پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد      
کد خبر: ۲۹۴۰۹
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۸ - ۱۸:۵۲
حجت الاسلام روح الله دریکوند پژوهشگر حوزه علمیه قم در پژوهشی جامع بیان کرد :


در گذر زمان در برخی مناطق، میان عموم مردم باورهای غلطی رواج پیدا کرده است؛ از جمله این موارد خرافات مربوط به روزهای پایانی ماه صفر است. این باورهای خرافی با رشد شبکه های اجتماعی در فضای مجازی در میان عوام شدت یافته است. بشارت پایان ماه صفر و وجوب بهشت از قول رسول خدا (ص) از طریق پیامک، ایمیل و... دق الباب کردن 7 مسجد و روشن کردن شمع پشت در 7 مسجد؛ قبل از اذان صبحِ اولین روز ماه ربیع الاول و دعا با جملات و مضمون خاص که با گذر زمان بر پیرایه های این عمل افزوده شده است، از جمله سنت های رایج بین عوام مردم است. گرچه در ظاهر اعمالی شایسته تلقی می شوند اما با تأمل، واکاوی و بررسی دینی، خرافی بودن این اعمال مشخص و در می یابیم که این باورها فاقد هر گونه پایه و اساس دینی و عقلانی هستند. ترویج باورهای غلط و وارونه از دین، فقط داستان سرايي، سوء استفاده‌ و شیطنتی است که برخی بدخواهان بخاطر عدم فهم معنای روایت و بخاطر عناد و کینه توزی برای تحریف حقایق و وقایع تاریخی انجام می دهند تا هم حقیقتی را تحریف و واقعیتی را پنهان دارند تا به تدریج به فراموشی سپرده شود و هم اذهان عمومی مردم را به سوی باورهای غلط بکشانند. بنابراین شایسته است که در نقل روایات دقت بیشتری داشته باشیم، تا ناخواسته آب به آسیاب دشمن نریزیم. آگاه و بصیر باشیم و هر چیزی برایمان پیام شد بدون توجه به صحت آن، باعث نشر باورهای غلط نشویم تا خداي ناكرده در دام بدعت ها و برخي از خرافات گرفتار نشويم. دو بیت زیر از جمله این پیامک هاست:

مشکی از تن به درآرید ربیع آمده است//// خم ابرو بگشایید ربیع آمده است

مژده ای ختم رسل داد که: آید به بهشت//// هر که بر من خبر آرد که ربیع آمده است

1. دق الباب مساجد در شب اول ربیع الاول؛ مستند یا خرافی؟

اصل حضور، مناجات و دعا کردن در هر زمان و مکانی، خصوصاً در زمان های خاص و اماکن مقدسه؛ با قصد قربت و به امید ثواب؛ عملی مستحب، پسندیده و مورد سفارش و تاکید دین است ولی نباید آمیخته با دروغ، خرافه و بدعت شود. اما این رسم دق الباب مساجد و حواشی آن، سابقه ای در شریعت نداشته و سیره علما و بزرگان دین نیست بلکه انجام عمل به عنوان دستور دینی، بدعت و نسبت دادن به دین است و موجب وهن (اهانت) اسلام نیز می‌شود و باید مراقب ورود بدعت و خرافات به مناسک دینی بود. بدعت در شرع به اموری اطلاق می شود که بعد از رسول خدا (ص) در میان مردم شیوع پیدا کرده و با نبود دلیل عام یا خاص به شریعت نسبت داده می شود. دین قاعده و حكم همه شئون بشرى را تعیین نموده و هرگونه تغییری در آنها بدعت و مستلزم ضلالت است. رسول خدا (ص) فرمود: «كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُ‏ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّارِ» هر بدعتی گمراهی و نهایت هر گمراهی به سوی آتش است. (الکافی؛ ج 1, ص 56) و حضرت علی (ع) می فرمایند: «وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِكَ بِهَا سُنَّةٌ، فَاتَّقُوا الْبِدَعَ وَ الْزَمُوا الْمَهْيَعَ.» هیچ بدعتی در دین ایجاد نمی شود مگر آنکه سنتی ترک گردد، پس از بدعت ها بپرهیزید و با راه راست و جاده آشکار حق باشید. (نهج البلاغه، خطبه 145، ص202)

رسول خدا(ص) در باره وظیفه عالمان دین فرمود: «إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدْعَةُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّه»؛ هر گاه در امّت من بدعتها ظاهر شد، باید عالم [برای مقابله با آنها] علم خود را نشر و آشکار سازد [و جواب بدعت گذاران را بدهد] و اگر چنین نکرد، لعنت خدا بر او باد!» (المحاسن ؛ ج 1، ص 231، ح176) علمای اعلام و آیات عظام جهت اینکه مردم در دام این خرافات گرفتار نشوند بارها بر اساس وظیفه دینی و شرعی خود رواج این خرافات را نهیب زده و بیان داشته اند که چنین عملی مسند شرعی ندارد لذا تأیید آن معنی ندارد. و مومنین سزاوار و شایسته است با مراجعه به کتب ادعیه، برای برآورده شدن حوائج صالحه خود، طرز بیان و حاجت و کیفیت در خواست حوائج خود را از معصومین (ع) فرا بگیرند.

امام خامنه ای در این باره می فرمایند: «عمل مذكور مستند روايى ندارد و شيوه‌اى قابل تأييد نيست. اگر چه اصل اذكار و ادعيه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسنديده‌اى است، لكن اشكال در شيوه عمل به نحو ياد شده است، آقايان علماى اعلام (دامت افاضاتهم) و مؤمنين (ايدهم الله تعالى) با پند و اندرز و موعظه و نصيحت از رواج چنين رفتارهايى كه چه بسا ممكن است منتهى به وَهْن مذهب گردد، جلوگيرى نمايند». (استفتائات جدید امام خامنه ایwww.khamenei.ir)
بنابراین بر اساس نظر علمای اعلام مستحب است که اهل ایمان به سبب مجاهدت خاص حضرت علی (ع) در شب اول ربیع الاول که به نام «لیلة المبیت» مزیّن است با قصد قربت و به امید ثواب، به عبادت، دعا و مناجات با خداوند متعال بپردازند و دعای حضرت علی (ع) در لیله المبیت خوانده شود. و به شکرانه نعمت سلامتی رسول خدا (ص) و أمیرالمؤمنین (ع) و هجرت موفّقيت آميز رسول خدا(ص) روز اول ماه را روزه بگیرند، نماز شکر به نشانه شکرگذاری از خدا خوانده شود و به زیارت آن دو بزرگوار در این روز بپردازند. (الإقبال بالأعمال الحسنة، ج 3، ص 106و مفاتیح الجنان، ص488) بنابراین باز بودن در مساجد به همین خاطر بوده است نه دق الباب مساجد و پیرایه های آن.

 
2. مژده پایان ماه صفر به رسول الله (ص) و بشارت بهشت!؟

آیا این موضوع مستند روایی و اعتقادی دارد؟ جریان چیست؟

روایت مربوطه به دو صورت نقل شده که ابتدا متن آن بیان می‌گردد، سپس به بحث سندی و دلالت آن پرداخته می‌شود.

نقل اول:

قال رسول الله (ص): من‏ بشّرنى‏ بخروج‏ صفر بشرته بالجنّة. ترجمه: هر کس خبر تمام شدن این ماه را به من دهد، من او را به بهشت بشارت می دهم. این حدیث را مرحوم میرداماد (متوفی 1041 ه.ق) در کتاب «الرواشح السماوية في شرح الأحاديث الإمامية»، ص202 نقل کرده است. این خبر مرسله و فاقد سند است و اعتباری ندارد و ایشان این خبر را جز احادیث ساختگی و مجعول آورده، یعنی روایاتی را که اهل سنت از مجعولات حساب کرده اند را ذکر می کند از جمله همین روایت را. علامه جعفری نیز به همین مطلب اشاره نموده است (تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی مولوی ج10، ص455 - 457)

مولوی در مثنوى‏معنوى، دفتر چهارم، صفحه‏668،669 در ذیل روایت فوق که آن را بدون سند آورده،  به این معنا اشاره دارد. مولوی می گوید:

 گفت آن كس كه مرا مژده دهد /
چون صفر پاى از جهان بيرون نهد

 كه صفر بگذشت و شد ماه ربيع /         مژده ‏وَر باشم مر او را و شفيع‏

 گفت عُكاشِه صفر بگذشت و رفت/ 
گفت كه جنت ترا اى شير زَفت‏

ديگرى آمد كه بگذشت آن صفر/            گفت عكاشه بِبُرد از مژده بَر

علامه جعفری در تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی معنوی به نقد شعر مولوی می پردازد، آورده است: «روایت فوق مأخذ معتبری ندارد، از میرداماد نقل شده است که روایت مجعول است. همچنین با نظر به اینکه بشارت به پایان یافتن یک ماه، مانند پایان یافتن روز برای همه معلوم می‌شود، پاداش بشارت پایان یافتن یک ماه را بهشت قرار دادن فوق‌العاده بعید به نظر می‌رسد».(تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی مولوی ج10، ص455 - 457)

میرزا جواد ملکی تبریزی (متوفی ۱۳۴۳ه.ق). نیز این روایت را بدون سند ذکر کرده و اعتباری ندارد. (المراقبات، ص37)

مرحوم علامه شیخ علی نمازی (متوفی 1405 ه.ق) در کتاب مستدرك سفينة البحار ج6 ص293 این روایت را از کتاب عجائب المخلوقات (ص70) نوشته زکریا قزوینی(متوفی 682 ه.ق) نقل کرده، می نویسد: «وعن كتاب عجائب المخلوقات قال: روي عن النبي (صلى الله عليه وآله) إنه قال: من بشرني بخروج صفر ابشره بالجنة.»

اولا: حدیث با لفظ «روی» و بدون سند آمده و فاقد اعتبار است.

ثانیا: کتاب عجائب المخلوقات کتابی است در زمینه هیئت، جهان‌شناسی، علم‌الاشیا و شگفتی‌های عالم خلقت و یک کتاب حدیثی نیست

ثالثا: در این کتاب مطالب صحیح و غیر صحیح وجود دارد. آقابزرگ تهرانی (متوفی۱۳۸۹ه.ق)، فقیه و کتاب‌شناس شیعی در بزرگ‌ترین دایرة المعارف کتابشناسی شیعه به نام الذریعة و حاجی خلیفه(متوفی1068 ه.ق) کتاب شناس معروف اهل تسنن در كشف الظنون  به این مطلب اشاره نموده اند، آمده است: «لکن فیه الغث و السمین» یعنی در این کتاب هم مطالب بی ارزش و ناستوار و هم محکم و استوار وجود دارد. (الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج1، ص7 ـ کشف الظنون ج1، ص9)

علمای معروف اهل تسنن نیز این حدیث را ضعیف، بی اصل و ریشه، مجعول و فاقد سند می دانند. همچون: القاري، الملا على در کتاب  الأسرار المرفوعة في الأخبار الموضوعة، ص337، حدیث 437- ذیل حدیث می نویسد: لَا أَصْلَ لَهُ- در الفوائد المجموعة نوشته الشوکانی ص438 نیز به موضوع و ساختگی بودن آن تصریح شده است. همچنین در کتاب تفسیری روح البیان ج3، ص428 نوشته إسماعيل حقي از علمای اهل تسنن نیز آمده و سندی برای آن ذکر نشده است.

بنابراین روشن شد که این نقل مأخذ معتبری ندارد، در کتب حدیثی معتبر نیامده، سندی برای آن ذکر نشده و فاقد اعتبار است و علمای مشهور شیعه و اهل تسنن این حدیث را مجعول، موضوع و ساختگی می دانند. و روایت با این الفاظ از طریق معصومین (ع) نرسیده است.

نقل دوم:

فَمَنْ بَشَّرَنِي‏ بِخُرُوجِ‏ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ. ترجمه: كسی كه مرا به خروج ماه آذار( یکی از ماه های رومی) بشارت دهد اهل بهشت می‏باشد.

برخی از حدیث شناسان اهل سنت این 
حدیث را مجعول، ساختگی و فاقد اصل و ریشه می دانند. نظیر: كشف الخفاء، ج2، ص281 نوشته العجلوني الدمشقي (متوفی: 1162ه.ق)- عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج15، ص89 نوشته بدرالدين العينى (متوفى 855 ه.ق)- مقدمة ابن الصلاح ومحاسن الاصطلاح، ص450،451 نوشته البلقيني، سراج الدين (متوفى: 805 ه.ق) به نقل از احمد بن حنبل- و الموضوعات، ج2، ص74 نوشته ابن الجوزي (متوفى597 ه.ق).

اما محدثان شیعه فراز «فَمَنْ بَشَّرَنِي‏ بِخُرُوجِ‏ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ» که تنها بخشی از حدیث طولانی نبوی است،  را مجعول و ساختگی ندانسته اند. این حدیث را محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى، مشهور به‏«شيخ صدوق» متوفی 381 ه.ق‏ از علمای بزرگ شیعه در دو کتاب معاني الأخبار ص204،205. و علل الشرائع، ج‏1، ص: 175،176، ح1، نقل کرده است. همچنین مرحوم محمدتقی مجلسی(متوفی 1070ه.ق) در روضة المتقين ج12، ص259،260 و فرزندش علامه محمد باقر مجلسی(متوفی1110ه.ق) این روایت را در بحار الأنوار ج22، ص423،424  ذکر نموده اند. روایت وارده از شیخ صدوق با سلسله سند آن و فضای صدور حدیث که به صحابی بزرگوار، عبدالله بن عباس منتهی می‌شود، اینگونه آمده است:

محمّد بن احمد سنانى و احمد بن حسن قطان و حسين بن ابراهيم بن احمد بن هشام مؤدّب و على بن عبد اللَّه ورّاق و على بن احمد بن محمّد دقّاق رضى اللَّه عنهم جملگى از ابو العبّاس احمد بن يحيى بن زكريّا قطان از بكر بن عبد اللَّه بن حبيب، از تميم بن بهلول، از پدرش، از ابى الحسن عبدى از سليمان بن مهران، از سعيد بن جبير، از ابن عبّاس، وى گفت: روزى نبىّ اكرم صلّى اللَّه عليه و آله در مسجد قُبا نشسته بودند و جمعى از صحابه در نزد آن حضرت شرف حضور داشتند حضرت فرمودند: اوّلين كسى كه بر شما وارد شود اهل بهشت است، اصحاب كه اين كلام را شنيدند برخى از آنها از جا برخاسته و بيرون رفتند و هر كدام سعي داشتند زودتر از ديگرى به مسجد برگردد تا اوّلين نفر محسوب شده و بدين ترتيب مستوجب بهشت گردد، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از حركت ايشان آگاه گرديد، خطاب به جماعت باقيمانده كرده و فرمودند: به زودى جماعتى بر شما وارد مى‏شوند كه هر يك بر ديگرى پيشى مى‏گيرد، آن كه بشارت بمن دهد كه ماه آذار خارج شده اهل بهشت مى‏باشد، جماعتى كه بيرون رفته بودند بازگشتند و در ميان ايشان ابوذر رحمة اللَّه عليه بود، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: در چه ماهى از ماههاى رومى هستيم؟ ابوذر عرض كرد: يا رسول اللَّه ماه آذار خارج شده است. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: من خود اين را مى‏دانستم منتهى خواستم اين جماعت بدانند كه تو مردى از اهل بهشت هستى و چگونه اين طور نباشد و حال آن كه بعد از من تو را به جرم محبّتت به اهل بيت من از حرم من طرد مى‏كنند و از آن پس تنها زندگى كرده و غريب و تنها خواهى مرد و جماعتى به واسطه تو سعادتمند خواهند شد، آنان كسانى هستند كه در تجهيز و تدفين تو سعى خواهند نمود، ايشان رفقاء من در بهشت جاويد خواهند بود، همان بهشتى كه حقّ تعالى وعده‏اش را به متّقين داده است.

در مورد این روایت از دو منظر بحث می کنیم: سندا و دلالتا که هم سنداً و هم دلالتاً مشکل دارد.

الف: سنداً

از لحاظ سند، این روایت به خاطر افراد مجهول الحالی همچون: «ابوالعبّاس احمد بن يحيى بن زكريّا قطان»، «تميم بن بهلول»، «پدرش» و «ابوالحسن عبدى» و همچنین به خاطر تضعیف شدن «بكر بن عبد اللَّه بن حبيب» (رجال نجاشی، ص109) دارای ضعف سندی است. از این رو این روایت ضعیف شمرده می شود.

ب. دلالتاً

به هر حال با صرفنظر از سند، محتوا و دلالت حدیث نیز با مشکل مواجه هست. اگر ما مقتضیات زمانی و مکانی و فضای صادر شدن یک حدیث را بفهمیم معنا و محتوای حدیث به درستی تبیین می شود. جدای از عناد و کینه توزی، اگر علت صدور حدیث مشخص نشود دچار سوء برداشت شده و به فهم صحیحی از حدیث دست پیدا نمی کنیم. در مورد این حدیث نیز چنین اتفاقی افتاده است زیرا به سبب صدور حدیث توجهی نشده لذا ابهام و سوء برداشت در آن به وجود آمده و مفهوم آن وارونه جلوه داده شده. همانگونه که در متن حدیث دیدیم؛

 اولا: در اين حديث هيچ اشاره‌اي به ماه صفر نشده، ربطی به ماه صفر و ورود ماه ربیع و تبریک و شادباش گفتن ماه ربیع هم ندارد بلکه مربوط به ماه «آذار» از ماه های رومی است.

ثانیا: این بشارت به تمام شدن ماه آذار، مربوط به یک ماجرای خاص و مختص همان زمان و مکان و فقط در شأن ابوذر (ع) صحابی بزرگ رسول خدا (ص) آمده است. علامتی است برای شناختن ابوذر و هدف رسول خدا (ص) با این حرکت، معرفی شخص ابوذر به عنوان یک فرد بهشتی و با فضیلت بوده است تا دیگران جایگاه و منزلت ابوذر را بدانند و بفهمند که او اهل بهشت است. و پیامبر (ص) با علم لدونی خود اطلاع داشتند که تنها ابوذر به این سؤال پاسخ خواهد داد.

نه اینکه سخن پیامبر اطلاق داشته باشد و همه افراد و زمانها و مکانها را در بر بگیرد و قائل شویم که از آن به بعد هر كس چنین  بشارتی دهد به بهشت برود!! و به عبارت دیگر مربوط به همان حادثه است و الغاي خصوصيت و تعمیم براي غير در آن معنا ندارد.

این یک روش در معرفی افراد است. ما هم وقتی ما می خواهیم یک فرد را معرفی کنیم گاه از اسم شخص، گاه فعل شخص و گاه از صفت شخص یا یک علامت کمک می گیریم. در قرآن کریم نیز هنگامی که می خواهد حضرت علی (ع) را به عنوان ولی و سرپرست مسلمانان معرفی کند به فعل حضرت که در حال نماز و رکوع انگشتر خود را به فقیر می دهد، اشاره می کند. قرآن می فرماید:  إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (مائده: 55) سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند؛ همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند.

پیامبر نیز برای بیان جایگاه و بهشتی بودن ابوذر از شیوه ای که در حدیث آمد، استفاده نمود. علی ای حال چگونه ممکن است پاداش این عمل ناچیز (خبر از پایان ماه صفر) بهشت جاودان باشد!؟ ناگفته پیداست که این مژده در حدی نیست که شخصی مستحق بهشت شود.  علامه جعفری نیز به همین مطلب اشاره نمودند(تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی مولوی ج10، ص455 - 457) در نتیجه اصل این عمل مبنای شرعی و روایی ندارد.

نحوست ماه صفر:

نحوست ماه صفر در طول زمان در اذهان مردم شکل گرفته است ولی اصل نحوست و شوم بودن ماه صفر ثابت نیست و هیچ دلیل عقلی و نقلی معتبری دال بر نحوست این ماه نداریم و تفاوتی میان این ماه و ماههای دیگر نیست. مرحوم علامه مجلسی ( متوفی1110ه.ق) در این باره می نویسد: ماه صفر مشهور است به شوم بودن نحوست و ممکن است دو علت داشته باشد؛ اول: بخاطر وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله که طبق نظر علمای شیعه در این ماه واقع شده است. دوم: چون بعد از ماه هایی که جنگ در آنها حرام است واقع شده، ماهی است برای شروع جنگ پس ماه شومی شمرده شده است. ولی من در احادیث شیعه روایتی که دلالت بر نحوست این ماه داشته باشد ندیدم و در روایات غیر معتبر از اهل سنت این مطلب رسیده است. (زاد المعاد- مفتاح الجنان، ص247)

علامه طباطبایی نیز در زمینه نحوست و شوم بودن ایام از نظر «عقل، قرآن و سنت» در تفسیر المیزان می فرماید: از لحاظ عقلی ما به هيچ وجه نمى‏توانيم بر سعادت روزى از روزها و يا زمانى از ازمنه و يا نحوست و شوم بودن آن، برهان و دليل قطعی اقامه كنيم. زیرا طبیعت زمان از نظر مقدار به گونه ای است که اجزای آن مثل هم است و یک چیز به شمار می آید. و ما هم که بر علل و عوامل موثر در حوادث احاطه علمي نداريم تا بگوييم فلان قطعه از زمان نحس و شوم است و قطعه ديگر سعد و مبارک.‏ امّا از نظر قرآن دو آیه (سوره قمر:آیه19 و سوره فصلت: آیه16) داریم که ظاهر این آیات و سیاق آنها این است که آن ایّام خاص (هفت شبانه روز) که عذاب بر قوم ثمود ارسال شد، روزهای نحسی بوده‌‌اند، ولی دیگر نمی‌‌‌رساند كه با گردش هفته‏ها دوباره آن زمان نحس برگردد. چون اگر تمام آن ایّام نحس باشند در تمام سال، لازمه‌‌اش این است که تمام زمان‌‌ها نحس باشند و همچنین ظاهر آیاتی (مثل دخان: آیه2و3) که دلالت بر سعد و مبارک بودن ایّام دارد بخاطر مقارنت و همراهی آن ایام با امورى بزرگ و مهم از سنخ افاضات باطنى و الهى، و تاثيرهاى معنوى، از قبيل حتمى كردن قضاء و نزول ملائكه و روح است... و اما در روایات، روايات بسيار زيادى در باره سعد و نحس ايام رسيده، كه در نهايت كثرت است، و در جوامع حديث نقل شده، و در كتاب بحارالانوار احاديث زيادى از آنها نقل شده (بحارالانوار، ج56، باب 15، ص18-31) و بيشتر اين احاديث ضعيفند، چون يا مرسل و بدون سندند و يا اينكه قسمتى از سند را ندارند، هر چند كه بعضى از آنها سندى معتبر دارد البته به اين معنا كه خالى از اعتبار نيست. نتیجه‌ این روایات این است که نحس بودن ایام به خاطر حوادث ناگواری است که در آن واقع شده است و سعد بودن ایام به خاطر کارهای نیک دینی و وقوع حوادث متبرک است، حوادثی که از نظر دین بسیار مهم و عظیم است، امّا اینکه قطعه‌ای از زمان خاصیت تکوینی سعد و نحس داشته باشد، قابل اثبات نیست و از روایات برنمی آید و هر روايتى كه بر خلاف آنچه گفتيم ظهور داشته باشد، بايد يا حمل بر تقيه كرد و يا به كلى طرح نمود. (ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج19، ص71-75)

بنابراین روزها و ماهها مخلوق خداوند متعال بوده و به طور ذاتی و به خودی خود، شوم یا مبارک نیستند. بلکه به واسطه وقایع و حوادث به وجود آمده در این زمان ها است که آن را در نظر مردم مبارک و میمون یا نحس و شوم می گرداند. امّا باید بدانیم که به واسطۀ توسّل به قرآن کریم و خواندن قرآن، توسّل به اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» 

و به واسطۀ خواندن آية الکرسي، صدقات، خیرات، انفاقات، استغفار، استعاذه، و اعمال شایسته می توان بسياري از بلاها را دفع کرد و با اميد و توکّل به خداوند متعال، به امورات روزمره پرداخت. از اين رو به بسم الله گفتن، صدقه دادن و اعمال خير درآغاز هر كار بزرگ از جمله مسافرت ها سفارش شده است. (بحارالانوار، ج56، باب 15، ص18-31)

 حجت الاسلام روح الله دریکوند پژوهشگر حوزه علمیه قم.
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: