پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      شهادت سردار سلیمانی تبریک و تسلیت       
کد خبر: ۲۹۹۶۴
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۵
یادداشت های تئاتری
نمایشی از اسماعیل خلج بعد از چهل و پنج سال اجرایی دوباره داشته است: "جمعه کُشی" که حالا هم حرف خیلی از مردم ما می تواند باشد.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، بازاجرای نمایش "جمعه‌کشی" بعد از چهل و پنج سال در تماشاخانه سنگلج که سپس به مدت ده شب در پردیس تئاتر شهرزاد تمدید شد و اتفاقا توسط نویسنده آن بروی صحنه رفته است، بهانه‌ای شد که به سراغ بازخوانی دو نمایشنامه ی دیگر از نگارنده اش بروم و مولفه های مشترک میان آنها را بررسی کنم.

هنردوستان اسماعیل خلج را پیشتر، از تلویزیون و مخصوصا از سینما می شناسند: پیرمردی با چشمان پرنور و انرژی که غالبا در آثار کمال تبریزی دیده می شود.

ولی اگر زمانی بخواهیم در مورد نمایشنامه نویسی و نمایشنامه نویسان معاصر تحقیق کنیم، متوجه می شویم که در کنار بهرام بیضایی، اکبر رادی، غلامحسین ساعدی و عباس نعلبندان، اسماعیل خلج نیز آثار درخشانی همچون "پاتوغ" و "گلدونه‌خانم" دارد.

خلج، بازیگری و تئاتر را از دوران دبیرستان با حضور در تله‌تئاتر "عشقبازان" آغاز کرد و بعدها با شکل گیری کارگاه نمایش، جزو کسانی بود که بعنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر بصورت جدی وارد این حرفه شد.

آنچه که در کارهای خلج وجه اشتراک موضوعی دارد، توجه به طبقات پایین اجتماع، زندگی و روابط مردم فرودست است. نویسنده نسبت به یک موقعیت مکانی با جنبه اجتماعی و آدمهای آن، عکس‌العمل نشان داده است. پایه، مبنا و مبداء جهان و دنیای نمایشی خلج قهوه‌خانه است که صحنه نمایش "جمعه کشی" نیز همین فضای آشناست.

قهوه‌خانه ها بخاطر وجود نقاشی‌هایی که برای نقالی و روایت داستانهای شاهنامه‌ای کاربرد دارد؛ مکانی که فرهنگی و حتی هنری به نظر می آید و با توجه به فرهنگ حاکمه، انگار نوعی محیط سنتی است.

اما قهوه‌خانه‌های خلج، کمترین شباهتی به چنین جایی دارد. خالق دنیای نمایش ناتورال ایرانی، پرده‌های نقاشی شده را کنار می زند تا آنسویش را با آن انسانهای واقعی و اتفاقها و روابطشان، به ما نشان دهد. تصویری از آدمهای به حاشیه رانده شده که فقط در مکانی این چنین معنا و شخصیت دارند.

در نمایشنامه "پاتوغ"، حسین برای دیدن زخم‌‌های قدیمی چاقو بر سینه‌ی عباس، پیراهنش را باز می‌کند و با طرح خالکوبی زنی بدکاره روبه‌رو می‌شود. این، همان لحظه تقابل قهوه‌خانه‌ خلج با نقاشی‌های پهلوانی قهوه‌خانه‌ای‌ست.

این نگاه و پرداخت به قهوه‌خانه و آدم‌های قهوه‌خانه از جایی به بعد تغییر مسیر می دهد: حال بیشتر آدمهای طبقه ضعیف و کارگری جامعه را می بینیم. آدمهای محلات پایین شهر که بیان ایدئولوژیک دارند و حرفهای جدیدی می زنند. حرف از آدمهای پولدار و آدمهای فقیر و تضاد طبقاتی که چطور پولدارها با خوردن حق  ضعیف ها به این جایگاه رسیده اند. نویسنده می‌خواهد در صحنه خودش که قهوه‌خانه است، حرف‌های مهمی بزند که متعلق به آن دوران است تا از این طریق به نمایشش عمقِ اجتماعی جدیدی ببخشد ولی آنچنان که بنظر می رسد موفق عمل نمی‌کند.

"جمعه کشی" متعلق به همین مسیر جدید و نگاه جدید خلج به قهوه خانه است که جزو کارهای قوی او محسوب نمی شود: آقای احمدی یک ماه در تهران است و هرروز به قهوه خانه می آید، مشتری‌های هر روزه قهوه خانه هم که به آنجا می‌آیند، با او صحبت می کنند و گرم می گیرند و درد و دل می کنند، او برای امیدی آمده است و حالا، بعد از گذشت یک ماه در پایان نمایش، ناامید برمی گردد . . . 

"جمعه‌کشی" درباره این آدمها و زندگی شخصی آنها است. آدمهایی که جمعه را دوست ندارد و آنرا کُشنده می‌یابند. چرا که نمی دانند با یک روز تعطیلی خود چه باید بکنند. قشری از اجتماع که از صبح تا شب در طول هفته در حال کار کردن است و حالا باید در پایان آن در روز هفتم استراحت و آرامش داشته باشد، جمعه را ملال‌انگیز و سخت می‌بیند بطوریکه دوست دارد جمعه را هم با کار خود سر کند.

نمایشنامه اجرای خوبی دارد، یاران صحنه‌ی خلج از قدیمی‌های هنر تئاتر هستند و بخوبی از پس نقشها برآمده‌اند و کارگردان نیز از امکانات و تمهیدات تئاتر ایرانی مثل آواز، نقالی، پرده‌خوانی استفاده خوبی کرده است تا با یک تئاتر به معنای دقیق کلمه روبرو باشیم.

در زمانه ای که شاهد حضور افراد مختلف با حرفه‌های متفاوت همچون خواننده معروف، ورزشکار مشهور، بازیگران چهره تلویزیون و سینما بر صحنه تئاتر هستیم تا از این طریق تماشاگر به سالن کشانده شود و خود اثر از نوشته و کارگردانی گرفته تا صحنه و لباس و حتی موضوع و مسئله، حرفی برای گفتن ندارد و تمام دغدغه و نیاز دیده شدن و فروختن است، با وجود اجرای دوباره صحنه‌ای نمایشی نوشته شده و اجرا شده در چهل و پنج سال پیش به نظر می رسد که انگار گذشت این همه سال تاثیر و تغییری در مسائل و شیوه زندگی مردم نداشته است و حرفهای نمایشنامه، حرف مردم همین دوران نیز هست از اینرو آثار اسماعیل خلج از جمله "جمعه کُشی" با تاکید بر آنچه که خودش است، می تواند برای هنردوستان واقعی تئاتر، غنیمتی باارزش باشد.

 

خبرنگار گیتی آنلاین: مجتبی کلارستاقی نژاد/ عکس حاشیه خبر: فرزاد جمشیددانایی

نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: