پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      پایگاه خبری گیتی آنلاین نمایندگی استانی می‌پذیرد  09191910422       پایگاه خبری گیتی آنلاین خبرنگار می‌پذیرد  09191910422       
کد خبر: ۳۳۳۴۲
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۵
حمداله عمادی حیدری دانشجوی ارشد ارتباطات علامه
«چهارشنبه سوری» که پس از فیلم های «رقص در غبار» (۱۳۸۱) و «شهر زیبا» (۱۳۸۲) سومین ساخته سینمایی اصغر فرهادی است اواخر سال ۱۳۸۳ و اوایل سال ۱۳۸۴ در تهران فیلمبرداری شد و در بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و با استقبال بی نظیر نویسندگان و منتقدان سینمایی روبرو شد

اصغر فرهادی، هدیه تهرانی و هایده صفی یاری به ترتیب سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین تدوین را از آن خود کردند و ترانه علیدوستی دیپلم افتخار بهترین بازیگر مکمل زن را گرفت. ضمن اینکه فیلم، سیمرغ بلورین فیلم منتخب تماشاگران را هم به دست آورد. فیلم بلافاصله پس از پایان جشنواره در سینماهای تهران به نمایش درآمد و با رقم بیش از چهارصد میلیون تومان دومین فیلم پرفروش سال ۱۳۸۴ لقب گرفت.

«چهارشنبه سوری» در اواسط سال ۱۳۸۹ در نظرخواهی ماهنامه «صنعت سینما» از ۱۳۰ نویسنده و منتقد سینمایی پس از «درباره الی …» به عنوان دومین فیلم برتر دهه هشتاد سینمایی ایران انتخاب شد.

خلاصه داستان فیلم

نزدیک عید است و همه مردم مشغول خانه تکانی و استقبال از سال نو هستند. دختر جوانی به نام روح‌انگیز (ترانه علیدوستی) که خود را آماده ازدواج می‌کند، در یک شرکت خدمات نظافتی کار میکند ، روز چهارشنبه‌سوری از شرکت نظافت با او تماس میگیرند و او برای نظافت به خانه خانواده‌ای متوسط وارد می‌شود. فضای پرتنش و غم‌انگیز خانه، به همراه غوغای انفجار ترقه‌های چهارشنبه‌سوری فضایی بی‌ثبات و ناآرام به وجود آورده است.

مژده (هدیه تهرانی)، خانم خانه، در هیئتی سراپا سیاه و با حرکاتی عصبی، حالتی غریب دارد. مژده به رابطه همسر خود (حمید فرخ‌نژاد) و زن همسایه (پانته آ بهرام) مشکوک شده و زندگی خانواده در آستانه نابودی است. دست آخر مرد، به ظاهر در نظر همسرش تبرئه می‌شود و پیش از عید آشتی می‌کنند؛ هرچند تنهایی و دوری آدم‌های قصه ادامه خواهد داشت. اما در پایان فیلم مشخص میشود که سوظن مژده به همسرش کاملا درست بوده است.

چهارشنبه سوری از نظر فیلم نامه

چهارشنبه سوری به مانند دیگر آثارش، چه به لحاظ متن و چه به لحاظ اجرا، محكم و آبرومند است، اما فیلم با تمام قابلیت ها و محاسنش به موفقیت های «شهر زیبا» اثر قبلی این كارگردان دست پیدا نمی كند اگر چه در قیاس با فیلم های جشنواره امسال جایگاهی موجه دارد.

«چهارشنبه سوری» روایتی است از زندگی آشفته زن و مردی كه مشكلات فراوانی با هم دارند و «فرهادی» در كل فیلم، یك روز از این زندگی را كه در شب چهارشنبه آخر سال می گذرد به تصویر می كشد. چهارشنبه ای كه در عین شادی و سرورش، سرشار از دلهره و ترس و خطر و نگرانی است.

یكی از محاسن فیلم نامه این است كه با همین یك روز همراهی با آدم های داستان، «فرهادی» موفق می شود شخصیت پردازی كاملی از چهار شخصیت اصلی داستانش ارائه كند. این شخصیت ها كه عناصر اصلی پیشبرد داستان هستند و مستقیم و غیرمستقیم با یكدیگر در تعاملند از یك مرد و سه زن تشكیل شده است. «مرتضی» در رأس این عناصر است. او مردی است كه با داشتن همسر و فرزند، دل به دیگری داده و همسر و فرزندش را در زندگی شخصی اش به حاشیه كشانده و اوست كه از همسرش كه كمی از ماجرا بو برده یك روانی خیال پرداز ساخته است. زنی كه «مرتضی» به او دلبسته نیز آرایشگر ساده ایست كه كمی منطقی تر از «مرتضی» رفتار می كند و اما آخرین عنصر این داستان نیز «روحی» دختری خدمتكار است كه تصادفاً با تمام این آدم ها ارتباط برقرار می كند و سعی می كند تا جایی كه می تواند برای بهتر شدن اوضاع كاری بكند.

شیرینی داستان فرهادی در این است كه او چهار عنصر متفاوت را در كنار هم قرار می دهد. مرتضی سطحی نگر و فوق العاده احساساتی است. «مژده» همسر «مرتضی» زنی است با حس زنانه ای قوی كه مانند بسیار دیگری از زن ها نسبت به نگاه شوهرشان به دیگر زن ها فوق العاده تیز و حساس است. «سیمین» هم از آن زن هایی است كه مثل خیلی های دیگر با آنكه بدجنسی و رذالتی ذاتی ندارد، اما به هر حال از اینكه بداند دلداده ای دارد، لذت می برد، اما منطقی تر و عقلانی تر از «مرتضی» رفتار می كند. اما «روحی» دختر ساده خدمتكار در بهبود روابط «مرتضی» و «مژده» نقشی اساسی ایفا می كند و همان طور كه مأمور می شود خانه آشفته و بهم ریخته «مرتضی» و «مژده» را مرتب كند و سروسامان بدهد روابط این دو را نیز از آشفتگی بیرون می آورد. در اینجا خانه و اثاثش به نمادی از زندگی و روابط بین صاحبانش در می آید و خانه بهم ریخته و شلوغ ابتدای فیلم در نهایت به محلی زیبا و تمیز تبدیل می شود.

« چهارشنبه سوری» پر است از نمادها و نشانه هایی كه تار و پود فیلم را محكم تر كرده و به فیلم قوام و قوت بخشیده است. از چادری كه نمادی از غیرت زنانه است و «مژده» آن را از خدمتكار می گیرد تا آرایشگر بودن «سیمین» كه «مرتضی» تنها با نگاهی سطحی و بدون در نظر گرفتن تهدیدی كه زندگی اش را به مخاطره می اندازد دلبسته آن می شود، به همراه بسیاری نمادهای دیگر همه و همه از نقاط قوت فیلم نامه هستند.

اما فیلم نامه نقاط ضعفی نیز دارد، با آنكه در قیاس با نقاط قوت فیلم قابل چشم پوشی هستند اما مانع آن می شود كه «چهارشنبه سوری» یك اثر ماندگار و استثنایی قلمداد شود.

«روحی» یا همان خدمتكار، یكی از مشكلات فیلم نامه است، چرا كه تقریباً از نیمه دوم فیلم به بعد نقش خاصی را در پیشبرد داستان ندارد و كمی اضافی به نظر می رسد و فرهادی سعی می كند او را تا انتهای داستان برای فصل اختتامیه اش نگاه دارد.

چهارشنبه سوری و بازی ها

اما جدای از فیلم نامه، چهارشنبه سوری بخش اعظمی از موفقیتش را مدیون بازی های هنرپیشگانش است. «فرخ نژاد» با آن تند حرف زدن، فیزیك بدنی و حركات دست و آن فرم چشمانش، انگ آدمی احساساتی و حساس و عصبی است. سكانس دعوای او با «هدیه تهرانی» جزو سكانس هایی است كه به لحاظ بازی، نمونه مشابهی در سینمای ایران ندارد.

«پانته آبهرام» از حد انتظار و فیلم های قبلی اش بسیار بهتر بازی كرده و در سكانس خداحافظی اش با «فرخ نژاد» در اتومبیل توانسته بود با لبخند زنانه گوشه لبش، حس ناراحتی و غم دلنشینی خلق كند.

«ترانه علیدوستی» هم در حد فیلمهای قبلی اش، تا جایی كه نقشش قابلیت داشته از هیچ كوششی فروگذار نكرده است. اما به دلیل همان مشكلی كه در رابطه با نقش او در فیلم نامه وجود داشت، عملاً در نیمه دوم فیلم مانورهایش برای بازی به پایان می رسد.

اما «چهارشنبه سوری» شاید فیلم «هدیه تهرانی» باشد، او كه همواره به سبب چهره و تیپی كه در آن، جا افتاده بود - زنی با چهره و قلبی یخی- و بیشتر همان تیپ را در هر فیلمش ارائه می كرد در «چهارشنبه سوری» آن كلیشه خودش را شكست و توانست نقش زنی داغان كه زندگی اش به واسطه حضور زن دیگری تحت الشعاع قرار گرفته را به شكل غیر قابل باوری عالی بازی كند. این فیلم مطمئناً سطح توقع حرفه ای های سینما را از او بالا خواهد برد و همانطور كه می تواند نقطه پرتابی در كارنامه حرفه ای اش باشد، می تواند آیینه دقی شود كه دیگر هیچ گاه به این موقعیت دست پیدا نكند. از این فیلم به بعد آینده حرفه ای اش بسیار بسیار حساس خواهد بود.

چهارشنبه سوری از زبان فرهادی

اصغر فرهادی کارگردان چهارشنبه سوری در مصاحبه ای که در کتاب «جهان نو، سینمای نو» منتشر شده، ایده ورود یک نظافت چی به خانه اش را عامل فکر کردن به ساخت فیلمی با مضمون ورود یک خدمتکار به زندگی خصوصی قهرمان فیلم معرفی می کند.

وی در این مصاحبه، از وجود طرح داستان مشابهی به نام چند روز مانده به هیجده تیر سخن می گوید که در گفت و گو با مانی حقیقی نویسنده فیلمنامه از پرداختن به موضوع هیجده تر منصرف می شود.

مانی حقیقی که در نوشتن این فیلم با فرهادی همکاری کرده به او می گوید که ساخت چهارشنبه سوری مطمئن تر است و می شود به اکرانش امیدوار بود.‌

در حقیقت، این صحبت فرهادی، این موضوع را یادآوری می کند که اکران یکی از دغدغه های اولیه هر کارگردانی در مراحل ساخت فیلم است.

فرهادی در این مصاحبه، اعتراف ظریفی دارد به اینکه شخصیت زن داستان را ابتدا نسبت به وجود رابطه شوهرش با زن دیگر مطمئن نشان دهد اما بعدا در نسخه نهایی زن در صدد کشف رابطه است و تمام فیلم صرف کشف این حقیقت می شود.

در مورد این صحبت فرهادی باید گفت وی با این کار، هم تعلیق داستان و جذابیت آن را افزوده و هم معصومیت بیشتری به زن داستان از جنبه فمینیستی داده است.

فرهادی در مصاحبه از مباحثه خود با مانی حقیقی در مورد تمام ساختار فیلم می گوید و معتقد است به خاطر همین مباحثه ها کاملا یک رابطه علی و معلولی در تمام اجزای داستان وجود دارد و هیچ سکانسی در داستان بی حکمت نیست.

وی دلیل طولانی شدن زمان نوشتن فیلم نامه تا هشت ماه را بحث و جدل با مانی حقیقی در یک فضای برابر و دموکراتیک عنوان می کند و آنرا عامل غنای داستان فیلم معرفی می کند.

فرهادی از ارائه فیلم نامه به افراد آماتور تا حرفه ای برای نقد آن قبل از ساخت می گوید و این موضوع را عامل برطرف کردن ضعف های آن معرفی می کند و به این موضوع اشاره می کند که برخی از ترس لو رفتن نمایشنامه چنین کاری نمی کنند.

وی درباره به کار بردن ظرایف زنانه در فیلم می گوید این موضوع بازتاب نقدهایی بود که همسرش خانم علیدوستی، شهره مهران و دیگر خوانندگان زن نمایشنامه به وی ارائه کرده اند.

فرهادی از وفاداری خود به فیلم نامه سخن می گوید و اینکه همیشه باید فیلم نامه دستش باشد تا فیلم را بسازد.

کارگردان فیلم چهارشنبه سوری در این مصاحبه به تصویری که رسانه ها ا ز او و مانی حقیقی ساخته اند اعتراض می کند و خودش و مانی را از طبقه متوسط معرفی می کند که یکی را رسانه ها برخاسته از طبقه فقیر و دیگری را از طبقه دارا معرفی کرده اند.

این صحبت فرهادی به این معناست که آنچه از کارگردانان در رسانه ها منعکس می شود همانی نیست که آنها خود باور دارند.

فرهادی قالب ها و تعاریفی که رسانه ها از فیلم سازها می سازند را مانع حرکت و پیشرفت آنها می داند.

وی در پاسخ به سئوالی در مورد اینکه چرا مقدمه فیلم یعنی رسیدن خدمتکار به خانه زن و شوهر شهری طولانی است می گوید هدفش ایجاد گره افکنی هایی بوده که باعث می شود تماشاگر فیلم را رها نکند.

خبرنگار از فرهادی درباره گیر کردن چادر لای چرخ موتور در سکانس اول فیلم می پرسد و فرهادی آنرا بخشی از ساختار فیلم و نه یک جزء اضافی برای رنگ و لعاب دادن به فیلم.

خبرنگار بیشتر در مورد استفاده از چادر در موقعیت های دیگر فیلم سئوال می کند و فرهادی آنرا دارای کارکرد دراماتیک معرفی می کند.

فرهادی درباره این موضوع که آیا گیر کردن چادر لای چرخ موتور معنایی دارد، نیز می گوید: برای ابتدای فیلم تلاشی برای این که معنایی پشت این چادر باشد نداشتم، چون لحن قصه اصلا نمادگرا نیست.

خبرنگار باز هم در مورد موضوع چادر از فرهادی سئوال می کند و از برداشت هایی سخن به میان می آورد که ممکن است از این موضوع بشود و فرهادی در پاسخ می گوید فکر می کنم تماشاگری که یک بار این فیلم را می بیند نگاه تعبیرگرایانه ندارد مگر اینکه برای بار دوم و با نگاهی دیگر فیلم را ببیند.

فرهادی در پاسخ به سوالی درباره استفاده از شیشه پنجره اتوبوس برای نشان دادن ساختمان های خیابان نواب این طور توضیح می دهد که این آپارتمان های رنگارنگ خاص طبقه متوسط است و به نوعی مژده و مرتضی را نماد طبقه متوسط جامعه معرفی می کند.

فرهادی درباره این موضوع که چرا مژده مخالف آمدن نظافتچی است به شخصیت پردازی وی اشاره می کند که وی را فردی دارای احساس ناامنی معرفی می کند.

فرهادی درباره سکانس های مختلف فیلم مثل تنها ماندن مرتضی و روحی در خانه یا موارد مشابه، این موضوع را مطرح می کند که سعی کرده تا در داستان بر خلاف کلیشه های رایج و انتظارات بیننده داستان را پیش ببرد.

کارگردان فیلم چهارشنبه سوری درباره این جمله «کاش بابا بود» از زبان مژده این توضیح را می دهد که این جمله باعث همزادپنداری در بیننده داستان و همدردی با مژده می شود.

فرهادی درباره شخصیت پردازی خواهر مژده، وی را بدیل خوشبخت مژده معرفی می کند که با شوهرش کنار آمده است.

وی هدف از قرار دادن سکانسی برای مزاحمت نوجوان همسایه برای روحی یا ترقه انداختن پشت پای سیمین را، واقعی کردن فضای داستان اعلام می کند.

فرهادی درباره شخصیت پردازی سیمین و اینکه به فکر کمربند بستن راننده و دلسوزی برای مژده و .. است، هم توضیح می دهد که هدفش شکستن پیش داوری های عرف گونه است.

وی درباره اینکه چرا عکس های ارتشی مرتضی در سکانسی به نمایش در می آید، این توضیح را می دهد که می خواسته بگوید همین موضوع روی روحیه فعلی مرتضی موثر بوده است.

کارگردان چهارشنبه سوری درباره اینکه چرا شوهر خواهر مژده اول از آشتی با وی امتناع و بعد گل می آورد این کار را به نوعی ریاکارانه معرفی می کند.

فرهادی درباره اینکه چرا پسر همسایه یواشکی سیگار می کشید هم می گوید قصدش نشان دادن پنهان بودن شخصیت آدم هاست.

تاکید فرهادی در مصاحبه بر حفظ واقعی بودن داستان است و می گوید به خاطر همین هم دو زن داستان را جدا از هم به تصویر کشیده و هیچ وقت این دو با هم مواجه نشده اند.

فرهادی درباره نقش دروغ در داستان فیلم، این موضوع را مطرح می کند که تقریبا همه شخیصت ها به هم دروغ می گویند.

کارگردان چهارشنبه سوری درباره شخصیت مژده می گوید او کمترین دروغ را می گوید و بیشترین تحقیر را تحمل می کند.

فرهادی معتقد است: تعلیقی که در فیلم وجود دارد حاصل ماجراهای آن نیست بلکه حاصل ماجراهایی است که تماشاگر پیشاپیش در ذهنش ساخته و بعد می بیند که خلاف آن اتفاق می افتد.

فرهادی درباره سکانس درد دل مرتضی و سیمین در ماشین، آنرا در واقع تلاش برای خاکستری نشان دادن شخصیت های داستان فیلم معرفی می کند. وی، خاکستری بودن آدم ها را به معنای واقعی بودن فیلم می داند.

کارگردان چهارشنبه سوری از کسانی که قضاوت ارزشی درباره رابطه مرتضی و سیمین می کنند گله می کند و می گوید تلاش این فیلم فقط ترسیم موقعیت آدم هایی است که همه خیر هستند ولی مجبورند با هم بجنگند.

او می گوید در تراژدی مدرن، بیننده نگران پیروزی یک خیر بر دیگری است و بردن هر دو طرف برای ما مهم است.

فرهادی از تلاش برای تبرئه رابطه مرتضی و سیمین در این فیلم می گوید و از بین بردن کلیشه رابطه پنهان مردان هوسباز.

کارگردان چهارشنبه سوری درباره زاویه دید فیلم هم می گوید داستان را از زاویه دید تمام شخصیت ها روایت کرده تا داستان همه آدم های فیلم باشد و به یک نفر محدود نشود.

فرهادی درباره ظرایف و رنگ آمیزی هایی که در داستان برای پوشاندن ضعف بازیگران استفاده کرده می گوید و اینکه تمام فیلم های هدیه تهرانی را دیده تا بتواند نقاط قوت و ضعف او را پیدا کند.

وی در این مصاحبه، صحبت از این می کند که صحنه آرایی(میزانسن) و دکوپاژ (نحوه حرکت دوربین) را در خانه مژده متشنج و در خانه سیمین آرام طراحی کرده است.

فرهادی حتی از تلاش برای انتقال حس تنشج به هدیه تهرانی سخن به میان آورد و از تلاش هایش برای واقعی و مستند بودن فیلم می گوید و اینکه تلاش کرده حتی دوربین دیده نشود یا بازیگران حرفه ای، جنس بازیشان مثل نابازیگرها باشد.

وی به سکانس پرتاب ترقه جلوی پای سیمین بعد از پیاده شدن از ماشین مرتضی می پردازد و می گوید هدف این سکانس نشان دادن بی پناهی سیمین است.

فرهادی به سکانس آخر فیلم و برخورد عبدالرضا با روحی می پردازد و می گوید رفتار مرتضی یعنی این دو عاشق یکدیگر هستند در حالی که مرتضی و مژده با هم همزیستی دارند زیرا عبدالرضا بر خلاف طبقه اش متعصب نیست.

وی می گوید این رفتار عبدالرضا لزوما به طبقه او مربوط نمی شود.

این کارگردان، اینکه او را فیلم ساز اجتماعی می خوانند را افتخار نمی داند و می گوید سعی کرده فیلمش بازتاب واقعیت ها باشد.

او از اینکه او را فیلم سازی سیاه و تلخ اندیش می دانند گله می کند و این موضوع را رد می می کند که انتهای این فیلم را با نشان دادن عشق روحی و عبدالرضا خوب تمام کرده تا نشان دهد که تغییر کرده است!

فرهادی می پذیرد که برخورد روشنفکرانه عبدالرضا و روحی با طبقه آنها از لحاظ رئالیستی سازگار نیست.

وی درباره سکانس آخر فیلم که جدا بودن سیمین، مژده و مرتضی را نشان می دهد می گوید اگر این صحنه را نمایش نمی دادم فیلم در ذهن بینندگان ماندگار نمی شد.

فرهادی درباره شخصیت شوهر سیمین هم می گوید او را فردی معمولی پرداختم که نوعی دردمندی در پشت چهره اش دارد.

منابع:

1. پایگاه خبری تحلیلی سینماسینما

https://cinemacinema.ir/news/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7/

2. ویکی پدیا

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C_(%D9%81%DB%8C%D9%

84%D9%85

3. روزنامه قدس

https://vista.ir/article/247528/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C

4. کتاب جهان نو، سینمای نو(صفحات 114-83)

«پایگاه خبری گیتی‌آنلاین درباره صحت یا رد ادعاها قضاوتی ندارد و مسئولیتی نمی‌پذیرد»
نویسنده:حمداله عمادی حیدری دانشجوی ارشد ارتباطات علامه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: