بر آنها نهاد که به دلیل شرایط اجتماعی علی رغم تلاش ها، به هیچ جا نمی رسند و ناکام می مانند که تلاش ها و ناکامی شان را می توان به "ایستایی" تعبیر کرد که شاید، ماحصل یک ظلم اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد.

او، "جمعه کشی" را گزارش طریقه زندگی آدم های مایوس خواند که یادآور شخصیت های آنتوان چخوف هستند و ادامه داد که شخصیت های اسماعیل خلج، مدام به دنبال یک شانه می گردند تا لختی در برش بیاسایند و با یکدیگر، درد و دل کنند زیرا به جز درد و دل، عملی از آنها ساخته نیست که همذات پنداری وهم انگیز و نه رشک انگیز در مخاطبان ایجاد می کنند و قابل ترحم هستند به صورتی که ترحم برانگیزی آنها، مخاطبان را به تامل وامی دارد.

حمید کاکاسلطانی، از عدم کنش مندی شخصیت ها پرده برداشت که نمایش را به سمت گزارش بودگی و پژوهشی درباره آدم های حاضر در قهوه خانه ها می برد جدا از اینکه هر شخصیت، قصه واماندگی، سرخوردگی و شکست خودش را روایت می کند انگار که روایت مغضوبین، قعرنشین ها و فرش نشین های روی زمین است هرچند که باید اذعان کرد که نوشته های اسماعیل خلج همانند ایشان، ساده و صمیمی هستند.

نویسنده "جمعه کشی" اینگونه در مقام پاسخگویی به پرسش حمید کاکاسلطانی راجع به لزوم استفاده از زبان متعلق به دهه های 40 و 50 هجری شمسی در اجرای حال حاضر، عدم شناخت بخش اعظم مخاطبان از واژه های قدیمی و رویکرد تک گویانه شخصیت ها در روایت دغدغه هایشان با تمایل به شعارزدگی بدون ایجاد کنش واقعی در محیط پرکشمکش قهوه خانه با التفات به عنصر تهییج تماشاگران در درام برآمد که دو تا مسئله وجود دارد: یکی که به تهییج مخاطبان و کنش مندی آنها در محیط خارج از تئاتر می انجامد و دیگری اینکه آثار فراوانی در دنیا وجود دارند که درام هستند و نتیجه آنها، ایجاد آگاهی در تماشاگران است بدین صورت که دنیای روی صحنه، تبدیل به دنیای مخاطبان شود و هر آنچه از قبیل اشتباهات و تجربیات که در دنیای واقعی، قادر به مشاهده و درک آنها نیستند را به تماشا بنشینند و باید اضافه کنم که هر چه که در "جمعه کشی" به روی صحنه رفته است، به منظور نمایش فقر فرهنگی و سیاست جهان شمول بی خبرسازی اقشار مختلف جامعه برای استمرار حکومت های جابرانه است از آنجا که معتقد هستم، افزایش آگاهی انسانی، آینده بهتری را می سازد و کوشیدم که از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و ارائه یک رابطه پیچیده بین دو طبقه اجتماعی در قالب یک رابطه انسانی نمادگرایانه بین کارگر و کارفرما، وظیفه آگاهی بخشی خودم را به انجام برسانم از آنجا که سینما، رادیو و تلویزیون، وظیفه خبررسانی به قشر ضعیف را برای یاداوری حقوق آنها بر عهده نمی گیرند پس سعی کردم که بازتاب دهنده چنین موضوعی باشم.

اسماعیل خلج، سخنان خودش را اینگونه به پایان برد که جلوگیری از خبررسانی، عدم تمایل به گفتگو در بین مردم و عدم واکنش مطلوب نسبت به ظالمان، سکوت، سکون و رخوت را به همراه می آورد و رادیو، تلویزیون و روزنامه موجب بی خبری های امروزه جامعه هستند.

مجید گیاهچی، در پاسخ به سوال حمید کاکاسلطانی گفت که در دوران حاضر، درام به سمتی رفته است که به جای تهییج، مخاطبان را به تامل و حتی مشارکت وادارد و نمایشنامه "جمعه کشی" که در سال 1352 نوشته شده است، از نظر من، به "در انتظار گودو" ساموئل بکت طعنه می زند که هیچ داستانی ندارد و برخلاف نمایشنامه اسماعیل خلج، از یک فرهنگ دیگر می آید در صورتی که "جمعه کشی" مرتبط به فرهنگ ایرانی است و از درون نویسنده نشات می گیرد که از تقلید و تکرار دورش می کند و حاکی از اصالت اثر است از اینرو، سوالاتی که بی پاسخ می ماند و رها می شود، به منظور مشارکت مخاطب است در نتیجه، آنچه که حُسن نمایشنامه به شمار می رود، در اینجا، به عنوان یک نقص مطرح شده است و "جمعه کشی" مثل دیگر تئاترهای اصیل بعد از پایان اجرا، تازه در فکر و ذهن مخاطبان جان می گیرد.

حمید کاکاسلطانی بعد از دریافت پاسخ های اسماعیل خلج و مجید گیاهچی اظهار کرد که "جمعه کشی" با وجود اینکه چهل و چند سال قبل به نگارش درآمده است، اثری است که تا ده ها و صدها سال دیگر می تواند همچنان به روی صحنه برود از آنجا که خصوصیات درونی دارد که اسماعیل خلج به آنها اشاره نمود و او با وجود اینکه تمام قاعده های نمایشنامه نویسی را کنار می گذارد تا نمایشنامه را بنویسند، همچنان قاعده ها در پس متن قابل لمس است برخلاف دیگر نمایشنامه نویسان معاصر که به برداشت ها از نمایشنامه های غربی تکیه می کنند و می کوشند تقلیدی نعل به نعل از آنها داشته باشند که در سالهای اخیر به پیکره تئاتر ضربه زده است در صورتی که "جمعه کشی" با وجود قرابت ها، استنباط های فرهنگ ایرانی را در خودش دارد و هنگامی که شعرها خوانده می شود، یک ساختار نمایشی ایرانی را به اذهان متبادر می سازد و به پشتوانه غنی ادبی و عرفانی او بازمی گردد که از فرهنگ کهن ایران زمین نشات می گیرد.

وی افزود که شخصیت ها در حال برپایی آیین "جمعه کشی" هستند و با بیان دغدغه هایشان تلاش می کنند آلام و رنج های خودشان را با حشر و نشر با یکدیگر تسکین ببخشند، صیقل یابند و به زلالیت برسند از آنجا که در روز جمعه که روز تعطیل است، آنها به دلیل شرایط اقتصادی، سختگیری های کارفرما و دلایل دیگر، امکان تفریح ندارند، زمان خودشان را در قهوه خانه می گذرانند تا روز را به پایان برسانند و جمعه را بُکُشند.

حمید کاکاسلطانی با اشاره به تعریف درست آدم های جامعه در شخصیت های نمایش "جمعه کشی" از زبان مدرن به کار گرفته شده در نمایشنامه تمجید و از رویکرد رسانه ها در جامعه مدرن انتقاد کرد که دیگر وظیفه آگاهی بخشی شان را از یاد بردند به طوری که او به عنوان یک روزنامه نگار باسابقه حاضر نیست دیگر، روزنامه ها را ورق بزند و مطالعه نماید که نمایش چنین نقدی در بطن نمایش، تحسین برانگیز است و خودش را در قالب ساختارگرایی محدود نمی سازد بلکه با زبانی نرم و هوشمندانه، موضوع را مطرح می کند بدین صورت که مخاطبان را به تفکر وا می دارد که از رخوت روز جمعه در پایان "جمعه کشی" بگریزند.

اسماعیل خلج درباره لزوم نگاه تاریخ پژوهانه به قهوه خانه در هنگام نگارش صحنه نخست نمایشنامه گفت که تاریخچه قهوه خانه گفته می شود، فقط برای شناخت مکان وقوع روایت است تا نگاه هستی شناسانه به دنیا داشته باشد از آنجا که دنیا، خودش یک قهوه خانه است و مردم، هر روز می آیند و می روند و به دنبال پاسخ سوال ازلی هستند که برای چه آمده ایم؟ و نمایش پر از پرسش های اینچنینی است و من، قصد داشتم که توجه تماشاگر را به این سوالات جلب کنم که چرا دعوا می کنیم؟، چرا نمی توانیم حق خودمان را بگیریم؟ و چرا باید آنقدر ضعیف باشیم که بتوانیم بخوانیم ماشین مشدی ممدلی... نه بوق داره، نه صندلی...؟

در نهایت، نصرالله قادری از حاضران در جلسه در سخنانی عنوان کرد که اسماعیل خلج در آثارش به دنبال زندگی کردن و نه زنده بودن است و زندگی کردن شامل چهار عمل اصلی است که اصلی ترین عنصر این مجموعه یعنی مادرانگی در نمایش "جمعه کشی" گم است و اینجا است که سکون در میزانسن ها پدید می آید و خصوصیت متن به اجرا، رسوخ می کند و معنا می سازد.

سلسله نشست های دوشنبه های تئاتر در هر هفته به نقد و بررسی یکی از نمایش های روی هفته می پردازد و به همت کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برگزار می شود.

لازم به ذکر است که نمایش "جمعه کُشی" به نویسندگی و کارگردانی اسماعیل خلج و با بازی اسماعیل خلج، علی فتحعلی، مسعود رحیم‌پور، علی خازنی، افشین زارعی، محمدرضا خسرویان و محمود حسینی از 7 مهر ماه 1398 تا 30 مهر ماه 1398، ساعت 19:30 در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه می رود.

 

خبرنگار گیتی آنلاین: فرزاد جمشیددانایی

نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: