پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۱۲۹۴
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۶:۰۲
در نشست «آسیب‌شناسی تئاتر» مطرح شد:
نشست آسیب‌شناسی تئاتر» با حضور اکبر زنجانپور، کهبد تاراج، آرش دادگر و لیلی عاج، عصر روز چهارشنبه دوم بهمن ماه، در خانه تئاتر برگزار شد. در این مراسم به موضوعاتی چون عدم‌وجود نگاه و ساختارهای مدیریتی، خصوصی‌سازی سالن‌های تئاتر، ارتباط کارگردان با بازیگر و نقش شورای نظارت و ارزشیابی بر روند اجرا بردن نمایش‌ها پرداخته شد.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر، «نشست آسیب‌شناسی تئاتر» با حضور اکبر زنجانپور، کهبد تاراج، آرش دادگر و لیلی عاج، عصر روز چهارشنبه دوم بهمن ماه، در خانه تئاتر برگزار شد.
 
 
 
در این نشست اکبر زنجانپور، بازیگر و کارگردان اظهار داشت: روزهایی که من تئاتر را شروع کردم شرایط کار خیلی بهتر از وضعیت امروز ما بود. افرادی که در حوزه تئاتر کار می‌کردند، تعداد به مراتب کمتری نسبت به امروز داشتند. این روزها افراد زیادی را می‌بینی که در این حوزه مشغول به کار هستند و گویی ورود به این عرصه برای همگان آزاد شده است. این اتفاق می‌تواند ایجاد مشکل کند.
 
کهبد تاراج، کارگردان اظهار داشت: متاسفانه با جابه‌جایی مدیران مربوطه همه چیز دستخوش تغییر می‌شود و نمی‌تواند روند ثابتی را پیش بگیرد. ضمن این که ما در بحث نمایشنامه و روند اجرا نمی‌‌توانیم با شورای نظارت به تعامل برسیم و این امر در بسیاری از موارد برایمان مسئله‌ساز می‌شود.
 
وی ادامه داد: در حال حاضر هر روز چیزی در حدود صد و چهل نمایش در تهران اجرا می‌روند و یکی از مسائل ما در حوزه تئاتر این است که متر و معیار خوبی برای سنجش درجه کیفی آثار نداریم. بیشتر وقت‌ها این مهم نسبت به میزان فروش سایت‌های فروش بلیت سنجیده می‌شود؛ یعنی اگر سایت‌های فروش، بلیت‌های زیادی فروخته باشند می‌گوییم نمایش خوبی اجرا رفته است و اگر نمایش فروش خوبی نداشته باشد، آن را بد تلقی می‌کنیم، در حالی که این روش متر و معیار خوبی برای سنجش نیست.
 
تاراج گفت: شاید یکی از معضلات این روزهای ما این باشد که در حال حاضر سالن‌های بیش‌تری داریم، کار های مختلفی هم اجرا می‌روند، اما نمایشگر نداریم و باید بررسی کرد و دید که چرا این اتفاق می‌افتد.
 
زنجانپور  درباره خصوصی‌سازی سالن‌های تئاتر گفت: من مخالف خصوصی شدن سالن‌های تئاتر هستم چرا که در صورت ادامه چنین روندی مفهوم «تئاتر» از بین می‌رود  یعنی مفهوم اصلی تئاتر که «تفکر» است، بی‌معنا می‌شود. سالن‌ها مثل قارچ و بدون تعریف و ساختاری روشن از هر نقطه‌ای پدیدار می‌شوند و هنرمندان جوان به جای آن که به فکر خلاقیت باشند وادار می‌شوند به تفکر درباره این که چگونه کار را به سرانجام برسانند، در حالی که دغدغه تئاتری‌ها به هیچ‌وجه نباید به سرانجام رساندن کاری باشد. هنرمندان باید حمایت شوند تا امکان این‌که خط درستی بر صحنه بکشند فراهم شود.
 
وی اظهار داشت: تئاتر انسان‌ساز است و این عبارت شعار نیست، اما تئاتر نیازمند آبشخورهای مناسب است که هنرمندش آسوده و به‌دور از انواع تنش‌ها لحظه‌ای را خلق کند. تئاتر لحظه‌ای معنا پیدا می‌کند که در درون تماشاگر یک «اتفاق» ایجاد شود، اتفاقی که حتی می‌تواند تنها ایجاد یک سوال در ذهن مخاطب باشد. تئاتر اگر بتواند یک نفر را بسازد، همان یک نفر مفهوم دریافت‌شده را به دیگری می‌سپارد و با این دست به دست شدن، جامعه ساخته خواهد شد.
 
زنجانپور بیان کرد: نسل جدید نباید به این فکر کند که اجاره هر سالن چه‌قدر هزینه می‌خواهد. او نباید درگیر این مسائل ‌پیش پا افتاده باشد چون هنرمند خوب تئاتر برای ما سرمایه به حساب می‌آید. او برای خلق کار خوب به آرامش نیاز دارد، در واقع کارگران تئاتر باید حال خوبی داشته باشد که بتواند اثر والایی بسازد و حال خوب چیزی است که مدت‌هاست نداریم.
 
در ادامه آرش دادگر بیان کرد: من کاری را زمانی با یک میلیون و دویست هزار تومان به اجرا رساندم، ده سال بعد وقتی خواستم همان کار را با همان شرایط بازتولید کنم، خرج همان کار پنجاه میلیون تومان شد، یعنی چیزی در حدود پنجاه برابر تنها برای ده سال اختلاف؛ این اتفاق می‌تواند بحرانی آسیب‌زننده باشد.
 
زنجانپور گفت: خرج تئاتر باید در بودجه دولت تعیین و پیش‌بینی شود، با آشفته‌بازار فعلی «تئاتر» شکل نمی‌گیرد. باید این را بفهمیم که هدف تئاتر فروش نیست. بلکه هدف تئاتر فقط انسان‌سازی است و به همین علت است که هنرمند تئاتر در هیچ کجای دنیا پولدار نیست، چون تئاتر برای این مسئله طرح‌ریزی نشده و به همین خاطر است که می‌گویم دولت باید برای هنر تئاتر بودجه‌ای مخصوص در نظر بگیرد، مقصودم حمایت از انواع و تمام آن‌چیزهایی نیست که با نام تئاتر بر صحنه می‌روند بلکه بایدرتئاتر خلاق و اندیشمند و اصیل را تشخیص داد و از آن حمایت کرد. 
 
سپس لیلی عاج، کارگردان گفت: به نظر من بعضی وقت‌ها، فراموش می‌کنیم در چه زمانه‌ای زندگی می‌کنیم. برای مثال زمانی که سینما از آنالوگ به دیجیتال تبدیل شد، مثل یک در گشوده عمل کرد و از این طریق افراد زیادی به سمت کارگردانی رو آوردند. مطابق با زمانه‌ای که در آن زیست می‌کنیم، فکر می‌کنم داشتن سالن خصوصی ناگزیر است چرا که توان دولت برای تخصیص بودجه به این حوزه محدود است، پس باید سالن خصوصی وجود داشته باشد، اما لازم است حتماً قاعده‌مند فعالیت کند.
 
وی ادامه داد: سالی چندهزار فارغ‌التحصیل تئاتر داریم که باید برای اشتغال این‌ افراد فکری کرد. به همین دلیل وجود سالن خصوصی واحب است و باز تاکید می‌کنم مشکل ایجاد سالن‌های خصوصی نیست بلکه طراحی راهکارهای مدیریتی درست در این خصوص است.
 
عاج ادامه داد: برای انجام کار باید با دیگر متخصصان امور تعامل داشته باشیم چرا که جهان ما دنیای تعامل است و نمی‌توان به تنهایی مسائل را حل کرد، بلکه باید از متخصصان در حیطه‌های تخصصی کمک گرفت.
 
زنجانپور گفت: من مخالف هستم و فکر می‌کنم تعداد زیاد نمایش‌ها خیلی نتوانسته به واقعیت درونی «تئاتر» کمک کند. تنها تعدادی تئاتر اجرا می‌روند بی آن‌ که هدفی در دل خود داشته باشند.
 
عاج گفت: من فکر می‌کنم که چاره‌ای جز تعامل نداریم چون شکست خوردن و رهاکردن را دوست ندارم. من اگر تعاملی نداشته باشم، مجبور به رها کردن کارم می‌شوم و این کار را دوست ندارم. بلکه اعتقاد دارم که در تعامل، مخالفت کردن و حذف دشوار است و البته این ممارست می‌خواهد. پس من به راه خلاقانه‌ای برای بیان حرف‌هایم نیاز دارم. تئاتر تعبیرپذیر است و فکر می‌کنم که راهی جز تعامل کردن وجود نداشته باشد.
 
دادگر گفت: همواره در جواب هنرمندان کشورهای اروپایی در این خصوص که با سانسور چگونه برخورد می‌کنید می‌گویم ما با سانسور همان کاری را می‌کنیم که داوینچی با نقاشی‌هایش می‌کرد. او از زبانی استفاده می‌کرد که همه متوجه آن می‌شوند و در آثارش به صورت ضمنی حرف‌هایش را به مخاطب می‌رساند.
 
در ادامه مراسم، تولدی برای اکبر زنجانپور برگزار شد که غافلگیری او را به همراه داشت. 
زنجانپور که از حضور صدرالدین زاهد هم غافلگیر شده بود. گفت: من خیلی خوشحالم و از شما ممنونم. تئاتر همین لحظه‌ است که در ظاهر شما برای من یک کیک خریدید، ولی این کیک برای من مفهوم همه چیز را دارد.
 
وی ادامه داد: دیدن صدرالدین زاهد یکی از آرزوهای من بود. دلم می‌خواهد برای همه بچه‌های تئاتری آرزو کنم که از شادی نتوانند بر روی پای خود بایستند و به رقص در بیایند.
در ادامه حضار عکسی دسته‌جمعی به یادگار گرفتند و زنجانپور که از پیش اعلام کرده بود با توجه به کسالت نخواهد توانست تا پایان جلسه حضور داشته باشد، سالن را ترک کرد و برنامه با لیلی عاج و کهبد تاراج ادامه پیدا کرد.
 
دادگر درباره مطرح شدن مطلبی مبنی بر این‌ که ما از شورای نظارت و ارزشیابی هیولا ساختیم در حالی که آن‌ها دوستان ما هستند و با آن‌ها دشمنی نداریم گفت، دوران فوران‌ و نمایش خشونت‌ها تمام شده و حالا ما با هم مراوده داریم. شاید هم دلیلش این باشد که همه ما با هم تجارت می‌کنیم و هنر ما نیز به این تجارت کمی آلوده شده است، برای مثال کسی به من در جایگاه بازیگر زنگ می‌زند و می‌گوید اجرایی در سالن سمندریان داریم و ادامه می‌‌دهد پول خوبی هم دارد و این عبارت «پول خوب» برای برقراری ارتباط کافی است و ایجاد کنجکاوی می‌کند.
 
تاراج در پاسخ به سوال آرش دادگر مبنی بر این که چه راه‌حلی سراغ دارید تا بازیگران بتوانند به دنیای ذهنی شما دست پیدا کنند گفت: با برخی بازیگران کار کردن و فهماندن این دنیا به بخشی از آن‌ها کار دشواری است و به ضرس قاطع می‌گویم که گروهی از بازیگران بازی در سکوت بلد نیستند و علاقه‌شان تنها به دیالوگ و به‌خصوص مونولوگ است و نقش را با طول دیالوگ‌هایشان متر می‌کنند. 
 
وی ادامه داد: ما چند دسته بازیگر داریم. اول، بازیگرانی که کارشان را می‌کنند و می‌روند. دوم بازیگرانی که کارشان را خوب انجام نمی‌دهند و می‌روند و دسته سوم بازیگرانی هستند که با کارگردانان خوب کار کردند و تربیت شده این کار هستند، که کار با هر یک از آن‌ها با دیگری متفاوت است. تفهیم درام نمایش به برخی بازیگران می‌تواند بعضی اوقات دشوار باشد. ما نمی‌توانیم ایده‌آل عمل کنیم. 
 
این کارگردان در بخش دیگری از صحبت‌هایش ادامه داد: وقتی شورای نظارت وارد می‌شود و کار را عوض می‌کند و به آن اصلاحیه می‌دهد، گروه آچمز می‌شود و نمی‌داند که باید چه کار کنند. وقتی به من می‌گویند متن را عوض کن چیزی که در پایان می‌ماند دیگر فکر من نیست.
 
دادگر گفت: بر سر در تئاتر ما  این عبارت نوشته شده که می‌گوید ورود آزاد. حمایت صفر. امکانات قلیل؛ همه بی‌هدف در حال دویدین و تلاش هستیم و در این جریان دوندگی بی‌هدف ناگهان کسی بیدار می‌شود و فکر می‌کند مشکلی وجود دارد باید لحظه‌ای بایستم و فکر کنم، در حالی که به او می‌گویند ادامه بده، حرکت کن و شبیه به بقیه باش. به او حق انتخاب می‌هند اما انتخابی مشابه آن ضرب‌المثل کمپانی بنز که می‌گوید بدون هر محدودیتی هر رنگی که دوست داری برای خرید ماشین انتخاب کن، به شرط آن که مشکی باشد.
 
این کارگردان بیان کرد: این روزها می‌بینیم که سالن‌های زیادی برای اجرا وجود دارد و در هر کدام نمایشی اجرا می‌رود با این که تماشاگر اندک است. ما باید بدانیم چرا  تئاتر کار می‌کنیم. باید متنی را بنویسیم که اگر نمی‌نوشتیم همواره حسرت نوشتن و مطرح کردنش را می‌خوردیم.
 
وی ادامه داد: من معتقدم تئاتر ایران از ابتدای تولد خودش با پایه‌های علمی شروع نکرده است. مبنای آغاز آن شاید غریزی بوده و شاید برای تفنن و تفریح بود. در واقع هر کسی امکان ورود و آزمون و خطا را داشت تا لحظه‌ای که به نقطه‌ای که مناسب بود برسد. تئاتر یک تجریه زیست است و ما باید این تجربه را به مخاطب ارائه دهیم. هر تئاتر یک تجربه برای زیستن است. 
 
دادگر اظهار داشت: نکته جالب برای من این است که تئاتر در دیگر جوامع مثل ایتالیا مخاطب سالخورده دارد و جوان‌ها را بیشتر در کافه‌ها می‌توان دید اما برای ما این اتفاق برعکس است و این جایگزینی را امروز می‌بینیم که نسل جوان ما سعی در تولید اندیشه دارد. این‌گونه شاید به‌نظر برسد تئاتر ما دارد به کج‌راهه می‌رود و از مسیر خود خارج خواهد شد.
 
لیلی عاج بیان کرد: تئاتر در دسته سرگرمی قرار می‌گیرد و فکر می‌کنم که سرگرمی بخشی جداناپذیر از تئاتر است. من ابتدا باید سرگرمی ایجاد کنم تا بعد در دل آن به بیان مفهوم برسم. ضمن این که باور دارم ما نمی‌توانیم به جوانان بگوییم ننویس و تئاتر کار نکن، چون این با مفهوم دموکراسی در تضاد است. هر کسی مختار است که هر چه را می‌خواهد بنویسد. 
 
این کارگردان تاکید کرد: اما خانه تئاتر موظف است که به جوانان مسیر ورود به این عرصه را آموزش بدهد و ساز و کار عقلایی‌تری برای ورود به تئاتر ارائه دهد. در واقع راه را نشان دهد و مسیر را ترسیم کند برای مثال بگوید که در ابتدای راه باید دستیاری کرد و برای جشنواره‌های دانشجویی کار ساخت و ...
 
وی تاکید کرد: تولید تئاتر کار سختی است. راه‌حل‌های سلبی غلط است و نمی‌توان این‌گونه راهکار داد. نسل جدید ما هم سرگشته و حیران است و آن‌ها هم ماحصل ما و تجارب و اندوخته‌های ما هستند.
 
سپس شهرام گیل آبادی، مدیرعامل خانه تئاتر، که از بینندگان مراسم بود گفت: دانش، سطحی از علم است یعنی می‌گوییم رفتار، مناسک، دانش و تجربه که همه در کنار هم تولید علم می‌کنند. کانون کارگردانان برای همه کارگردانان تئاتر است و در کنار همدیگر می‌توانیم تولید دانش کنیم. در نشست‌های آسیب‌شناسی در ابتدا باید سوال کلی مطرح می‌شد و البته در ادامه می‌توان وارد حوزه‌های تخصصی‌تری شد. من فکر می‌کنم تفاوت دیدگاه‌های سخنرانان، جهانی را ایجاد می‌کند که دانش از آن‌جا شکل می‌گیرد
 
وی ادامه داد: باید یاد بگیریم که برای نظرات دیگران احترام قائل شویم ضمن آن به‌شکل بدیهی خودمان هم نظراتی برای خودمان داریم و این مشارکت‌ها، نقطه اتصالی است که برای ما تولید دانش می‌کند.
 
سپس صدرالدین زاهد، کارگردان اظهار داشت: زمانی دولت کارگردانان و بازیگران را استخدام می‌کرد. یعنی حقوقی برای آن‌ها تعریف می‌کرد نه خیلی زیاد در حد بسیار معمول و متداول و همه راضی بودند، همه صبح‌ها سر کار حاضر می‌شدیم و تمرین می‌کردیم و تا شب‌هنگام که تمرین و اجرا به اتمام می‌رسید حضور داشتیم سوال من این است که چرا حالا که سطح درآمدهای ملی به‌مراتب افزایش یافته، این شرایط از بین رفته است.
 
وی ادامه داد: در ادامه‌ی صحبت‌های آرش دادگر باید بگویم که درست است در ایتالیا جوانان خیلی کمتر مخاطب تئاتر‌های رسمی و مجلل هستند، اما در این شهرها صدها سالن و پلاتو هست و آن‌ها تجربه کسب می‌کنند و تعداد افرادی که در این سالن‌ها رفت‌و‌آمد دارند بسیار بیشتر از سالن‌های رسمی است و فعالیت این نوع تئاترها، مثمر ثمر هستند.
 
زاهد گفت: فکر می‌کنم در هفتاد سال اخیر داخل حوزه تئاتر افتراقی حاصل شده که نتیجه آن شرایط امروز نمایش ما شده است. باید بگویم که آنچه امروزه در باره‌ تئاتر می‌اندیشیم این است که تئاتر امروز ما یک پدیده وارداتی است، اما برای من تئاتر رابطه‌ای بین تماشاگر و بازیگر است و این ارتباط است که تئاتر را می‌سازد پس تئاتر روحوضی و تعزیه و دیگر اشکال نمایش در ایران را هم می‌توانم تئاتر تعریف کنم. اگر آن‌گونه‌ی تئاتر گسترش پیدا می‌کرد و با تئاتر غربی آمیخته می‌شد، تئاتر ما به کجا می‌رسید؟
 
در پایان مراسم دادگر مطالب را جمع‌بندی کرد و گفت: باید این عادت را که در همه کارها دستی داشته باشیم کنار بگذاریم، مثلاً می‌توانیم مدیر تولید تعریف کنیم و کمی کارها را از دوش خود برداریم و آسوده عمل کنیم.
 
وی ادامه داد: مسئله آزاردهنده بعدی بحث نظارت است. فکر می‌کنم اثر خلاقانه به قدری تماشاگر را وارد دنیای خود می‌کند که ذهن مخاطب به مسائل دیگر پرت نشود. باید به فکر اعتلای کیفیت آثارمان باشیم. می‌توانم بپذیرم که در دوران گذار هستیم اما این دوران کمی طولانی شده است و باید زودتر به ثبات برسیم.
 
وی گفت: امروز  در شرایطی هستیم که می‌توانیم با یک دکمه با تمام جهان ارتباط برقرار کنیم دیگر کسی از دیگری برتر نیست و حالا با این شرایط باید به این موضوع فکر کرد که چگونه به عنوان کارگردان می‌توانیم مخاطب را مجذوب اثر خود کنیم.
 
تاراج گفت: خیلی وقت‌ها ما خودمان می‌توانیم به خود کمک کنیم برای مثال سالن محراب، این روزها مهجور مانده و می‌توانیم برای اجراها از آن سالن استفاده کنیم، درواقع این ماییم که باید در بدترین شرایط بهترین را برای خود بسازیم. 
 
لیلی عاج نیز گفت: من هم موافق این حرف هستم که کارگردان است که به سالن اعتبار می‌دهد.
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: