پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۱۹۹۴
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۰:۰۲
نقد و بررسی فیلم سینمایی "لباس شخصی" امیرعباس ربیعی؛
"لباس شخصی" هیچ گاه دلیل بدبینی "یاسر" به توده ای ها را افشا نمی سازد و فقط به پیش زمینه ذهنی مخاطبان ارجاع می دهد که ریشه در حافظه تاریخی مردمان ایران و نوع برخورد جمهوری اسلامی ایران با دول شرقی و غربی دارد و همیشه، چنین سوالی در پس اذهان ایرانیان جُنب می خورد که "چرا آمریکا، دشمن ایران است و روس ها با توجه به سابقه استعمار چندصدساله ایران، هیچ وقت در جایگاه دشمن ملت ایران معرفی نشدند؟!" و "لباس شخصی"، پاسخی تاریخی سیاسی به یک چنین سوال تاریخی سیاسی است تا بار دیگر، دغدغه های مخاطبان در فضایی ضدعفونی شده همانند تجربه "اعتراض" در فیلم سینمایی "خروج" ابراهیم حاتمی کیا به همت سازمان هنری رسانه ای اوج به جوابی دست یابند که با مغلطه همراه است و پرسش اصلی را به کناری می گذارد تا از پاسخگویی طفره برود و جوابی را بگوید که ربطی به پرسش طرح شده ندارد.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، برای نخستین بار از فیلم سینمایی "لباس شخصی" به نویسندگی و کارگردانی امیرعباس ربیعی پرده برداشت و توانست نظر مساعد اکثریت قریب به اتفاق مخاطبان و منتقدان را به خودش جلب کند از اینرو، سطور پیش رو به نقد و بررسی نقاط قوت و ضعف "لباس شخصی" اختصاص خواهد یافت.

"لباس شخصی"، برای مخاطبان و منتقدان، یادآور ساخته های محمدحسین مهدویان به طور مثال "ایستاده در غبار" است هرچند تعلق خاطری به نگاه مستندنگرانه وی ندارد و یک اثر طبیعت گرایانه به سبک آلمانی ها است که به درام همسان نگاه طبیعت گرایانه اهمیت می دهد به طوری که درام موجود به اثر جذابیت می بخشد برخلاف آنچه که در آثار محمدحسین مهدویان خلا به حساب می آید و با گذشت دقایق ابتدایی، ذوق تماشاگران برای تماشای یک اثر جدید کور می شود و ملال پدید می آورد که از نقاط قوت اثر امیرعباس ربیعی و مشخصه متمایزکننده اثرش از جهان بینی سازنده "آخرین روزهای زمستان" است چنانکه نمی توان "لباس شخصی" را اثری تقلیدی نام نهاد.

امیرعباس ربیعی برای ساخت اثر به سراغ فضاهای امتحان پس داده محمدحسین مهدویان در زمینه تصویربرداری، طراحی صحنه و لباس و طراحی چهره پردازی می رود و حرکات دوربین هاشم مرادی، طراحی صحنه و لباس محمدرضا شجاعی و طراحی چهره پردازی محسن دارسنج بر چنین ادعایی صحه می گذارد انگار که از شقِّ دیگر سیبِ "ماجرای نیمروز"، "لباس شخصی" زائیده می شود که مهمترین نقطه ضعف اثر است به طوری که با حذف نام نویسنده و کارگردان و جایگزینی بازیگران، مخاطبان به راحتی نام کارگردان ذکرشده در سطور پیشین را به جای نام کارگردان حال حاضر روی پیشانی اثر خواهند چسباند هرچند باید خاطرنشان کرد که پنهان شدگی پشت اشیا در دوربین هاشم مرادی در نخستین اثر امیرعباس ربیعی به تعادل می رسد و به افراط گرایی تصاویر هادی بهروز نیست.

از نکات مثبت تدوین مهدی سعدی می توان از حفظ ریتم پرتنش در طول اثر با وجود لحظات سکوت در هنگام بن بست ها برای شخصیت اصلی با نام "یاسر" گفت که مخاطبان را با ایجاد کشش در زمانی بالغ بر 120 دقیقه به دنبال خودش می کشاند و آنها را قادر نمی سازد چشم ها را از پرده نقره ای بردارند.

"لباس شخصی" چالش های یک نیروی تحلیلگر تازه کار امنیتی را روایت می کند که در مناسبات سازمانی نمی گنجد و هر بار می کوشد با حربه ای، آنها را دور بزند که یکی از نقاط ضعف در اینجا نمود می یابد بدین صورت که اخطارها را برای اطاعت نادیده می گیرد و به جز یک بار و حبس چندساعته در محبس، رفتار توبیخی با او به جای اینکه شدت پیدا کند، با مسامحه همراه می شود که در وهله اول، مناسبات سازمانی و در وهله بعد، سیر منطقی روایت در کشمکش های بین دو شخصیت فرمانده مستقیم و تحلیلگر را زیر سوال می برد.

همچنین، "لباس شخصی" هیچ گاه دلیل بدبینی "یاسر" به توده ای ها را افشا نمی سازد و فقط به پیش زمینه ذهنی مخاطبان ارجاع می دهد که ریشه در حافظه تاریخی مردمان ایران و نوع برخورد جمهوری اسلامی ایران با دول شرقی و غربی دارد و همیشه، چنین سوالی در پس اذهان ایرانیان جُنب می خورد که "چرا آمریکا، دشمن ایران است و روس ها با توجه به سابقه استعمار چندصدساله ایران، هیچ وقت در جایگاه دشمن ملت ایران معرفی نشدند؟!" و "لباس شخصی"، پاسخی تاریخی سیاسی به یک چنین سوال تاریخی سیاسی است تا بار دیگر، دغدغه های مخاطبان در فضایی ضدعفونی شده همانند تجربه "اعتراض" در فیلم سینمایی "خروج" ابراهیم حاتمی کیا به همت سازمان هنری رسانه ای اوج به جوابی دست یابند که با مغلطه همراه است و پرسش اصلی را به کناری می گذارد تا از پاسخگویی طفره برود و جوابی را بگوید که ربطی به پرسش طرح شده ندارد.

در ضمن، سکانس نهایی و ارجاع به مفهوم "لباس شخصی"، نوید ساخت یک دوگانه سینمایی تماشایی را به مخاطبان می دهد که با نوشته واپسین روی صفحه سیاه، همه امیدها برای تماشای یک قسمت دیگر از "لباس شخصی" رنگ می بازد و پایان بسته حال حاضر، دیگر نقطه ضعف غیرقابل اغماض اثر است چنانکه با حذف نوشته واپسین روی صفحه سیاه، اثر در یک تعلیق مناسب پایان باز با امکان ارجاع به قسمت بعد، به آخر می رسد و یکی از بهترین پایان بندی های آثار سالهای اخیر به وجود می آید.

مهدی نصرتی با درک مناسب از "یاسر" در تک تک لحظات اثر، بازی درخشانی را ارائه می دهد و سیر تکامل شخصیت از یک تازه کار تا نیروی زبده اطلاعاتی در کنش های او به خوبی قابل مشاهده است که دومین حضور وی در نقش اول یک فیلم سینمایی پس از حضور در نقش اصلی فیلم تلویزیونی "دربست" علی خامه پرست در سال 1395 محسوب می شود و به زودی با یک نقش مکمل در فیلم سینمایی "مجبوریم" رضا درمیشیان روی پرده سینماها ظاهر می شود که حاکی از خوش آتیه بودگی او در عرصه بازیگری است.

در ادامه، بازیگرانی همچون توماج دانش بهزادی، عماد درویشی، مهیار شاپوری، احمد لشینی و روزبه رئوفی با توجه به خصوصیات "نمونه نما" موجود در شخصیت ها به خوبی نقش آفرینی می نمایند و باید اذعان کرد که "لباس شخصی"، یکی از بهترین گروه بازیگران فیلم های راه یافته به دوره سی و هشتم جشنواره فیلم فجر را دارد.

در نهایت، فیلم سینمایی "لباس شخصی" امیرعباس ربیعی مثل دیگر کارگردانان فیلم اولی، عاری از تاثرات آثار مورد تحسین سازنده نیست که تبدیل به پاشنه آشیل اثر می شود هرچند جای ناامیدی نیست و هنوز، زمان فراوان و مغتنمی برای امیرعباس ربیعی در مقام کارگردان باقی است تا بتواند به مولفه های خاص خویش دست پیدا کند و درختی باشد که سایه خودش را می گستراند.

 

منتقد گیتی آنلاین: فرزاد جمشیددانایی
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: