پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      شهادت سردار سلیمانی تبریک و تسلیت       
کد خبر: ۳۱۵۶۹
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۶
وقایع نگاری جشنواره تئاتر فجر
در روز نخست بخش صحنه ای سی و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در روز شنبه، 12 بهمن ماه 1398، هشت نمایش در سالن های مجموعه تئاتر شهر، سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی، سالن های تماشاخانه ایرانشهر و تماشاخانه سرو به روی صحنه رفتند که گزارش پیش رو به دو حواشی روز چهارم جشنواره تئاتر فجر و بررسی دو نمایش "صدا یا" علیرضا ایزدی و "بیگانه در خانه" سیدمحمد مساوات می پردازد.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، سومین روز برگزاری سی و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر با آغاز اولین روز بخش تئاتر صحنه ای در روز شنبه، 12 بهمن ماه 1398 همزمان شد که مصادف با چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران است هرچند جشنواره تئاتر فجر در روز آغازین ایام الله دهه فجر، نمایش های خودش را با ادای احترام به هنرمند پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون ولی الله شیراندامی شروع کرد که شامگاه روز جمعه، 11 بهمن ماه 1398 بعد از تحمل بیماری درگذشت و جامعه هنری کشور را در بهت و ماتم فرو برد.

از خبرهای جالب در روز شنبه، 12 بهمن ماه 1398 می توان به لغو آیین افتتاحیه نخستین تماشاخانه سیار مستقل کشور با نام "تئاترول" با حضور شهرام کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی اشاره کرد که علی رغم برنامه ریزی ها، به علت بارش ناگهانی برف و باران در سطح شهر تهران و محوطه مجموعه تئاتر شهر در دقایق پایانی لغو و به زمان دیگری موکول شد.

در اتفاقی دیگر، رهگذران و مردم حضوریافته در محوطه مجموعه تئاتر شهر هنگامی که به داخل سالن انتظار سالن بزرگ مجموعه تئاتر شهر می آمدند، یک گروه تئاتری بزرگ متشکل از بیست تا سی هنرمند تئاتری با لباسهای سیاه تمرین را مشاهده می نمودند که در حال انجام تمرین های کششی و مرور میزانسن های اجرایشان دقایقی پیش از ساعت پنج بعد از ظهر هستند و از زور هجوم سرما به داخل یکی از قدیمی ترین مجموعه های تئاتری کشور پناه آورده اند هرچند با نزدیکی به زمان اجرا در ساعت 17:30، آنها، بار دیگر به محوطه روباز برگشتند و نمایش خیابانی "تنها یک زمین داریم..." از تولیدات بازار بزرگ ایران را در پیشگاه مخاطبان تلفن همراه به دست برای ضبط و ثبت دقایق اجرایشان روی سنگفرش های محوطه روباز چهارراه ولیعصر جنب پارک دانشجو و پایین دست در خروجی سوم ایستگاه مترو تئاتر شهر اجرا کردند که با استقبال تماشاگران رهگذر و جلب توجه حداکثری آنها مواجه شدند.

با اعلام ساعت 17، نمایش "صدا یا" به نویسندگی و کارگردانی علیرضا ایزدی در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفت که در سطور پیش رو به بررسی اجمالی اثر مذکور خواهیم پرداخت.

از نقاط قوت "صدا یا" توجیه دلیل روایی مونولوگ گونه در قراردادهای ابتدایی عنوان شده بازیگر در مواجهه با تماشاگر است که روایت را از لحاظ منطقی برای مخاطبان موجه می سازد سپس طراحی صحنه محمد حسینعلی پور با استفاده از چند چوب بامبو، شیشه ها و رنگ سفید در ترکیب با تصویر، یک شکست برای مخاطبان در ارتباط با تصویر "من" و "من" روی صحنه ایجاد می کند که با تکثیر و انعکاس همراه است و استفاده از رنگ سفید برای رنگ آمیزی شیشه ها و انعکاس تصویر "من" به گفته های "من" در تصویر، جنبه حقیقت وار می بخشد و گفته های بازیگر حاضر در تصویر حول حضور یک بیگانه در اطراف یک خانه روستایی را در نظر آنها باورپذیر می سازد.

روایت "صدا یا" با وجود مونولوگ بودگی از قاعده سه پرده ای بهره می برد و اتفاقات روایت شده از زبان راوی با وجود شمایل مدرن او به علت ارجاع به ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه با عنوان "من" امروزه و "من" حافظه جمعی یک سیر خطی را در زمان می پیماید و روان رنجوری بازیگر روی صحنه و بازیگر حاضر در تصویر، آنقدر کشش برای مخاطبان ایجاد می کند که داستان "نگوی جواد" را با دقت گوش بدهند و با تکه های طنز کلامی در هر چند دقیقه، آنها را از خستگی دور سازد و در نهایت، با ضربه پایانی، آنها را غافلگیر نماید هرچند که غافلگیری نهایی، همچنان، در لفافه به وقوع می پیوندد و به صورت گذرا از سخنان گفته شده می گذرد که حلاوت غافلگیری را می زداید بدین صورت که بدون پرداخت غافلگیری، نمایش به پایان می رسد و تماشاگران را در حسرت حرفهای گفته نشده گفته شده باقی می گذارد که "صدا یا" را به یک نمایش محافظه کار تقلیل می دهد.

ساعت 19، نمایش "بیگانه در خانه" به نویسندگی و کارگردانی سیدمحمد مساوات، نمایش دیگری است که در سالن های چهارگانه مجموعه تئاتر شهر و در سالن اصلی به روی صحنه رفت و با استقبال قابل توجه مخاطبان، به ندرت صندلی های خالی به چشم می آمدند که در ادامه، تازه ترین اثر کارگردان "این یک پیپ نیست" مورد بررسی قرار می گیرد.

"بیگانه در خانه" از دیگر آثاری است که مرزهای بین تئاتر و سینما را درمی نوردد و از تئاتر، سینما می سازد هرچند که نمی توان گفت با سینما، تئاتر می سازد و یک نمایش با استفاده از عناصر ابزارهای چندرسانه ای است زیرا تماشاگران بیش از آنکه به صحنه واقعگرای درون و بیرون یک خانه توجه نشان دهند، چشم به پرده نقره ای بر فراز خانه می دوزند چنانکه حس حضور در سالن تاریک سینما را به اذهان متبادر می سازد و اینطور به نظر می رسد که انگار مشکلاتی وجود دارد هرچند که حربه نمایش اتفاقات روی صفحه نمایشگر، توجهات را از چنین موضوعی می گیرد و به سوی دیگر، منعطف می کند از جمله اینکه حضور تصویربردار در خانه و نادیده گرفته شدگی او از سوی بازیگران در یک ساعت نخست نمایش، تماشاگران را به فضای سریال های واقعگرایانه مستند از زندگی آدم های مشهور دنیا می برد که دستمایه ساخت سریال های گوناگون تحت عنوان "Reality Show" در شبکه های بین المللی می شود هرچند از آنجا که تصویربردار، کنش های او و واکنش ها به اعمال او از چنین منطقی پیروی نمی کند، علی حافظ پور در مقام تصویربردار به عنصری تعریف نشده تبدیل می شود که تاثیری عکس در فرآیند بیگانه سازی خانواده مهاجر ایرانی در کشور آلمان می گذارد زیرا تصویربردارِ بیگانه در نظر بازیگران و حتی تماشاگران در یک سریال واقعگرایانه مستند تعریف شده است و از آنجا که کارکرد دیگری گرفته می شود که حتی منطق ابتدایی واکنش های بازیگران در ندیده گیری تصویربردار را زیر سوال می برد و تعریف جایگزینی ارائه نمی شود به طوری که دوباره تئاتربودگی صحنه رخ می نماید و تئاتربودگی در تقابل با سینمابودگی چنان نیست که به تصویربردار، تعریفی متناسب با جمع بودگی سینما در یک نمایش تئاتر ببخشد و زمانی که تصویربردار، جای خودش را با محمد علیمحمدی بازیگر نقش اصلی مرد تعویض می کند، نویسنده و کارگردان، به طور کامل، تمام قراردادهای تنظیم شده از ابتدای اثر را جلوی چشم تماشاگران پاره می کند تا بتواند خلا یافتن حلقه را برای حرکت به سمت پایانبندی بپوشاند.

از نکات قابل توجه در مبحث بازیگری می توان به اغراق در بازی نوید محمدزاده در نقش "پیرزن همسایه" اشاره کرد که با تایید کارگردان صورت گرفته است و به نقش "پیرزن همسایه" وجهی طنز می دهد که در تقابل با شمایل فیلم های ترسناکِ ارجاع داده شده در اثر است به صورتی که تماشاگران را در مواجهه با او سردرگم می کند که باید با حضورش در صحنه، از قهقهه روده بر شوند یا برعکس، از ترس بلرزند.

همچنین، هرچند تلاش های نوید محمدزاده برای تلفظ کلمات زبان آلمانی ستودنی است هنگامی که او شروع به خوانش روایت گوزن ها در لحظات آغازین "بیگانه در خانه" می کند، لهجه فارسی وی خودش را به وضوح نشان می دهد و تماشاگران را قادر نمی سازد که شخصیت "پیرزن همسایه" را به عنوان یک آلمانی اصیل باور کنند که در ترکیب با نکته پیشین، حاکی از عدم دقت کافی کارگردان و بازیگر در شخصیت پردازی نقش مورد اشاره است.

انفعال نقش بازیگر زن با بازی رومینا مومنی در برابر "پیرزن همسایه" در هنگام نخستین دیدار و تهدید او با عصا به وسیله "پیرزن همسایه" با شخصیتِ آشنا به حقوق فردی و اجتماعی بازیگر زن منافات دارد و از دیگر اشکالات روایی است که در طول اجرا به چشم می خورد.

باید اشاره کرد که طرح صحنه داخل خانه و نمای بیرونی با وجود اینکه در اکثر دقایق دو ساعته "بیگانه در خانه"، جلوی بیش از نیمی از نقاط دید تماشاگران را می گیرد، با توجه به نمایش اتفاقات روی صفحه نمایشگر و اتفاقات قابل دید روی صحنه تئاتر، یک تعلیق ایجاد می کند که ناشی از تفاوت دو صحنه و تمایل مخاطبان برای مشاهده زاویه دید کارگردان در نسخه تصویری در مقابل زاویه دید مورد انتظار تماشاگران در نسخه تصویری با نظر به زاویه دید آنها نسبت به اتفاقات روی صحنه تئاتر است از اینرو، لحظات دلنشینی را برای آنها به وجود می آورد و از دلایلی است که مخاطبان را به ادامه تماشای دقایق بعدی نمایش مجاب می سازد هرچند باید اذعان کرد که "بیگانه در خانه" با گذشت نیم ساعت ابتدایی، کشش مناسب را برای بینندگان از دست می دهد.

در نهایت، نمایش "بیگانه در خانه" با وجود اشکالات گفته شده از نمایش های قابل اعتنای روز نخست بخش تئاتر صحنه ای در کنار نمایش "صدا یا" به شمار می رود.

جشنواره تئاتر فجر از 10 تا 20 بهمن ماه 1398 به دبیری نادر برهانی مرند و به همت اداره کل هنرهای نمایشی برگزار می شود.

 

خبرنگار گیتی آنلاین: فرزاد جمشیددانایی

نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: