پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۱۶۷۱
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۰:۱۶
گفت و گو با دکتر کیوان پهلوان
جشنواره موسیقی جوان که به نظر پر اهمیت ترین جشنواره موسیقی کشور محسوب می شود، در سه بخش جهانی، سنتی و نواحی در شهریور ماه امسال برگزار شد و مراسم اختتامیه آن در ۲۷ شهریور ماه بود و...


جشنواره موسیقی جوان که به نظر پر اهمیت ترین جشنواره موسیقی کشور محسوب می شود، در سه بخش جهانی، سنتی و نواحی در شهریور ماه امسال برگزار شد و مراسم اختتامیه آن در ۲۷ شهریور ماه بود. نظر به اینکه این جشنواره در سه بخش با نام‌های  جهانی(توضیح موسیقی جهانی را به زمانی دیگر موکول می کنیم.)، سنتی و نواحی تقسیم شده، لازم دانستم توضیحاتی در مورد این دو واژه بدهم. 
منظور "موسیقی سنتی " در این جشنواره همان موسیقی ردیف- دستگاهی است و موسیقی نواحی همانطور که از نامش پیداست به موسیقی اقوام ایران اطلاق  شده است . البته چند سالی بود که"موسیقی مقامی" بسیار باب شده بود و بالاخره با بحث و گفتگو های زیاد به نادرست بودن اطلاق موسیقی اقوام نواحی ایران به "مقامی" تا حدودی پی برده شد . همانطور که می دانیم موسیقی مقامی به همان موسیقی ۱۲ مقام اویغورستان چین ، شش مقام ازبکستان و تاجیکستان کنونی ، موقام آذربایجان، موکام ترکیه ، مکتب نوبتی اندلس  و در ادامه موسیقی ردیف- دستگاهی غرب ایران گفته می شود.
دکتر محسن حجاریان  در این باره در کتاب "مکتب های کهن موسیقی ایران " می نویسد:
فرهنگ شرق اسلامی از غرب چین تا اندلس، به رغم ریشه های مشترک در ساختارهای اجرایی ( مدها) و پیوستگی بنیادی، استقلال فرهنگی خود را نیز دارند.جغرافیای فرهنگی این سرزمین گسترده شامل حوزه های وسیعی می شود که ترکها ، ایرانیان و اعراب را در بر می گیرد.این قلمرو پهنه های وسیعی از فرهنگ‌های ترک زبان غرب چین و آسیای میانه همچون اویغور ، باشقیر، قرقیز، ازبک، قاراقالپاق، ترکمن، ترکان آسیای صغیر،تاجیکستان، افغانستان، ایران و ملت های سوریه، اردن، لبنان، و مصر ( در حوزه شرق عرب)و لیبی ، تونس ، الجزایر و مراکش(حوزه غرب عرب )را در خود می پوشاند
۱

نفوذ چنین فرهنگ ‌گسترده‌ای از یک سو ، موسیقی ماوراء قفقاز و از سوی دیگر بخش هایی از موسیقی شبه قاره هند و کشمیر را تحت تاثیر قرار داده است. 
با این که مطالعه موسیقی فرهنگ های شرق اسلامی موءید این است که موسیقی این فرهنگ ها پیوندهایی اندام واره ای (organical )دارند، نباید از یاد برد که هر یک از این فرهنگ ها تحت تاثیر شرایط خاص تاریخی، فرهنگی و اقلیمی ویژه اش شکل دیگری به خود گرفته‌ و همچنین زبان و ادبیات قومی نیز نقش بنیادی را در تکامل و تحول موسیقی این اقوام ملل ایفا کرده است
در عین حال، بررسی نقش زبان و ادبیات و تحولات اجتماعی و تاریخی در این موسیقی و نیز بررسی عناصر فرهنگ اشاعی که از فرهنگی به فرهنگ دیگر وارد شده و شکلی از آمیختگی دو یا چند فرهنگ را به وجود آورده اند، نیاز به مطالعات ویژه در موسیقی شناسی دارد که بی شباهت به باستان شناسی موسیقی نیست.
این پهنه وسیع فرهنگی با تشابهات موسیقایی ویژه‌ای خود را از دیدگاه فرهنگ شناسی تنوعات فراوانی دارد و مجموعا از سه زبان متفاوت بهره می گیرند که اساسا با یکدیگر رقابت خانوادگی و ریشه ای ندارند.این سه زبان ، عربی(آرامی-سامی)؛ فارسی(هند و اروپایی ) و ترکی ( اورال-آلتایی) هستند. یکی از نکات بسیار مهم موسیقی شناسی در این پهنه گسترده این است که این حوزه بسیار وسیع فرهنگی که سه زبان مختلف را به کار می گیرد یک سیستم مدالی مشترک دارد. در اینجا این پرسش پیش می آید که چگونه ممکن است یک سیستم مدالی مشترک که در نهایت از یک تفکر فرهنگ موسیقایی بهره می گیرد، از این همه تنوع موسیقایی برخوردار باشد؟
با فروپاشی حکومت ساسانیان، پاره هایی از عناصر موسیقی ایرانی ، چه از نظر تئوریک و چه از نظر اجرایی، به بغداد و  دمشق انتقال یافت. این بخش های انتقال یافته با تئوری موسیقی بیزانس ، مکتبی به وجود آورد که بعد ها آن را اسکولاستیک نام نهادند.  به موازات پیدایش این مکتب در بغداد، مکتب پردگانی خراسانی و ماوراءالنهر (فرارود)در شرق ایران و مکتب دستانی در غرب ایران نیز راه تکامل مستقل خود را  دنبال کردند. در خور یادآوری است که مهاجرت زریاب، موسیقی دان برجسته ایرانی به اندلس، سبب پایه گذاری شاخه دیگری از مکتب بغداد به نام مکتب نوباتی اندلس شد.
ارتباط خطوط کلی این مکتب ها با تحولات تئوریک بعدی را می توان به صورت زیر بیان کرد:
۲

۱. مکتب موسیقایی خراسان از قرن سوم تا هفتم هجری در قلمرو جغرافیایی خراسان بزرگ، خوارزم، و ماوراءالنهر رشد کرد و سپس در زمان حمله مغول و انتقال بخشی از فرهنگ خراسان به حوزه غرب ایران (ایران عجم)، با آمیختگی با مکتب دستانی غرب ایران ، مکتب دستگاهی کنونی ایران را به وجود آورد.
۲. مکتب دستانی در قلمرو غرب ایران که از روزگار ساسانیان در تیسفون بر جای مانده، رد پای خود را در مکتب اصابع(انگشتی) داد. دگرگونی مکتب دستانی سبب به وجود آمدن موسیقی دستگاهی در قرن هفتم هجری به بعد شد. مکتب دستانی در حوزه غرب ایران دارای ویژگی های خاص خود بوده است.
۳. مکتب اسکولاستیک بغداد از قرن سوم تا هفتم هجری، با بهره گیری از تئوری مو سیقی یونان باستان برای تشریح موسیقی، به همت موسیقی شناسان برجسته ای چون الکندی، ابن المنجم و فارابی پایه گذاری شد. این مکتب از قرن هفتم هجری قمری، با تحولات تاریخی اجتماعی که از سر گذراند، به مکتب سیستماتیک تبدیل شد.
۴. مکتب موسیقی اندلس در قرن سوم با ورود زریاب به کوردوبا شکل گرفت. ورود وی تاسیس کنسرواتوار موسیقی اندلس را به دنبال داشت. این مکتب تا سال ۱۴۹۲ میلادی، سال مهاجرت مسلمانان اسپانیا به شمال آفریقا، در اسپانیا به نام اندلس شناخته شد و پس از آن به مکتب نوباتی معروف شد. این مکتب از عمده ترین و پایه ای ترین مکتب های موسیقی در سرزمین‌های مراکش، الجزایر ، تونس و لیبی شد؛ اما هر کدام از زیر شاخه های مکتب اندلس راه های نسبتا متفاوتی پیمودند.
همانطور که خوانده ایم صورت بندی مکتب خراسان پردگانی بوده و ساختارهای اجرایی (مد) استقلال کافی داشته اند.
در قرن هفتم، مکتب دستانی در غرب ایران با به کار گیری غزل، گام نوینی در ارتقاء مراحل گسترش موسیقی ایران بر می دارد. بهره گیری از غزل موجب شکل گیری گوشه های دستگاهی می شود. این امر مرهون عوامل فرهنگی، اجتماعی و تاریخی است. در کنار آن، می توان به جایگاه زبان فارسی و نقش آن در غزل اشاره کرد که مهم ترین ابزار کلامی در خدمت موسیقی است.
به هر روی، از آنجا که تمام مکاتب جزئی تر موسیقایی بعد از قرن هفتم در غرب ایران(تبریز، قزوین، اصفهان، شیراز و تهران و استان مرکزی و قم کنونی )که به آن عراق گفته می شد ، رشد کرده می توان مراحل استکمالی مکاتب جزئی تر ناحیه عراق را نیز تحت پوشش مکتب بزرگ "عراق" قلمداد کرد.
از خصوصیات عمده مکتب موسیقایی عراق یکی این است که در آن ساختارهای اجرایی ابتدا و انتها دارند. این امر موجب استقلال اجرایی قطعات می شود.
۳

با توضیحات داده شده می خواستم خوانندگان را به این نکته جلب کنم واژه های "موسیقی سنتی"  که به نادرستی جایگزین" موسیقی دستگاهی" و یا "ردیف- دستگاهی" شده است و چقدر عوامانه این واژه ها را تکرار می کنند که جای بسی تعجب است.
برای بیشتر درک کردن واژه‌ها اکنون کلمه "سنت" را مورد کنکاش قرار می دهیم.

سنت 
 عبارت از باور یا رفتاری است که در یک گروه یا جامعه از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود، دارای معنای نمادین یا اهمیت ویژه‌ای است و ریشه آن به گذشته برمی‌گردد. حتی هنجارهایی نظیر سلام و احوال‌پرسی کردن نیز سنت تلقی می‌شوند. سنتها می‌توانند در طول هزاران سال به حیات خویش ادامه دهند یا اینکه گسترش پیدا کنند. در عین حال سنتهایی هم هستند که به دلایل سیاسی یا فرهنگی در طول مدت کوتاهی ایجاد می شوند.

برخی زمینه‌های مطالعاتی دانشگاهی نظیر انسان‌شناسی و زیست‌شناسی نیز واژه سنت را اخذ کرده‌اند تا در زمینه آکادمیک خاص‌تری از آن بهره جویند.

سنّت به نوعی ترجمه tradition انگلیسی  است و به معنی آن چیزی است که از پیشینیان به تحویل داده شده است .
در فقه اسلامی به معنی آنچه پیامبر(ص) بدان امر کرده است.
پس اگر ما واژه "سنت " را با موسیقی به کار ببریم چه بلای مفهومی به سر موسیقی ردیف- دستگاهی ایران می آید. موسیقی سنتی یعنی تمامی الحان و موسیقی که از نسل های قبل به ما رسیده و  یکی از آنها موسیقی دستگاهی است. می تواند موسیقی اقوام  و یا موسیقی مادرانه مثل لالایی ها و.... را نیز در بر بگیرد.
پس در این مهمترین واقعه موسیقی ایران !! یعنی جشنواره موسیقی جوان به اولین موضوعی که باید فکر کرد و دقیق شد نام آن است ؛ اینطور نیست.

موسیقی نواحی:
همانطور که در بالا نیز توضیح داده ام که هنوز هم در ایران برای این نوع موسیقی از واژه "مقامی استفاده می کنند که خوشبختانه با همین بحثها یی که در این چند سال صورت گرفته واژه بهتر" موسیقی نواحی " به کار می‌رود؛ اما به نظر من واژه" موسیقی اقوام-نواحی ایران "جامع تر و دقیق تر است. هر چند که در جوامع اروپایی از واژه  traditional  به معنی سنتی که متشکل از tradition +al که پسوند صفت ساز است : سنت+ ی = سنتی
در مقابل آن از موسیقی کلاسیک یا سمفونیک استفاده می شود.
در تاجیکستان به آن عنعنوی(سنتی) می گویند که در مقابل آن موسیقی کلاسیک اروپایی به کار می رود.
من برای تاکید وجود دو واژه ای "اقوام- نواحی " توضیحاتی را در زیر می آورم.
۴

آیا می توان واژه " اصیل " را به جای" ردیف دستگاهی " در موسیقی ایران به کار برد؟


در چند دهه اخیر از واژه " موسیقی اصیل" به جای" موسیقی ردیف- دستگاهی" استفاده می شود که نادرست است. برای روشن شدن موضوع ابتدا می بایست واژه " اصیل "را توضیح دهم.
اصیل ، صفت است از واژه عربی " اصل " و معانی آن چنین است:
اصیل : ۱. دارنده نژاد و تبار گزیده- نجیب (معادل Noble  انگلیسی ) مثل اسب اصیل و خانواده اصیل ؛ 
۲. به وجود آمده با قواعد خاص مربوط به خود ، به گونه ای خلاقانه، بدیع و بی سابقه ؛ مثل تحقیق اصیل و هنر اصیل؛ ۳. مصون مانده از تحریف و تغییر ؛ اصلی ؛ واقعی که مقابل تقلبی یا تقلیدی است؛ مثل اسلام اصیل و موسیقی اصیل ایرانی( فرهنگ روز سخن- دکتر حسن انوری)
ببینید، ما هر صفتی را میتوانیم در کنار یک اسم ، چه خاص و چه عام به کار ببریم مثلا بگوییم موسیقی ردیف- دستگاهی خوب .پس،ردیف- دستگاهی اسم خاص است و چند صفت هم میتواند در کنارش قرار گیرد؛ مثل خوب ، زیبا ، آرامش بخش ، هیجان انگیز و دهها صفت دیگر یکی از این صفت ها نیز اصیل باشد. آخر چگونه می شود یک صفت را اسم خاص کرد و به جای کلمه ای گذاشت که خود اسمی جامع و با معنی دقیق موسیقایی است ؛ یعنی ردیف - دستگاهی.اگر دقت کنیم دکتر انوری کلمه اصیل را در کنار واژه های  اسمی اسلام ، تحقیق، هنر و موسیقی گذاشته است، که منطقی است و به معانی دوم و سوم بالا هماهنگی دارد ؛ یعنی بدیع و خلاق، مقابل تقلبی و تقلیدی .پس میتوان نتیجه گرفت که موسیقی ردیف - دستگاهی ایران خلاق و... میباشد. اگر فقط واژه موسیقی در کنار اصیل قرار گیرد باید پرسید کدام موسیقی اصیل است اقوام - نواحی ، سمفونیک ، عربی ... یا موسیقی ردیف- دستگاهی. 
فکر میکنم تا حدود زیادی معلم گونه توانسته ام موضوع را توضیح دهم.
متاسفانه برخی از موسیقیدانان پا را فراتر گذاشته و خیلی از موضوع پرت افتاده‌اند و بجای موسیقی اصیل گفته اند موسیقی نجیب ایرانی.  این تار نواز برجسته ،"اصیل "را ناخودآگاهانه به معنی نجیب معادل   Noble انگلیسی گرفته اند و کار را خرابتر کرده اند انگار موسیقی انسان یا اسب است که نجیب زاده یا نجیب باشد.
من بسیار متاسفم که فرهیختگان موسیقی ما به غیر از نواختن ساز مطالعه ای حداقل نیز پیرامون موضوعات مرتبط با کارشان؛ یعنی موسیقی ندارند که جای بسی تاسف است .
   واژگان بیشمار دیگری وجود دارد که به همین منوال معنا کرده اند و اگر بگویی غلط است چون ساز خوب میزنند پس دیگر همه افکارشان درست است. 
این نکته را بگویم که جوانان هم که می خواهند ره صد ساله را یک شبه طی کنند نه در ساز زدنشان عمیق می شوند و نه در اندیشه شان
بار دیگر می گویم تحریف واژگان معضلی بزرگ برای فرهنگ و هنر ایران شده است.
تنها راهش نقد کردن و نقد پذیری است
پاینده باشید 
نویسنده:حامد سیف
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: