پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۳۵۱۶
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۹
حسین نظامی - دانشجوی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی
«طبقه حساس» آخرين ساخته کمال تبريزي است و شايد بتوان اين فيلم را يک طنز اجتماعي ناميد.

«طبقه حساس» آخرين ساخته کمال تبريزي است و شايد بتوان اين فيلم را يک طنز اجتماعي ناميد.

فيلم ظاهراً در ژانر کمدي طبقه بندي شده است،(در کمدی قوت داشتن تک تک صحنه‌ها فارغ از جایگاه‌شان در ساختار کلّی فیلم، مهم است. اینکه فيلم هر لحظه به خودی خود توانایی خنداندن تماشاگر را داشته باشد) . اما اين کمدي بودن به معناي آن نيست که مخاطب به تمامي بخش‌هاي فيلم بخندد، بلکه آنچه فيلم را خنده دار جلوه ميدهد کليت داستان آن است:

داستان فیلم درباره مردی پارچه فروش متدين و سنتی به نام کمالی ( رضا عطاران ) است که همسرش ( پانته آ بهرام) فوت می کند و اوبرای دفن همسرش سفارش یک قبر دو طبقه را میدهد تا اگر خودش هم روزی از دنیا رفت در داخل طبقه دوم آن قرار داده شود. اما مدتي بعد مشخص ميشود که فروشنده قبر کلاهبردار بوده و مردي ديگر به نام محتشم (پيمان قاسم خاني) به جاي او در طبقه دوم قبر دفن شده است و این سرآغاز اتفاقاتی است .

نام فیلم ابتدا «قبر دو طبقه» بود و بعد به «طبقه حساس» تغییر کرد. عنوان بندی فیلم ، تم اصلی فيلم حال و هوای آن را جا می‌اندازد. زنی در حال آشپزی می‌میرد. پیش از مرگ، ضربه‌های کارد بر کدو و بادمجان و غیره که عنوان‌های فیلم روی آن‌ها نقش می‌بندد، شکلی وهم ‌آمیز به خود می‌گیرد و با غلغل آش تیره رنگ، کار تمام می‌شود. در حالی که کادر دوربین روی قابلمه‌ها و قوری‌های پرنقش ‌و نگار و زیبای روی اجاق گاز ثابت است، دست زن وارد کادر می‌شود و در آخرین لحظات حیات، گاز را خاموش می‌کند: بازنمايي كه در اين سكانس وجود دارد، آشپزی و خانه‌داری تا دم مرگ. بعد حرکت دوربین روی سنگ‌قبرها و ادامه نوشته‌های عنوان بندی. این تیتراژ تکلیف ما را روشن می‌کند که با کمدی سروکار داریم و با نقش زن به عنوان آشپز در خانواده سنتی و مرگ.

بعد از عنوان ‌بندی با حاجی کمالی (رضا عطاران) آشنا می‌شویم: شوهر مرحومه که تعصب خاصی روی دستپخت زنش و مسائل ناموسی مربوط به او دارد. و اين تعصب را در هنگام به خاك سپردن فروغ، كمالي اجازه نميدهد دامادش فروغ را به خاك بسپارد و با تاكيد بر اينكه داماد بايد بيايد و رسم و سنت بر اين است، ميگويد: داماد آدم ته تهش نامحرم است و در جايي ديگر به شوهر خواهرش محمد آقا ميگويد :« غيرت جزء اصوا دين است».

فیلم با معرفی این شخصیت و حلقه دوستانش كه همه مردانی میان‌سال به بالا، مرفه و با ظاهري سنتی، اهل سونا و شوخی‌های مردانه و سفرهای خارج از کشور با رفقا هستند آشنا ميشويم. معلوم می‌شود که در واقع زن برای مرد جز آشپز خوب، چیز زیادی نبوده است. امّا همین مرد وقتی متوجه می‌شود که در قبر دو طبقه‌ائی که زنش در طبقه تحتانی آن دفن شده است، مرد دیگري را دفن کرده‌اند، غیرتی می‌شود. خونش به جوش می‌آید و مراسم ختم آن مرد را به هم می‌ریزد. کار به دادگاه می‌کشد و معلوم می‌شود نبش قبر به این سادگی نیست و دست کم دو سه ماهی باید منتظر بمانند تا حکم قانونی برای این کار صادر شود.

از همان نقطه آغاز فيلم، پيداست که کمالي، از مرگ فروغ (پانته آ بهرام) که به قول خودش 35 سال با او زندگي کرده است غمي در دل ندارد. براي او همه چيز ظاهري و بيروني است. اگر گريه ميکند تنها براي حفظ ظاهر است و بيشتر توجهش بر اين است که مراسم آبرومند برگزار شود و وجهه او در ميان دوست و آشنايان حفظ شود و اين درحالي است که او تعصبي بي مورد و غيرمنقطي روي همسرش دارد؛ همسري که فوت شده و مرد سالها نسبت به او سرد و بي اعتنا بوده است.

کمالي، در مراسم همسرش با شنيدن شوخي بي مزه دوستش از خنده روده بر مي شود، چند روز پس از مرگ زن با دوستانش به چين ميرود، با پيشنهاد ازدواج مجدد لبخند به لب مي آورد و اين در حالي است که او بر سر موضوعي پوچ و احمقانه همچون قرار گرفتن مردي نامحرم در طبقه دوم قبر همسرش در حال جدال با خانواده شخص متوفي است. در فیلم با خلق دنیایی روبه‌رو هستیم که در آن کمالیِ زنده هر از گاهی به جهان مرده‌ها سر می‌زند و مرده‌ها با زنده‌ها مکالمه دارند.

آنچه تا به اينجا گفته شد لايه‌هاي بيروني و ظاهري فيلم بودند، اما «طبقه حساس» فيلمي عميق است و فيلمنامه آن در کمال ژرف نگري نوشته شده است.

فيلم در لايه‌هاي زيرين خود، بسياري از رفتارها، معضلات و ناهنجاري‌هاي اجتماع را به تصوير ميکشد. تناقض، عنصر اصلي در شخصيت‌پردازي اکثريت کاراکترهاي فيلم است. کمالي، آدمي دوشخصيتي است. گرچه در ظاهر انساني با دين و ايمان به نظر ميرسد و دوست دارد هميشه مورد احترام واقع شود، اما در عمل، همه کارهايش را با رشوه دادن و دور زدن قانون و حتي دين پيش ميبرد. در حالي که حتي روحاني باايمان و درستکار (محمدرضا فروتن) به او اطمينان مي دهد که قرار گرفتن همسرش و آن مرد غريبه در يک قبر از نظر شرعي اشکالي ندارد باز هم کمالي اصرار دارد تا حرف خود را به کرسي نشاند و اصل مهمترِ حرام بودن نبش قبر را ناديده ميگيرد.

داماد کوچک کمالي، حسن، نمادي از انسان چاپلوس و منفعت طلب است. او حتي از باورها و آرمانهاي قلبياش براي جلب توجه کمالي ميگذرد. دوستان و دختران کمالي نيز به نوبه خود انسانهايي دورو و چرب زباناند که هدفي جز محبوبيت بيشتر نزد کمالي و مستحکم کردن جايگاه خود ندارند و در اين ميان آن کسي که حقيقتاً فراموش شده، فروغ است. به عبارتي، خودِ فروغ براي هيچ کس آن چنان اهميتي ندارد و اين تعصب مرد است که بدون عشقي عميق و حتي وفاداري به همسرش در رأس توجه قرار گرفته است. نکته جالب اينجاست آدم هايي که کمالي آنها را بي ايمان و ناموس خطاب ميکند در عمل، باثباتتر از او و اطرافيانش هستند. به عبارتي، همسر احتشام (بهاره رهنما) پس از آن که کمالي به او پيشنهاد ازدواج موقت را ميدهد برآشفته ميشود و با دلخوري او را ترک ميکند و شکايتش را با قوتي بيش از پيش پي ميگيرد.

فروغ، همسر کمالي نيز نمادي است از زن خانه دار، سنتي و حرف شنو که سالها مورد بي‌توجهي مرد بوده و ظاهراً تنها وظيفه‌اش خانه داري و آشپزي کردن براي مرد بوده است و حتي پس از مرگش نيز مرد همچنان غصه ائي براي از دست دادن او ندارد.

از منظر نشانه شناسانه «طبقه حساس» فيلمي قابل بحث است. فيلم مملو از نشانه هائيست که با ظرافت در آن جاي گرفته‌اند؛ نشانه‌هايي که به يقين خود را فرياد نمي زنند و تنها قرار است به تأثير گذارتر شدن هرچه بيشتر فيلم بيانجامند.

عنصر تکرار شونده، پايين افتادن شبانه مرد از تخت، پس از ديدن همسرش در خواب نشانه‌ائي زيباست.
مرد با هر بار بيداري به سمت آگاهي بيشتر پيش مي
رود. به عبارتي، او با هر بار زمين خوردن قرار است کمي بيشتر به خودش بيايد، که تکرر اين اتفاق منتج به پاياني زيبا براي روايت مي‌شود. مرد سرانجام تسليم ميشود. روي قبر همسرش دراز ميکشد و شايد براي اولين بار پس از سي و پنج سال، به او ابراز علاقه ميکند، شايد او تازه حالاست که فروغ را به ياد مي‌آورد و عاشقش ميشود.

آدمها در «طبقه حساس»، بسياري از مباحث واضح حقوقي را زير پا مي‌گذارند. مثلاً طلاق دادن همسر، پس از فوت او کاملاً منتفي است. زيرا همسر پس از فوت عملاً به همسرش نامحرم و نکاح آنها باطل ميشود، اما کمالي که خود را متدين ميداند بيتوجه به چنين امري همسرش را پس از فوت طلاق ميدهد. اين طلاق براي آن است که مرد قلباً بپذيرد که ديگر نسبت به همسرش مسئوليتي ندارد تا شايد آن غيرت و تعصب بي مورد از بين برود، اما حتي اين طلاق بيهوده و پاک شدن نام خانوادگي مرد از سنگ قبر همسرش باز هم تأثيري بر او نميگذارد و اين تعصب همچون خوره‌ايي روح او را ميبلعد! اين امر موجب ميشود که او يک بار ديگر هم قانون و دين را ناديده بگيرد و دست به نبش قبر بزند تا جنازه همسرش را به آرامگاه خانوادگي‌يشان منتقل کند. مکالمات او با احتشام (پيمان قاسم خاني) که در واقع مرده است باز هم استعاراتي هوشمندانه را به ياد مي آورند که به دگرديسي مرد ميانجامند، ارزش زن را به او يادآوري ميکنند و معناي «عشق» را نه در قالب جملاتي شاعرانه و دشوار، بلکه به سادگي به او مي آموزند. از آن جهت که فيلم طنز است و بسياري از واقعيات مي توانند در آثار کمدي و طنز تلطيف شوند يا حتي ناديده گرفته شوند، ناديده گرفته شدن اين مباحث حقوقي و ديني در «طبقه حساس» نيز توي ذوق نمي‌زنند و حتي به ياري درام مي‌آيند تا پيشرفت موجهي داشته باشد.

اما فيلم در عين شوخ و شنگ بودنش حرف‌هاي اصلي خود را مي‌زند. اشعار روي گورها که به صورت ميان نويس در فيلم جاي گرفته شده اند هر يک حرفي براي گفتن دارند. هم چنين، مقايسه و نمايش تضادها، از اصلي‌ترين تمهيدات بکار گرفته شده در فيلم‌اند که به کمک آن فيلمساز بسياري از حرفهاي مورد نظرش را مطرح مي کند. نبايد از ياد برد که «طبقه حساس» فيلمي شخصيت محور است. داستان آن خطي و ساده است و در همان چند دقيقه اول تمام مي شود. اگر ديالوگهاي هوشمندانه و برخي داستانک‌هاي نسبتاً جذاب را از آن بگيريم شايد روندي کند و يکنواخت داشته باشد و فراز و نشيب مطبوعي براي همراهکردن مخاطب در آن يافت نشود، بنابراين شخصيتها حرف اول را در پيشبرد داستان و جذابيت آن براي مخاطب مي‌زنند. شايد بتوان به جرأت اذعان داشت که بار عمده فيلم بر دوش رضا عطاران است. کاراکتر حاج آقا کمالي، کاراکتري دشوار است بدين جهت که اين کاراکتر مملو از دوگانگي‌ها، تضادها و پارادوکس‌هائيست که درست اجرا کردن آنها کار هر بازيگري نيست. عطاران، در عين باورپذيري کاراکتر، به آن بُعد مي‌بخشد و آن را به شخصيتي ملموس و آشنا در جامعه امروزي مبدل مي‌سازد.

و در پايان، «طبقه حساس» را مي توان يکي از فيلم هاي خوب کمال تبريزي به شمار آورد که همانند ديگر فيلم هاي او در عين ظاهر ساده‌اش، حرف‌هاي بسياري براي گفتن دارد.


نویسنده:حسین نظامی - دانشجوی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: