پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      شهادت سردار سلیمانی تبریک و تسلیت       
کد خبر: ۲۹۹۸۴
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۶
در یادداشت یک منتقد تئاتر، نمایش "سرودهای نوجوانی که رژه رفتن را از رکسانا بیشتر دوست داشت" مورد بررسی قرار گرفت؛
شیدا معظمی وحید در یادداشتی به بررسی نمایش "سرودهای نوجوانی که رژه رفتن را از رکسانا بیشتر دوست داشت" نوشته علیرضا کوشک جلالی با دراماتورژی شادی معظمی و به کارگردانی هومن رهنمون در بیست و چهارمین جشنواره تئاتر استان تهران پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، نمایش "رکسانا" در قالب فضایی سورئال، فرهنگ لغتی نو برای درک جهانِ معاصر از جنگ به دست مخاطب می­ دهد و به مدت صد و بیست دقیقه با پیدا و محو شدن نور قرمز در طول اجرا، آژیر خطری را به صدا درمی­ آورد که این­بار نه برای به پناهگاه رفتن و فرار از بمب­هایی که در آسمان به  پرواز در آمده­ اند بلکه تلنگری است برای "تفکر جنگ طلب" که در ذهن جهان هر ساعت در حال متولد شدن است.

در حافظۀ تاریخ، بارها و بارها ثبت شده است که پس از هر بحران اجتماعی، دوران اضطراب آغاز می­ شود؛ و بدیهی است که ما نیز در دوری از این چرخۀ باطل تاریخ به نام "دوران تشویش" هستیم. از این جهت نمایش "رکسانا" برگی از نه تنها تاریخ سرزمین خود، بلکه جهان است.

اگر برای تحلیل اجرایی که هومن رهنمون برای این نمایش­نامه طراحی کرده است، نقبی به مکتب­های هنر تجسمی بزنیم، به بیراهه نرفته­ایم؛ چراکه با ایجاد هر حرکت بر روی صحنه، درست مانند رنگی که در تماس با رنگ دیگر تغییر شکل می­ دهد، تصاویری را پدید م ی­آورد که مدام با کنار هم قرار گرفتن، تغییر شکل و مفهوم می­دهند و به شکل ماهرانه ­ای خط نامرئی نمایش­نامه را که متنی خطی نیست، به دقت دنبال می­ کنند و آغاز روایتی مالیخولیایی را به پایانی مجهول می­ رسانند. همان­طور که انتخاب رنگ برای لباس­های همسرایان، تابلویی امپرسیونیستی را پیش رویمان قرار می­ دهد؛ شخصیت پردازی اکسپرسیونیسم (Expressionism) نقش مادر که اساساً با توجه به پیشینۀ این نقش در واقعیت و به خصوص فرهنگ شرق، کاراکتری به اصطلاح دراماتیک است نیز یادآور تابلو سیب­زمینی خورها (The Potato Eaters) اثر ونگوگ است.

حضور سینما به­واسطۀ تصاویری که در طول اجرا بر پرده نمایش داده می ­شود، همچنین خلق فضایی موسیقیایی که به­ طور مشخص برای این اثر نوشته و به صورت زنده و ضبط شده نمایش را همراهی می­ کند؛ ترکیب شعر رضا براهنی و رباعی خیام با شیوۀ دیالوگ­ نویسیِ زبان­ پریش متن، رکسانا را از تئاتری محض و تاریخ مصرف گذشته دور کرده و کولاژی از معنا پدید می­ آورد که نشانه­ای بارز و رویکردی بدیع از ادبیات دادائیسم را به نمایش می­ گذارد؛ فریادهای نوجوان در طول اجرا نیز مهر تایید است بر این امر.

نوجوان که در دورۀ اضطراب پس از جنگ به­ سر می­برد و بر تنهایی­، ناتوانی در عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن­ تأکید می­ کند؛ بیشتر دچار دغدغۀ عدم امکان وجود راهنمایی برای یافتن هدف است؛ و حاصل این سرگیجه و آشوب ذهنی، قربانی شدن عشق است که پیچیده در هاله­ای از تخیل، هم­چون چُرت­هایی پاره پاره پیش روی مخاطبان پیدا و پنهان می­ شود.

نمایش "رکسانا" صورت مسئله­ای بدیع را با مخاطب در میان می­گذارد: "مگر انسان برای سریع بلعیده شدن آفریده شده!؟"

هومن رهنمون به همراه تیمی پرتلاش و توانا در طراحی حرکت (بهروز پوربرجی)، موسیقی (کیکاووس فرجی. تهمینه سلیمی) و همچنین بازیگری؛ طی ده سرود به کررات این پرسش را در فضای سالن نمایش با تماشاگران مطرح کرده و با خلق تابلوهایی متعدد پاسخ خود را اعلام می­ کند.


نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: