پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09036503610      شهادت سردار سلیمانی تبریک و تسلیت       
کد خبر: ۳۱۸۴۰
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۲:۵۸
نقد و بررسی فیلم سینمایی "خروج" ابراهیم حاتمی کیا؛
برای تشریح امر ابتذال، نقبی به بخش نخست مقاله "با ابتذال" بابک احمدی منتشرشده در دفترهای اندیشه انتشارات نیلا خواهیم زد: وقتی اسکار وایلد "بادبزن خانم ویندرمیر" را می نوشت، به دوستی که از "موضوعِ نمایشِ تازه" پرسیده بود، گفت:" نمایشی است درباره vulgarite". واژه فرانسوی را به کار برد. شاید می خواست به سرچشمه ی درستِ بحث، یعنی به نقادی بودلر از "هر چیزی بی مایه و پست، پوشیده در حجاب بلاهت و تفرعن" بازگردد. بعدها وایلدر به دوست دیگری گفت:" نمایش بدی از کار درنیامده، موضوعش triteness است، بدون آنکه خودش اینطوری بشود". چون واژه فرانسوی را با این صفت انگلیسی همراه کنیم به برداشت کلیشه ای وایلد از نقادی بودلر بازمی گردیم: ابتذال همان پیش پا افتادگی است، رفتار کلیشه ای، گریز از اندیشیدن و بازاندیشی، ساده گرایی افراطی که تا حد ساده لوحی پیش می رود، و سرانجام با نادانی شرم آوری همراه می شود. مثل هر چیز سطحی زندگی سطحی ما از "دریای ژرف" می ترسد. گفته، نوشته یا اثر هنری پیش پا افتاده معنایی یکه را به شیوه ای نااندیشیده منتقل می کند. ابتذال، گریز از چندمعنایی، چندگانگی، و مقاومت در برابر ابهام است. وانمود کردن دانایی است جایی که کسب و حتی خواست دانایی مشتقت فراوان می طلبد. بدین گونه است که "خروج"، به هیچ اعتراضی ورود نمی کند.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، فیلم سینمایی "خروج" ابراهیم حاتمی کیا در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و نظرات متناقض منتقدان را برانگیخت به صورتی که برخی، اثر را ستودند و گروهی دیگر، به مذمت آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا پرداختند از اینرو، در سطور پیش رو، از نقاط ضعف و قوت "خروج" خواهیم گفت.

ابراهیم حاتمی کیا در "خروج"، داستان رحمت، کشاورز پنبه کار را روایت می کند که با یک سهل انگاری، زمین پنبه او از بین می رود و رجوع های او و دیگر کشاورزان برای اعاده حق بی پاسخ می ماند بنابراین، راه تهران را در پیش می گیرند تا با عنایت رئیس جمهور، احقاق حق نمایند هرچند در حرف و سخن ساده می نماید، در عمل، سخت است زیرا سفر همواره با مخاطرات خاص خودش همراه است.

فیلم سینمایی "خروج" از لحاظ داستانی، در زمره بهترین تجربه های فیلمنامه نویسی ابراهیم حاتمی کیا به شمار می رود و نمود تصویری مناسبی برای یک سیر خطی داستان کلاسیک و "سفر قهرمان" جوزف کمبل است که با هر قدم، چالشی برای رهپویان به وجود می آورد هرچند صد در صد عاری از اشکال نیست از آنجا که اثر در سکانس پایانی به هنگام نمایش شخصیت رئیس جمهور و بیان مطالبات رحمت، به اتمام می رسد و تزکیه نفس مخاطب مایوسانه بی سرانجام می ماند زیرا مطالبات او از زبان شخصیت اصلی روایت، رحمت فرصت بیان نمی یابد همچون آنچه که در فیلم سینمایی "ماهی و گربه" شهرام مکری قابل مشاهده است و در یک اثر مرتبط با ژانر دلهره آور، هیچ اثری از خون به چشم نمی خورد که نیاز آثار چنین ژانری است و همچنین، "خروج" را به فیلمی محافظه کار بدل می سازد که از صراحت عاجز است و در تمام مدت، فقط ادای اعتراض را در می آورد بدون اینکه واقعا جرات بیان سخنی را داشته باشد.

"خروج" در مقیاس سینمای جهان، یکی از صدها هزار اثر ساخته شده است که شخصیت های دولتی و حکومتی در مقام های مختلف از جمله رئیس جمهور، نمایندگان مجلس، مقامات استانی، محلی، مذهبی و قضایی را در جایگاه قهرمان و ضدقهرمان به تصویر می کشند و برای نمونه می توان به "افشاگر" نوشته توماس مک کارتی و جاش سینگر و به کارگردانی توماس مک کارتی اشاره کرد که بر مبنای یک داستان واقعی است و به روند برملای کودک آزاری کشیشان کلیساهای کاتولیک مسلک در ایالت ماساچوست آمریکا می پردازد بنابراین، همانطور که مشاهده می کنید، ساخت چنین آثاری، یک رویه معمول در سینمای جهان است پس برخلاف ذوق زدگی ها راجع به "خروج"، تماشاگران ایرانی با اثری معمولی در همه ابعاد مواجه هستند و ساخت "خروج"، برگ زرینی در کارنامه سازمان رسانه ای اوج، ابراهیم حاتمی کیا و بازیگران اثر برای نمایش اعتراض نیست جدا از اینکه ساخت آثار اعتراض گونه نما با بودجه سازمانی وابسته به دولت، با سرمایه بیت المال از سوی یک کارگردان "وابسته" خودخوانده جای تاسف دارد زیرا در شرایط مشابه، سازندگان آثاری همانند "آشغال های دوست داشتنی" به نویسندگی و کارگردانی محسن امیر یوسفی و "خانه پدری" به نویسندگی و کارگردانی کیانوش عیاری با علم به ضعف های محتوایی و ساختاری موجود، برچسب های گوناگون می خورند و سالها، باید برای اکران آثارشان صبر پیشه کنند تا از مرحله "توقیف" بگذرند و فریاد "آزادی" سر دهند.

در ضمن، آنچه که به عنوان چالش های روایت برای شخصیت رحمت و همراهان به نمایش درمی آید از قبیل تهدیدهای پلیس محلی، انتشار خبر اعتراض آنها در رسانه های خارج از کشور مانند بنگاه خبرپراکنی بی بی سی، حضور نیروهای امنیتی و دستگیری شخصیت رحمت در سکانس های پایانی، با توجه به اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر:

"تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد، آزاد است".

غیرمنطقی است و در حقیقت، ابراهیم حاتمی کیا در حال نمایش یک وضعیت عادی اعتراض است که با قدرت نمایی نهادهای دولتی و حکومتی به بحران می گراید وگرنه حضور ریش سفیدان در پیشگاه حاکم شرع و شهر برای اعتراض در ادبیات داستانی ایرانیان و حتی روایت های مذهبی قدمتی طولانی دارد چنانکه هنوز، در اغلب مناطق روستایی کشور، با شکایت بری به حاکم شرع و شهر، مشکلات قابل حل است و ترسیم مخاطرات سفر رحمت و همراهان به چنین شکلی، یک مضحکه به تمام معنای عادی ترین حق ها از مجموعه حقوق شهروندی با عنوان "اعتراض" است و از سوی دیگر، نباید از یاد برد که ساخت چنین فیلمی، وجهه بین المللی خوبی برای سرزمین ایران نخواهد داشت و همه ادعاهای پیشین اشخاص مختلف در داخل ایران و خارج از ایران، راجع به نبود حق آزادی بیان در کشور ایران را به اثبات می رساند.

"خروج" مملو از کنایه ها به رئیس جمهور وقت ایران، حسن روحانی و کابینه او است که جنبه شعاری دارند و از دیگر نقاط ضعف اثر به شمار می روند از آنجا که ابراهیم حاتمی کیا می کوشد با طنازی با کلام، خنده به لب مخاطبان بیاورد بسان آنچه که هر شب، تماشاگران در برنامه های طنز شبانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به تماشا می نشینند و پا را یک قدم از آنها فراتر نمی گذارد به طوری که اثر، دچار دوگانگی لحن بین جدیت و طنز می شود علی رغم جدیتی که همیشه اعتراض با خودش به همراه دارد و اینجا است که پازل ابتذال اعتراض در کنار گفته های قبلی در سطور فوق، تکمیل می شود.

فرامرز قریبیان در نقش "رحمت" بازی خوبی را ارائه می دهد هرچند به شاهکاری ادعایی نیست برخلاف پسرش، سام قریبیان در نقش یکی از راننده تراکتورها که شمایل می شکند و از تیپ همیشگی پسر پولدار و آدم منفی بیرون می آید که تحسین برانگیز است و در شکل جدید، به خوبی ایفای نقش می کند چنانچه می توان از نقش وی در جایگاه یک نقطه عطف در کارنامه بازیگری بازیگر سریال "تنهایی لیلا" سخن گفت.

کامبیز دیرباز حتی در زمان کوتاهی که جلوی دوربین قرار می گیرد، ضعف بیانی او در ادای کلماتی حاوی حروف "س" و "ش" رخ می نماید که اعصاب خردکن است و بازی وی را می توان در ادامه نقش "میکائیل" نوشته سعید نعمت الله و به کارگردانی سیروس مقدم قلمداد کرد.

در ادامه، محمد فیلی بازیگر نقش "شمر بن ذی الجوشن" در "مختارنامه" به کارگردانی داوود میرباقری در نقش یکی دیگر از رانندگان تراکتورها، یک بازی درخشان دیگر به کارنامه اش می افزاید.

تصویربرداری وحید ابراهیمی و تدوین عماد خدابخش از عناصری هستند که "خروج" را از لحاظ بصری، به تجربه دلنشینی برای تماشاگران تبدیل می کنند هرچند موسیقی کارن همایونفر بوی تکرار همکاری های گذشته با ابراهیم حاتمی کیا را به اذهان متبادر می سازد و صداسازی ملکوتی و ترسیم شخصیت نورانی "یحیی" پسر شهید رحمت در بازگشت ها به گذشته از دیگر نقاط ضعف اثر است.

چهره پردازی مهرداد میرکیانی و طراحی لباس مارال جیرانی در کنار هم دست در هم دادند تا چهره بازیگری همچون "سام قریبیان" در دقایق اولیه حضور به راحتی برای مخاطبان قابل تشخیص نباشد که در ایفای نقش درست او و همقطاران کمک شایانی می نماید.

در نهایت، برای تشریح امر ابتذال، نقبی به بخش نخست مقاله "با ابتذال" بابک احمدی منتشرشده در دفترهای اندیشه انتشارات نیلا خواهیم زد:

وقتی اسکار وایلد "بادبزن خانم ویندرمیر" را می نوشت، به دوستی که از "موضوعِ نمایشِ تازه" پرسیده بود، گفت:" نمایشی است درباره  vulgarite". واژه فرانسوی را به کار برد. شاید می خواست به سرچشمه ی درستِ بحث، یعنی به نقادی بودلر از "هر چیزی بی مایه و پست، پوشیده در حجاب بلاهت و تفرعن" بازگردد. بعدها وایلدر به دوست دیگری گفت:" نمایش بدی از کار درنیامده، موضوعش triteness است، بدون آنکه خودش اینطوری بشود". چون واژه فرانسوی را با این صفت انگلیسی همراه کنیم به برداشت کلیشه ای وایلد از نقادی بودلر بازمی گردیم: ابتذال همان پیش پا افتادگی است، رفتار کلیشه ای، گریز از اندیشیدن و بازاندیشی، ساده گرایی افراطی که تا حد ساده لوحی پیش می رود، و سرانجام با نادانی شرم آوری همراه می شود. مثل هر چیز سطحی زندگی سطحی ما از "دریای ژرف" می ترسد. گفته، نوشته یا اثر هنری پیش پا افتاده معنایی یکه را به شیوه ای نااندیشیده منتقل می کند. ابتذال، گریز از چندمعنایی، چندگانگی، و مقاومت در برابر ابهام است. وانمود کردن دانایی است جایی که کسب و حتی خواست دانایی مشتقت فراوان می طلبد.

بدین گونه است که "خروج"، به هیچ اعتراضی ورود نمی کند.

 

منتقد گیتی آنلاین: فرزاد جمشیددانایی

نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: