پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۲۵۷۲
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۲:۱۴
ویروس کرونا، به مجادلات بر سر میزان استفاده از صفحه های نمایشگر پایان داد؛
ما تمام راه های را امتحان کردیم که ما را از خیره شدن به گوشی های هوشمند باز بدارد. سم زدایی دیجیتالی. ریاضت کشی. اما حالا؟ زمان مهمانی با Zoom فرا رسیده است.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، قبل از شیوع ویروس کرونا، یک موضوع همیشه مرا نگران می کرد. آن، میزان استفاده از صفحه های نمایشگر نام داشت. شاید، شما به یاد داشته باشید.

من راجع به آن فکر می کردم. درباره اش می نوشتم. زیاد. سعی می کردم سم زدایی های دیجیتال مختلف را امتحان کنم چنانکه اگر آنها رژیم های هوسبازانه زودگذر بودند، هر کدام به مدت یک یا دو هفته کارگر می افتادند قبل از آنکه دوباره به آن صفحه شیشه ای براق نگاه کنم.

در حال حاضر، من، قید و بند گناه میزان استفاده از صفحه های نمایشگر را کنار گذاشتم. تلویزیون را روشن کردم. لپ تاپم، باز است. قفل گوشی هوشمند من، گشوده شده است و صفحه نمایشگر، برق می زند. می خواهم خودم را با صفحه های نمایشگر بپوشانم. اگر یک سربند واقعیت مجازی نزدیکم بود، آن را روی سرم می گذاشتم.

صفحه نمایشگر تنها راه ارتباطی من با خانواده ام است که دلتنگشان هستم اما نمی توانم به ملاقاتشان بروم چون نمی خواهم به صورت تصادفی، آنها را با این ویروس بکشم. صفحه نمایشگر، برای من، ساعاتی خوش همراه با دوستان دوره دبیرستانم و عکسهایی از مردمِ در حال پخت و پز در شبکه اجتماعی فیسبوک را فراهم آورده است. یک زمانی بود که من فکر می کردم فیسبوک بد است؟ شاهرگ پروپاگاندای خطرناک جریان یافته در کالبد سیاسی کشور؟ شاید. به یاد نمی آورم. برای یک دوره تاریخی دیگر بود.

بسیاری از مردم دارند تغییر عقیده می دهند.

والت ماسبِرگ رئیس سابقم و یک منتقد تاثیرگذار باسابقه محصولات فناورانه، حساب کاربری خودش را در شبکه های اجتماعی فیسبوک و اینستاگرام در اعتراض به سیاست های فیسبوک و غفلت از اخبار جعلی در سال 2018 غیرفعال کرد. حالا، در دوران فراگیری، بازگشته است.

ماسبِرگ هفته گذشته در صفحه تویئترش نوشت که "نظر من راجع به سیاست ها و عملکردهای شرکت تغییر نکرده است. من فقط می خواهم تا جای ممکن با تعداد بیشتری از دوستان در ارتباط باشم."

به اصول بنیادین فیسبوک بازگردیم. اینجا مکانی برای گردهمایی دوستان است. مدخل، ابزار ویدئویی بالای صفحه فیسبوک، دیگر چندان دیوانه وار به نظر نمی رسد.

ابتکارات عملی که به صورت صریح برای کمک به مردم برای گریز از صفحه های نمایشگر شکل گرفتند، در حال حاضر، دارند با صفحه های نمایشگر منطبق می شوند.

جولیا پِلوین طراح و موسس باشگاه حمام جنگلی گفت که "من باشگاه حمام جنگلی را برای دور کردن مردم و خودم از صفحه های نمایشگر و جهان دوبعدی راه انداختم تا آنها را به سمت طبیعت و تجربه دنیای واقعی بکشانم. حالا، ما داریم در دنیای مجازی، حمام جنگلی می گیریم."

دوری گزینی از صفحه های نمایشگر برای سالهای زیادی سرلوحه زندگی آرینگتوُن مَک کوُی درمانگر اهل شهر بوستون بود.

او از مربی کوهنوردی گل گشت شدن تا درمانگری گفت که "من، مشاغلی را انتخاب می کردم که اکثر اوقات، کار با صفحه های نمایشگر، بخشی از معادله نبود و از ده روز پیش، انگار آدم دیگری شده ام."

یکی از دوستانم اعتراف کرد که به طور معمول، شانزده ساعت در روز را اغلب اوقات، با نگاه به صفحه های نمایشگر دستگاه های مختلف به طور همزمان می گذراند.

من سی و یک ساله ام است و تمام عمرم را در سانفرانسیسکو سپری کردم که بدین معنی است تمام دوستانم بچه دار شده اند یا از حمام جنگلی میزبانی می کنند.

با توجه به آمار، بیشتر آنها که بچه دار شدند، به شکل ماهرانه برنامه چیدند تا چشمان قشنگشان را از صفحه های نمایشگر دور نگه دارند. نقشه کشیدند تا بچه هایشان را از استفاده از صفحه های نمایشگر منع کنند و حتی، بچه هایشان را از نگاه به صفحه های نمایشگر در حال استفاده بر حذر دارند. حالا، چه اتفاقی برای آن نقشه چینی ها افتاده است؟

دوستم اَشلی اِسپینِلی مدیر دانشگاه کالیفرنیا در بِرکلی که تازه، یک پسر به نام "نیکو" به دنیا آورده است، گفت که "آن برنامه ها، هفته پیش، از پنجره ها بیرون انداخته شدند.

شاری نیو مادر یک کودک نوپا گفت که "من التماسش می کنم که هر چه برنامه کودک در بستر پخش عمومی در شبکه آمازون اصلی پخش می شود، تماشا کند."

یا میجو هان مدیر محصولات هَکِروان یک شرکت امنیت شبکه مجازی در سانفرانسیسکو گفت که "بچه شش ماهه من تازه دارد شروع می کند پدربزرگ ها و مادربزرگ هایش را از طریق شبکه اجتماعی فیس تایم بشناسد. موسسه امراض مربوط به کودکان در آمریکا از لحاظ فنی، مخالف این رویه است ولی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها واقعا دلشان می خواهد نوه های کودکشان را ببینند."

تسلیم در برابر صفحه های نمایشگر فقط یک پدیده سانفرانسیسکویی نیست.

دانیلا هِلیتزِر دکتر شنوایی در بوکا راتون فلوریدا گفت که میزان استفاده از صفحه های نمایشگر به موضوع همیشگی جر و بحث بین والدین در شهر او تبدیل شده بود. او چند تا دوست با کودک نوپا داشت که تا به حال، هیچ وقت تلویزیون را روشن ندیده بودند. اتفاقی که دیگر نمی افتد.

دکتر هِلیتزِر با دو فرزند دو ساله و سه ساله گفت که "ما در این نبرد، شکست خوردیم. من به تمام نرم افزارهای آموزشی که می توانستم، دسترسی پیدا کردم. من از همه مطالب تعاملی برخط که می توانستم پیدا کنم، استفاده کردم. اگر او، دو یا سه ساعت با آیپدش مشغول است، به معنی واقعی کلمه، دیگر برای من، مهم نیست. مثل این است که بگویم هر چه قدر می خواهی از آن صفحه نمایشگر استفاده کن.

زمانی که این چند هفته را در محاصره صفحه های نمایشگر گذراندم، متوجه برخی تغییرات مثبت شدم. با دوستانم که از طریق شبکه اجتماعی فیس تایم صحبت می کنم، بهتر از قبل می توانم آنها را بشناسم. تصمیم گرفتم طریقه فعالیت در شبکه اجتماعی تیک تاک را یاد بگیرم و عاشقش شدم. ساعت ها، دستم را زیر چانه می گذارم و با لبخندی نقش بسته بر صورت، به تماشا می نشینم. از دولینگو استفاده می کنم که نرم افزاری برای یادگیری زبان های مختلف است.

کارولین گاس مادر دو فرزند و معاون رئیس شرکت PagerDuty، یک شرکت انبوه حسابداری در سانفرانسیسکو که زمانی خیلی مقید به محدودیت در میزان استفاده از صفحه های نمایشگر بود. بچه های هشت ساله و نه ساله اش مالک هیچ دستگاه دیجیتالی نبودند. آنها در ساعات محدودی می توانستند تلویزیون تماشا کنند. در نخستین روز آموزش در خانه در ایام قرنطینه، خانم گاس یک جدول زمانبندی نوشت تا با آن، بچه ها را از صفحه های نمایشگر دور نگه دارد.

"روز سوم، دیگر تسلیم شده بودم. من فکر می کنم این حقیقت که همه اینها در هفته اول به وقوع پیوست، روحیه من را خراب کرد."

ناگهان، او، گوشی هوشمندش را به آنها داد. آنها را پای لپ تاپ نشاند. آنها به طور همزمان، از دو دستگاه دیجیتالی استفاده می کردند. انگار که شکست خورده بود.

سپس یک اتفاق شگفت انگیز رخ داد. آنها با آن صفحه های نمایشگر شروع کردند کارهای زیبا و چشمگیری انجام می دادند.

او گفت که "پسرم، خودش iMovie را یاد گرفت و الآن، بچه ها با هم از انجام کارهای ساده شان فیلم می گیرند مثل: درست کردن ژله و حلقه انداختن بعد آنها را با یک تدوین به شکل تصاویر ویدئویی زیبا و حرفه ای درمی آورند و روی صفحه های نمایشگر با دوستانشان در Zoom به اشتراک می گذارند."

"این بچه ها که تا چند روز پیش، به هیچ صفحه نمایشگری دسترسی نداشتند، این روزها با حرکات محیرالعقولشان مرا شگفت زده می کنند."

شکاکان به صفحه های نمایشگر، این را به چشم یک دوره آخرالزمانی می بینند. فعالان بسیاری سالها با آموزش برخط در مدارس جنگیدند. آنها استدلال می کردند که تجربه آموزش رو در روی آموزگاران، غیراقبل جایگزینی است.

اِمیلی چِرکین مشاور میزان استفاده از صفحه های نمایشگر در سیاتل گفت که " در حال حاضر، شرکت های فناوری آموزشی به این مسئله اشاره می کنند و می گویند که ما که به شما گفته بودیم. بسیاری از آنها، الآن دارند خدماتشان را به صورت مجانی ارائه می دهند. این برای نظام سرمایه داری، یک فاجعه است."

حتی برخی از پدران معنوی جنبش های آگاهی بخشی راجع به صفحه های نمایشگر دارند تغییر عقیده می دهند.

یکی از این صداهای برجسته در این باب، شِری تِرکِل است. او، سالها، هشدار داد که فناوری دارد آداب زیست اجتماعی را از هم می پاشاند. او کتاب "تنها با هم" را راجع به رنج اجتماعی ناشی از غذا خوردن خانواده ها در کنار هم در سکوت و مردم در حال پیاده روی با چانه های افتاده، خیره به صفحه های نمایشگر نگاشت.

حالا، او می گوید که شاید بخشی از جنبشی که الهام بخشش بود، روی جنبه نادرست قضیه تمرکز داشت.

تِرکل گفت که "من فکر می کنم این آشکار می کند که این موضوع میزان استفاده از صفحه های نمایشگر، یک اضطراب به درستی درک نشده است. الآن، ما مجبور به تنها بودن هستیم ولی می خواهیم که با هم باشیم از اینرو، افراد زیادی در حال کشف نحوه میزان استفاده از صفحه نمایشگر هستند."

حتی مدرسان تربیتی برای والدین که زمانی، برای نگارش یک طرح محدودیت میزان استفاده از صفحه های نمایشگر برای خانواده ها استخدام می شدند، می گویند که شاید، زمان است که آنها، دور انداخته شوند.

روآندا موُسکوُویتز موسس راه حل های عملی آموزش به والدین در کُلُمبوُس اوهایو گفت که "به خودتان سخت نگیرید. این نیز بگذرد."

او گفت که او، الآن با مربی اش از طریق فِیس تایم دیدار می کند و به تازگی، در یک مهمانی در Zoom شرکت کرده است که برای او، مصداق "یاغیگری" است.

آخرین نکته ای که درباره خودم دریافتم اینکه چه قدر هیجانزده می شوم وقتی آدم ها را سرحال می بینم، هر بار که یک مهمانی کوچک است. هر چه بیشتر از فیس تایم استفاده می کنم، بیشتر از این متنفر می شوم که نمی توانم دوستانم را بغل کنم. نوشیدن به سلامتی کسی از طریق صفحه های نمایشگر، همان حس سابق را ندارد. در زندگی پیش از قرنطینه ام، من یک آدم خانه دوست بودم که اغلب، در سالن پذیرایی، به کارهایم می رسیدم. وقتی این ایام به پایان برسد، وضع من فرقی نخواهد کرد.

همه ما که داریم خودمان را در صفحه های نمایشگر غرق می کنیم، ناگهان، شاید، محدودیت هایش شروع کند به چشم ما گزاف بیاید. حالا که لمس کردن/ شدن نایاب ترین حس بین همگان است، من، مشتاقش هستم. اولین کاری که می کنم وقتی این روزها تمام شد، می زنم قد هر غریبه ای که می بینم. این کاری است که هرگز، پیشتر فکر نمی کردم انجامش دهم.

جان اِشتاینبِرگ مدیر خلاق اِپیک، یک شرکت انتشاراتی گفت که "بعد از دو هفته قرنطینه، بچه های ما در حسرت دیدن، لمس کردن، حس کردن و بوئیدن دوستانشان هستند. عجیب به نظر می رسد ولی ممکن است این نسل بین 7 تا 22 ساله در سال 2019 که به "Z Generation" معروف هستند، از این بحران با یک حس ستایش دائمی، همیشگی و نهادینه شده نسبت به برقراری ارتباط فیزیکی به جای ارتباطات دیجیتالی امروزه خارج شوند."

 

نویسنده: نِلی بوُلِز، روزنامه نیویورک تایمز/ خبرنگار مترجم گیتی آنلاین: فرزاد جمشیددانایی

نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: