پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۰۹۹۴
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۱
یک روز در مرکز مشاوره بیماری های رفتاری اصفهان
مركز مشاوره بيماري‌هاي رفتاري، تابلويي است سفيد که با خطوط قرمز نقش بسته بر سر در ورودي درمانگاه نواب صفوي. اولين چيزي كه داخل درمانگاه مي‌تواني مشاهده كني، پوستر سفيدرنگي است كه با كف‌پوش‌هاي سبز اين مركز تلفيق شده تا بيماران ايدزي بتوانند با اميد بيشتر به زندگي، بازگشت دوباره را تجربه كنند.

ربان‌قرمز راهنماي ماست، اينجا همه را با اين علامت مي‌شناسند، جايي كه در پي راهرو باريكي، بيمارانHIV  مثبت را مي‌پذيرند. جايي كه از بيماران به عنوان يك انسان ياد مي‌كنند كه حق زندگي دارند. عزيز، يكي از همين بيماران بود كه امروز ديگر وجود خارجي ندارد، 17 سال بيشتر نداشت كه به اين بيماري مبتلا شد و وقتـي مـرد، جسـدش را بـي سـر و صـدا دفـن كـردنـد. نامش سالهاست در دفتر باغ‌رضوان حك شده و حالا تنها از او چند خط سياه و سفيد باقي مانده، خطهايي كه ديگر نام عزيز را به ياد نمي‌آورند، اما در درمانگاه همه به خوبي از عزيز ياد مي‌كنند. چهره اي مثل همه آدمها، با آن نگاه متمركز و استخوان‌بندي محكم كه انگار مي‌خواسته از پوست بزند بيرون، صورت آفتاب سوخته عزيز را همه به ياد دارند وقتي خودكشي كرد تا دزدي نكند، وقتي اينقدر به او انگ زده بودند كه هيچ كجا كاري برايش پيدا نمي‌شد و وقتي به خاطر ترس از آبرو و گرسنگي رگش را زد تا ديگر جلوي ديگران دست دراز نكند.
عزيز يكي از 14 هزار بيمار مبتلا به HIV در ايران بود. غير از عزيز تعدادي بيمار ديگر هم در آنجا هستند، اصغر يكي از آنهاست كه مي‌گويد: براي اينكه گفته‌ام ايدز دارم چندين سال است به عناوين مختلف درگير پاسگاه و دادگاه هستم. اصغر وقتي به ايدز مبتلا شد كه در يكي از زندان‌هاي شيراز موادمخدر تزريق كرد. او در حال حاضر اعتيادش را درمان كرده و متادون مصرف مي‌كند. سوادش در حد ديپلم است و 56 سال سن دارد، هفته‌اي يك بار براي تزريق دارو به اين مركز مي‌آيد و چون شغلش آزاد است مشكلي در رابطه با استخدام ندارد.
اصغر هم‌اكنون با همسر و دو فرزند پسرش زندگي مي‌كند. او زماني فهميد ايدز دارد كه براي اهداء خون به يكي از اين مراكز مراجعه كرد. به گفته خودش دنيا يك دفعه روي سرش خراب شد و همه چيز را تمام شده حساب مي‌كرد اما به كمك خانواده‌اش توانست به زندگي برگردد.
اما در عين حال برادر و همسر برادرش او را به هيچ وجه نمي‌پذيرند و وقتي به خانه آنها مي‌رود به قول خودش انگار جذامي ديده‌اند. تمام خانه را ضدعفوني مـي‌كننـد و تمام ملحفه هايي كه او استفاده كرده را با مواد شوينده بسيار قوي مي‌شويند و اين بدترين چيزي است كه مي‌تواند براي اصغر پيش بيايد، او كه با بچه‌هايش غذا مي‌خورد  با توجه زياد به موارد بهداشتي سعي مي‌كند بيماريش را به آنها منتقل نكند.
اصغر بازگو كردن بيماريش را يكي از بدترين خاطرات دوران بيماريش مي‌داند و مي‌گويد: وقتي براي اولين بار با دندانپزشك، بيماريم را مطرح كردم با برخورد بدي به من گفت: تو بهتر بود مي‌مردي ولي اينجا نمي‌آمدي. از آن به بعد تصميم گرفتم هيچ‌وقت نه در آرايشگاه و نه در دندانپزشكي نگويم كه ايدز دارم چون هر كسي مي‌فهميد از من دوري مي‌كرد. مردم به دليل ناآگاهي از روش‌هاي ابتلا به اين بيماري از من مي‌ترسند، در صورتي كه من با بچه‌هايم روبوسي مي‌كنم، به آنها دست مي‌زنم و آنها نيز در رابطه با بيماري من توجيه شده‌اند، اما مردم نه. زهرا هم شرايط بهتري از اصغر ندارد، او كه هنوز 23 سال از عمرش نمي‌گذرد براي اولين بار پس از بارداري از ابتلا به ويروس اچ آي وي در خون خود آگاه شد.
زهرا از زماني كه به ياد مي‌آورد پدري معتاد داشت كه همواره او و مادرش را به باد كتك مي‌گرفت تا اينكه او را به اولين خواستگارش كه او نيز معتاد بود داد و زهرا از طريق شوهرش به اين بيماري مبتلا شد.
او مي‌گويد: هفته‌اي دو يا سه بار به اين مركز مي‌آيم و دارو تزريق مي‌كنم و تحت مشـاوره هـم هستم. تا قبل از پا گذاشتن به اين مركز و شركت در كلاس‌هاي آموزشي و مشاوره‌اصلاً با ويروس اچ آي وي و راههاي  انتقال آن و ايدز آشنا نبودم، براي همين هيچ‌وقت از روش‌هاي محافظتي استفاده نمي‌كردم.
زندگي او هم دست كمي از اصغر ندارد، تمام فاميل و دوستانش به محض آگاهي از بيماريش يا او را ترك كرده‌اند و يا كلاً با او قطع رابطه كرده‌اند و حتي مي‌ترسند با او حرف بزنند و اين زهرا را بيش از هر چيز افسرده كرده به طوري كه در حال حاضر با وجود يك بچه در شكمش مجبور است از قرص‌هاي ضدافسردگي نيز استفاده كند.
شكيبا، هفت ساله هم يك بيمارHIV مثبت است  كه كوچكترين بيمار اين مركز هم محسوب مي‌شود. او هيچ دوستي ندارد و در مدرسه هميشه تنهاست چون مادرها و پدرها وقتي مي‌فهمند بچه‌شان با او رابطه دارند آنها را منع مي كنند. شكيبا در يك خانواده معتاد به دنيا آمده و از پدر و مادرش مبتلا شده و تنها آرزويش اين است كه مردم از او نترسند و او را دوست داشته باشند.

‌در اينجا بيماران ديگري هم هستند كه اصلاً دوست ندارند با آنها حرف بزنيم. آنها بـه دلـيـل رفتارهاي پرخطري كه داشته‌اند دچار اين بيماري‌شده‌اند اما اكنون توانسته‌اند با تحت مشاوره قرار گرفتن با بيماريشان كنار بيايند و ياد بگيرند كه ديگران را مبتلا نكنند.كتايون طايري مسئول مركز مشاوره بيماري‌هاي رفتاري مي‌گويد: دسترسي به اين افراد مشكل است چرا كه سخت اعتماد مي‌كنند به همين خاطر مهمترين كار براي ما ارتباط گرفتن و جلب اعتماد اين افراد است تا بتوانيم به صورت داوطلبانه از آنها آزمايش HIV و هپاتيت بگيريم. به آنها آموزش رفتارهاي جنسي بدهيم، مشاوره دهيم و خانواده‌هايشان را درگير مسائل آنها كنيم.وي مي‌افزايد: مردم فكر مي‌كنند بيماران ايدزي، موجودات مريخي هستند كه از فضا آمده‌اند در حالي كه آنها نيز مثل خود ما هستند اما كمي بدشانس‌تر، چون مطمئناً اگر در شرايط و موقعيت بهتري بودند شايد به اين بيماري مبتلا نمي شدند. چطور انتظار داريم كودكي كه اسباب‌بازيش ابزار و ادوات استعمال موادمخدر والدينش است در آينده معتاد نشود؟ واقعيت اين است كه مردم اين بيماري را نمي‌شناسند اما در عين حال به خود اجازه مي‌دهند كه در مورد آن قضاوت كنند.
مـسـئـول مـركـز مـشاوره بيماري‌هاي رفتاري اصفهان، اغلب اين بيماران را از خانواده‌هاي از هم پاشيده، معتاد و داراي تربيت نادرست مي‌داند و تأكيد مي‌كند: دوري و كناره‌گيري از اين افراد مشكلي را حل نمي‌كند، چون آنها مجرم نيستند. بلكه بيماراني هستند كه حتي با يك سلام گرم به ما اعتماد مي‌كنند و همين مسأله باعث مي‌شودكه آنها سعي كنند رفتاري را داشته باشند كه به ديگران ضرري نرساند.
وي مـي‌افـزايـد: جـدي‌تـريـن مـشـكل اين بيماران، خانواده‌هاي آنها هستند كه اقدام به طرد يا كناره‌گيري از آنها مي‌كنند و تمام تلاش ما رفع انگ ‌اجتماعي و بهبود روابط خانوادگي اين افراد است. ما اگر بتوانيم حتي يك نفر را توجيه كنيم كـه از سـرنـگ مـشـتـرك اسـتـفـاده نـكـنـد تـوانـسـته‌ايم دهها نفر را نجات دهيم و بنابراين مهم تعداد بيماران نيست بلكه خود بيماري است كه توانايي فوق‌العاده و بالقوه در آلوده‌كردن مردم دارد و بايد كنترل شود.

مركز مشاوره بيماري‌هاي رفتاري درمانگاه نواب‌صفوي به عنوان اولين مركزي است كه در اصفهان توانسته بيماران را مورد مشاوره قرار دهد و از آنجايي كه بيشتر افرادي كه مي‌آيند اين ذهنيت را دارند كه ممكن است HIV مثبت داشته باشند، مي‌پذيرند آزمايش بدهند. عكس‌العمل اين افراد زماني كه جواب آزمايش را مي‌گيرند به شكل‌هاي گوناگوني است، عده‌اي مي‌خندند گاه گريه مي‌كنند، شايد حمله كنند و گروهي نيز اقدام به خودكشي مي كنند.
گروهي هم هستند كه معتاد و روسپي نيستند و ازطريق همسرشان مبتلا شده‌اند، شرايط اين افراد بسيار متفاوت است چون به گفته دكتر طايري آنها به نوعي قرباني ديگري شده‌اند و گاه شوكه مي‌شوند.وي اضافه مي‌كند:‌ما در اينجا سعي در ترك اعتياد بيماران نداريم و اصرارمان هم بر اين نيست بلكه ما سعي مي‌كنيم افراد مراجعه كننده به اين مركز، بيشتر و سالمتر زندگي كنند و مهارت‌هاي زندگي را به درستي ياد بگيرند.اگر اين  افراد را از كار بيكار كنيم، تنها گرسنگي و خشونت را به آنها هديه داده‌ايم. ما بايد به جاي صرف هزينه هاي بسيار، به تمامي افراد جامعه آموزش دهيم. كساني كه به اين مركز مي‌آيند ياد مي‌گيرند كه از وسايل محافظتي در روابط جنسي استفاده كنند و يا اگر معتاد هستند از سرنگ‌هاي يك بار مصرف استفاده كنند و يا اگر به خواستگاري مي‌روند بازگو كنند كه اين بيماري را دارند. البته اين امر ارتباط بسيار زيادي با رفتار متقابل مردم دارد.

ويـروس اچ آي وي، پـس از ورود بـه سيستـم خـونـي افراد از طريق رابطه جنسي محافظت نشده با فرد مبتلا به اين ويروس يا از طريق تزريق با سوزن و سرنگ مشترك آلوده يا از طريق مادر به نوزاد در زمان بارداري و شيردهي در بدن شروع به افزايش كرده و در مدتي بين پنج تا 10 سال باعث از بين رفتن كامل سيستم ايمني مي‌شود. زماني كه سيستم ايمني بدن از بين برود، هر نوع بيماري هر چند ساده، مي‌تواند منجر به مرگ بيمار شود. زماني كه سيستم ايمني بدن به طور كامل از بين رود و تعداد ويروس‌هاي اچ آي وي در بدن زيادشود گفته مي‌شود كه فرد به ايدز مبتلا  شده است. بنابراين واضح است كه بيماران اچ آي وي مثبت، جان خود را در اثر ايدز از دست نمي‌دهند بلكه بيماري‌هاي ديگري مانند سل، اسهال و حتي سرماخوردگي باعث از پادرآوردن آنها مي‌شود، چون سيستم ايمني بدن آنها براي از پا درآوردن بيماري‌ها هيچ قدرت دفاعي ندارد. براي همين اين دسته از بيماران بايد بلافاصله پس از ابتلا به هر بيماري براي درمان آن اقدام كنند.طبق آمار سازمان ملل شيوع ويروس اچ آي وي در ايران بيشتر از طريق استفاده از سرنگ و سوزن مشترك در بين معتادان تزريقي است اما در عين حال بنا به گفته يكي از مسئولان وزارت بهداشت الگوي انتقال ايدز در ايران از سرنگ مشترك به سمت روابط جنسي در حال تغيير است و اين زنگ خطري است كه جامعه ما را تهديد مي‌كند به خصوص با تـوجـه بـه اينكـه روزانـه حدود 14 هزار نفر به جمع افراد  آلوده به ويروس HIV افزوده  مي‌شوند./////

انتهای پیام
نویسنده:دریا قدرتی پور
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: