پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۱۸۸۱
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۷
گفت و گو با دکتر کیوان پهلوان
چرا می توانیم نام نوروز را به عنوان حوزه جغرافیای فرهنگی به کار ببریم؛ زیرا نوروز و جشن های نوروزی در حقیقت به نوعی تحسین از مدیریت انسان بر طبیعت و شناخت آن است.جشن نوروز اساساً باعث از بین رفتن کینه ها و دشمنی می شود و...

چرا می توانیم نام نوروز را به عنوان حوزه جغرافیای فرهنگی به کار ببریم؛ زیرا نوروز و جشن های نوروزی در حقیقت به نوعی تحسین از مدیریت انسان بر طبیعت و شناخت آن است.جشن نوروز اساساً باعث از بین رفتن کینه ها و دشمنی می شود.نوروز نوید دهنده ی تلاش برای زندگی نو در آسیای غربی می باشد. نوروز برای همه ی باشندگان این گستره ادعای برتری ندارد و بشارت دهنده ی تعدیل شرایط سخت و مبارزه برای زندگی بهتر است.  
دنیای کنونی ما در تلاطم و تغیر است و واژه جهانی شدن را دراین دهه ها می شنویم اما در کنار این جهانی شدن که عوامل زیادی را در بر می گیرد، جهان به سوی چند قطبی شدن پیش می رود. آمریکا زمانی طولانی ست که ادعای رهبری جهان را در سر می پروراند و اتحادیه اقتصادی کشورهای قاره آمریکای شمالی نیز با کشور مقتدر ایالات متحده آمریکا شکل گرفته است.آمریکای جنوبی با رهبری برزیل به سوی جایگاهی در این کره ی خاکی است. اتحادیه ی اروپا چند دهه ای است که از ظهور آن می گذرد و رقابتی تنگاتنگ با آمریکا دارد. امپراتوری روسیه که پس از فروپاشی "کشور شوراها" در سال ۱۹۹۰ میلادی امید دنیای غرب را به آن سو برد تا دیگر در توازن قدرت جهانی نباشد ؛اما حتی با از دست دادن بخش عظیمی از آن همچنان در رقابت با قطب های دیگر تلاش می کند؛ هرچند میخائیل گورباچف " آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی " در آستانه ی فروپاشی این کشور از یک خانه ی مشترک اروپا که گویا از آتلانتیک تا اورال امتداد دارد سخن به میان آورد و خواستار احداث چنین اروپای پهناوری فارغ از نفوذ و مداخلات قدرت های ماوراء آتلانتیک شده بود. این خواسته رویایی بیش نبود؛ زیرا روسیه از همان زمان شکل گیری امپراتوری اش تاکنون با دیدگاه پان اسلاویسم رویای دیگری را در سر می پروراند و طبیعتاً نمی خواهد قدرت خود را با اتحادیه اروپا همسو کند وخود را قدرتی جهانی می داند. روسیه درطی تاریخ ۲۰۰-۳۰۰ ساله ی خود نشان داده است که فقط به منافع امپراتوری خود می اندیشد و نمی تواند به عنوان دوستی مطمئن برای ایران و سرزمین نوروز باشد. قطب مهم اقتصادی و فرهنگی دیگر در آسیای جنوب شرقی به نام آ- سه - آن وجود دارد که بیشتر کشورهای آن منطقه را در بر می گیرد. در این سال ها، این قطب به خوبی نشان داده است که می تواند برای منافع مشترک اقتصادی تشریک  مساعی کند. تمامی کشورهای این سازمان اقتصادی با موفقیت هرچه تمام تر در عین آنکه به منافع کشور خود می اندیشند، به خوبی دریافته اند که منافع دراز مدت شان در وحدت و همکاری شان ممکن است. قاره ی آفریقا سعی در به وجود آوردن اتحادیه ای فرهنگی و اقتصادی برای بودن در این گردونه ی جهانی است؛ اما به دلیل تشتت آرا و پیچیدگی های زیست بومی و هچنین فقر هنوز نتوانسته اند به اتحادیه ای از این دست بیندیشند. اگر کشور های این قاره بتوانند اتحادیه فرهنگی و اقتصادی را در برنامه خود جای دهند کشور آفریقای جنوبی می تواند گزینه ای مناسب برای پیشبرد این امر مهم باشد. پس دراین کره ی خاکی تنها اتحادیه ای که شکل گیری آن ضرورت مبرم دارد به نظر می رسد اتحادیه ی سرزمین نوروز است. "سرزمین نوروز" که ما از آن سخن می رانیم دارای پیوند های فراوانی هستند هرچند که بسیاری از اقوام در این سرزمین زندگی می کنند. فرهنگ وآیین های مشترک کشورهای این اتحادیه نشان می دهد که قرن ها و هزاره ها با تمامی تفاوت ها در کنار یکدیگر زیسته اند. مردم سرزمین نوروز باید هرچه بیشتر تمامی جنبه های مشترک زیست بومی ، فرهنگی ، اجتماعی، و اقتصادی خودرا برای بهتر زیستن ودر کنار هم بودن بیاموزند و فقط به پیوند بیندیشند،نه جدایی. "پیوند" را فقط با شناخت فرهنگ های مشترک و به وجود آوردن و به کار بستن قوانینی که باعث این پیوند شود. 
به نظر نگارنده کشورهایی که در این سرزمین می زیند از شمال شرقی به اویغورستان چین و جنوب شرقی به شبه قاره هند واز غرب تا کشورهای شمال آفریقا امتداد دارد. کشورهای سرزمین نوروز  قزاقستان ، ازبکستان ، قرقیزستان ، ترکمنستان ، تاجیکستان ، افغانستان ، پاکستان ، بنگلادش ، هندوستان ، ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان ، گرجستان ،عربستان ،قبرس، اردن، عراق سوریه، لبنان، کشورهای حوزه خلیج فارس ، مصر، لیبی، تونس، مراکش، و تا حدودی الجزایر می توانند باشند. روسیه و اتحاد شوروی سابق همان طور که گفته ایم هیچگاه نتوانسته اند ، متحد خوبی برای ایران و هچنین سرزمین نوروز باشند و همیشه فقط به منافع ژئوپولوتیک و اقتصادی خود اندیشیده اند. روسیه همیشه حافظ منافع اقتصادی و شوونیسم روسی خویش است. یونان و قبرس که در اتحادیه اروپا هستند در تاریخ سرزمین نوروز همیشه دراین چار چوب عمل کرده اند. اما به دلیل ورود به اتحادیه اروپا به طور مستقیم نمی توانند رسماً عضو اتحادیه سرزمین نوروز باشند، اما هم از جمعیت سوق الجیشی و هم منافع مشترک با سرزمین ، می توانند در چارچوب منافع اقتصادی و فرهنگی خود، به هردو اتحادیه در چارچوب منافع خود بیندیشند. 

ما مردمان نوروز هر چه زودتر باید همه اختلافات را کنار بگذاریم وبه اتحاد فکر کنیم تا بتوانیم از گردونه ی جهانی شدن به بیرون پرتاب نشویم. امروزه طبیعی است که کلیدی ترین کشورهای موسس این "سرزمین"  ایران، عربستان، هندوستان، ترکیه، هستند که با همکاری و همیاری آنها می تواند کشورهای کم قدرت تر را به این مجموعه اضافه کرد، بدون آنکه کشورها فکرکنند از سوی هریک از کشورها ستمی بر آنها روا داشته می شود. در کتاب توضیح خواهم داد که چگونه "نوروز" می تواند فصل مشترک اتحاد همه ی این کشورها  باشد. ما از طریق شناخت اسطوره ها و چگونگی سرایت کردن آنها به مناطق این سرزمین نشان داده ایم که چگونه می تواند فصل مشترک و پیوند همه ی مردمان آن باشد. ما در این مجموعه کوشیده ایم همه ی اندیشه هایی که به اتحاد می انجامد را نشان دهیم و موارد بسیاری که باعث جدایی مردمان نیک سرزمین نوروز است را گوشزد کنیم تا راهنمایی باشد برای اتحاد سرزمین نوروز؛ فقط بدانیم با جنگ و کشتن و عدم تحمل یکدیگر ره به جایی نمی بریم و اگر دهها تکه شویم باز راهی جز وحدت نداریم.

حامد سیف/ خبرنگار گیتی آنلاین
نویسنده:حامد سیف
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: