پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۴۰۱۰
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۹ - ۱۳:۵۲
طراح و کارگردان نمایش "شط رنج" عنوان کرد:
علی ساسانی نژاد در یک گفتگوی مفصل با خبرنگار پایگاه خبری گیتی آنلاین، استانداردهای طراحی سالن های تئاتر را شرح داد.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، نمایش های مختلفی در سال 1398 به روی صحنه رفتند که دوره نخست اجراها را در سالن قاب عکسی پشت سر گذاشتند و دوره دوم اجراها را به سالن جعبه سیاه کوچ کردند و بالعکس از اینرو، در گفتگو با علی ساسانی نژاد نویسنده، طراح صحنه و کارگردان تئاتر که در سال 1398، در نمایشهای مختلفی در جایگاه طراح صحنه حضور داشت، گفتگویی انجام گرفت تا ابعادِ گوناگونِ تاثیرِ چنین روندی در سطحِ کیفی آثار نمایشی مورد بررسی قرار بگیرد.

سوال نخست اینکه لطفا، تعریفی و تاریخچه مختصری از سالن های قاب عکسی و سالن های جعبه سیاه ارائه دهید تا در ادامه صحبت، با ارجاع به این تعاریف، بحث پیش برده شود.

-سه دسته سالن وجود دارد: قاب عکسی، جعبه سیاه و سالن های گردهمایی که هر یک، کارایی متفاوتی دارند. از مزیت های سالن های قاب عکسی می توان به ماشینری صحنه از جمله بالابرها، جَک ها و ریل های کارشده در کف صحنه، بحث استاندارد نویفرت و میزان فضای خالی در دو گوشه صحنه و همچنین، بالای صحنه و کف صحنه با قابلیت بازشوندگی و دسترسی به کارگاه دکور با جک ها و بالابرها، اشاره کرد که امکان انجام حدود ده برنامه همزمان را به طراح و مدیر صحنه می دهد.

-سالن های جعبه سیاه، به طور ذاتی برای یک تک اجرا مورد استفاده قرار می گیرند که در ایران، معمول نیست و در آنها، دو تا سه اجرا به روی صحنه می روند زیرا در اینگونه صحنه ها، به صورت عملی، فضایی برای جا به جایی و پنهان سازی دکور وجود ندارد زیرا فقط یک فضا برای یک گروهِ ثابت است و در نهایت اینکه یک طراح صحنه، صحنه گردان طراحی کند که امکان چرخش و جا به جایی دکور در صحنه به وجود بیاید و گروه تئاتری، قدرت تغییر دکور و جا به جایی های خاص را نخواهد داشت. از مزیت های چنین صحنه ها اینکه مشکل سیستم آکوستیک صدا، پخش صدا و کنترل نورپردازی ها به علت حجم کوچک سالن کاهش می یابد زیرا تماشاگر به صحنه نزدیک است و منجر به وضوح صدا می شود. در صورتی که در سالن قاب عکسی، مشکل نقطه کور برای تماشاگران در قسمت های مختلف صحنه، به طور معمول، به وجود می آید و به علت شکل سیستم آکوستیک سالن، مشکل صدا به علت وسعت سالن ناگزیر است زیرا برخی از سالن ها برای سالن های اُپرا، سالن های باله، سالن های کنسرت موسیقی و سالن های تئاتر طراحی شده اند که حجم صدا در هر یک از آنها به نسبت کارایی متفاوت است. وقتی سالن های روز دنیا مورد بررسی قرار می گیرد، در می یابید که سیستم آکوستیک صحنه، قابلیت تغییر جایگاه و جا به جایی را دارد تا تغییر کاربری از یک سالن اُپرا به یک سالن تئاتر، از یک سالن باله به یک سالن موسیقی کلاسیک و انواع دیگر برای طراح و مدیر صحنه، امکانپذیر باشد. بدینگونه که با کاهش و افزایش حجم سالن، به وضوح صدای مناسب دست پیدا می کنید.

-اینها خصوصیات اصلی سالن ها است و براساس نوع اجراها، سالن مناسب انتخاب می شود که بستگی به شرایط اقتصادی تولید، میزان نزدیکی تماشاگر به صحنه، شیوه کلاسیک و مدرن روایت در نمایشنامه و همچنین، در کارگردانی، میزان فروش پیش بینی شده در گیشه، هزینه کم سالن های جعبه سیاه به علت تعداد تماشاگران حداکثری 300 نفری به طور مثال در سالن های شماره یک و دو پردیس تئاتر شهرزاد به نسبت تعداد تماشاگران حداکثری 3000 نفره در سالن های قاب عکسی که حتی در جاهای دیگر دنیا، با قابلیت افزایش تعداد تماشاگران تا 12000 نفر دارد. در ضمن، بحث اقتصادی اثر نیز مطرح است که در چه سطحی و با چه هزینه تولیدی قرار است ساخته شود. هزینه تولید اثری در تالار وحدت با اثری در تالار قشقائی مجموعه تئاتر شهر فرق دارد. یکی گنجایش 120 تماشاگر و دیگری، ظرفیت 700 تماشاگر را دارا است. ابتدا، باید بازیگران را و سپس، به چه میزان ظرفیت فروش در گیشه را در نظر گرفت جدا از اینکه با استفاده از کدام سبک هنری، اثر را روی صحنه خواهد رفت.

نمایشی داشتی که دور نخست اجرا را در سالن جعبه سیاه برده و بعد، برای دور دوم اجرا به سالن قاب عکسی نقل مکان کرده باشی یا برعکس؟

-در ایران، چنین اتفاقی برای من نیفتاده است هرچند تجربه چنین موضوعی را در کشور هندوستان داشتم. نمایش برای اجرای دانشگاهی ترتیب داده شده بود وقتی که در کشور هندوستان تحصیل می کردم، سالن قاب عکسی اجرا رفتیم و پس از آن، در یک سالن جعبه سیاه در شهر بمبئی روی صحنه رفت که با تغییراتی همراه شد زیرا حتی در سالن قاب عکسی که اجرا رفتیم، به علت مشکلات مالی، دکور عظیمی نساختیم و تغییرات بیشتر معطوف به افزایش و کاهش اندازه فضاهای صحنه می شد.

مخاطبانی بودند که هر دو دور اجراهای نمایش را تماشا و به تفاوت نمایش از منظر طراحی صحنه در دو سالن مختلف اشاره کرده باشند؟

-نه، این اتفاق نیافتاد. کسانی که دور نخست را تماشا کرده بودند، هم دانشگاهی ها بودند و تماشاگران اجرا در شهر بمبئی، تماشاگران دیگری بودند که ذهنیتی نسبت به دور نخست اجرا نداشتند. دکور سنگینی نبود که از لحاظ زاویه دید بخواهد به اثر ضربه بزند هرچند در ایران، نمایش های اینطوری بسیاری را مشاهده کردم. به طور مثال: در سالن جعبه سیاه اجرا رفتند و تماشاگر، به طور کامل به دکور مسلط است و وقتی به سالن قاب عکسی نقل مکان کردند، براساس استاندارد سالن قاب عکسی، صحنه، یک متر الی یک متر و بیست سانتی متر بالاتر از تماشاگر قرار می گیرد و زاویه صحنه از 0 شروع می شود و تا 10 الی 12 درجه قابل تغییر است. بنابراین، صحنه به تماشاگران غالب است و به طور تقریبی، فقط تماشاگران ردیف های انتهایی طبقه همکف با صحنه در حالت تراز هستند پس زاویه دید بیننده از بالا به پایین است از اینرو، باید در طراحی صحنه طوری عمل شود که نقاط کور، لحاظ و زوایا، بررسی شود. در سالنی مثل تالار حافظ، تماشاگر رویه دکور را می بیند و می توان گفت که تماشاگر بر صحنه غالب است در نتیجه، باید به طور کل، میزانسن ها را تغییر داد زیرا نگاه از بالا به پایین و نگاه از پایین به بالا، میزانسن های متفاوتی می طلبد ولی به دلیل کمبود بودجه، به طور عمده، چنین اتفاقاتی رخ نمی دهد. دکور ثابتی وجود دارد و موضوع تغییر ماهیت سالن پیش می آید و گروه های تئاتری دچار آسیب می شوند. "رضا ثروتی" اثری در تالار حافظ اجرا برد که اثر بسیار خوبی شد ولی هنگامی که آن را در تماشاخانه ایرانشهر مشاهده کردم، اشتیاقم را به اثر از دست دادم. من در ردیف دوم و سوم نشسته بودم و نمی توانستم هیچ قسمتی از دکور را به درستی ببینم در صورتی که در تالار حافظ، پرسپکتیو خوبی به وجود آورده بود و زیبایی بصری داشت.

با توجه به چه عناصری در نمایشنامه می توان نمایشی را متناسب با سالن جعبه سیاه و سالن قاب عکسی قلمداد کرد؟

-سالن قاب عکسی به طور معمول، برای نمایش هایی کاربردی است که اندیشه جداسازی تماشاگر از صحنه وجود دارد و قرار است رفتارهای سبک کلاسیک روی صحنه انجام شود. خلاصه کلام اینکه فاصله گذاری حفظ شود. البته باید اذعان کرد که سالن قاب عکسی تماشاخانه سنگلج با تالار وحدت فرق دارد و بخشی مربوط به ساختمان تماشاخانه ها می شود که تعیین می کند چه نمایشی برای چه سالنی مناسب است بدین صورت که من، نمی توانم برای تماشاخانه سنگلج، اثری به قلم ویلیام شکسپیر روی صحنه ببرم زیرا مخاطبی که به آنجا می رود، مخاطب شناسی متفاوتی نسبت به سالن تئاتر دیگری دارد و مخاطب قبل از ورود به سالن تئاتر، با حال و هوای معماری سالن تئاتر خو می گیرد که کلاسیک غربی است یا روزگار ایران قدیم را برایش زنده می کند. از اینرو، خود معماری سالن تئاتر برای طراح صحنه، یک تعریف می دهد. قبل از اینکه طراح صحنه به سالن جعبه سیاه یا سالن قاب عکسی بیاندیشد، باید به معماری سالن تئاتر فکر کند، در فرهنگسرای خاوران است، فرهنگسرای نیاوران، تالار وحدت یا سالن اصلی تئاتر شهر. اینها همه سالن جعبه سیاه هستند ولی هر کدام، طراحی خاص خودش را می طلبد. بحث مردم شناسی و معماری در کنار هم است. در تالار وحدت می توان اثر غربی اجرا برد در صورتی که تئاتر شهر، معماری غربی با حال و هوای ایرانی و به نوعی، معماری تلفیقی دارد. در فرهنگسرای نیاوران و سالنی که کامران دیبا طراحی کرده، از عناصر طراحی ایرانی با مواد خام اولیه غربی استفاده شده است که به بنا، ماهیتی تلفیقی می دهد که باعث می شود بتوان هر دو گونه آثار ایرانی و غربی را در آنجا اجرا کرد برعکس اتفاقی که برای تماشاخانه سنگلج قابل تصور است و حتما آنجا به درد اجرای آثار ایرانی می خورد. هر کدام از سالن ها، معماری ای دارند که معمارها در آن مکان ها، سبک زندگی شان را تعریف کرده اند پس در این زمان است که یک کارگردان می تواند به نتیجه برسد تا اثرش را در کدام سالن به روی صحنه ببرد. باید اذعان کنم که البته دست هنرمندان آنچنان باز نیست بلکه باید فکر کنیم کجا دستمان باز است و آنجا، آشنایی داریم تا بتوانیم هر دو، سه سال یکبار نمایشی را اجرا کنیم.

با توجه به هزینه سنگین ساخت سالن قاب عکسی به نسبت ساخت سالن های جعبه سیاه، در سالهای گذشته با نمونه ای برخوردی داشتی که سرمایه داران و تماشاخانه داران، بخواهند سالن های قاب عکسی برای ایجاد تعادل بین سالن جعبه سیاه و سالن قاب عکسی بسازند مثل تماشاخانه ایرانشهر؟

-بله. من در جریان ساخت تماشاخانه های دیوارچهارم و ارغنون قرار داشتم. به دلیل اینکه رشته تحصیلی ام، مدیا و رسانه با تمرکز بر ساخت استودیوهای تلویزیونی است و سابقه شرکت در کارگاه کارورزی در شهر لندن و آشنایی با استودیوهای روز دنیا را دارم. در این زمینه، آقای عبدالخالق مصدقی از طراحان سرآمد استودیو و سالن های تئاتر در ایران به شمار می رود.

-باید اذعان کنم این سالنها، جعبه سیاه نیستند بلکه یک سالن قدیمی هستند که دیوارش را آکوستیک و البته آکوستیک نامطلوب کردند و به دست متخصصان واقعی صورت نگرفته است زیرا اگر بخواهند متخصصان واقعی را بیاورند و درست هزینه کنند، با این مبالغ نمی توانند سالن آکوستیک بسازند از اینرو، آنها را نمی توان سالن نامید. شاید بتوان به آنها"قوطی" گفت. یک ساختمان قدیمی حیاط دار یا یک عمارت قدیمی بوده است و آن را به سالن جعبه سیاه تبدیلش کرده اند که اگر واقعا بخواهد چنین عملی انجام شود، یک مبحث علمی خیلی سنگین دارد و مبحث آکوستیک از نظر علمی فرآیندی دارد که به این راحتی، قابل حل نیست. باید آکوستیک صدای زائد "هام" و صدای داخلی کنترل، بررسی و ارزیابی شود. مبحث آکوستیک سالن ها، کتابی بزرگ با سرفصل های سنگین دارد که افراد غیرمتخصص قادر به درک مفادش نیستند.

بعضی سالنها از لحاظ استاندارد ساخت تماشاخانه تئاتر اشکال دارند؟

-نه، همه سالن ها از این لحاظ اشکال دارند. به طور مثال: تالار حافظ به دلیل شکست غلطی که دارد، صداها را می شکند در نتیجه، نمی توان صدا را کنترل کرد و جریان داد. فرآیند وضوح صدا به این شکل است که موقع ادای دیالوگ بازیگر، سر ثانیه اول باید تماشاگران ردیف اول صدا را به وضوح دریافت کند و سر ثانیه دوم، تماشاگرانی که در ردیف های بالاتر می نشینند و در عرض دو ثانیه، همه تماشاگران به وضوح بشنوند در صورتی که اینچنین نیست و صداها قابل شنیدن است ولی تماشاگران متوجه نمی شوند بازیگران چه می گویند که این مشکل از بازیگر نیست بلکه از سالن است چون بازیگر دارد به درستی انجام وظیفه می کند. به طور کل، باید به هر تماشاگر 7 متر مکعب فضای آکوستیک برسد و اینگونه، وضوح صدا از بین نمی رود که از حاصل ضرب طول در عرض در ارتفاع تقسیم بر تعداد تماشاگر به دست می آید. به طور نمونه: در تالار حافظ از لحاظ فضای آکوستیک به هر تماشاگر، حدود 23 متر مکعب می رسد بنابراین، وضوح صدا چندان قابل دستیابی نیست که در اغلب مواقع، وضوح صدا از دست می رود به ویژه هنگامی که قصد اجرای آثار موسیقیایی است.

یکی از مشکلاتی که در انتخاب سالن ها وجود دارد، وجود فضاهای پِرت در طراحی صحنه های آثاری است که مناسب اثر انتخاب نشدند. نمایشنامه "سانتی متر" مرتضی شاه کرم در خانه هنرمندان ایران به هیچ وجه قابل مقایسه با اجرای همان نمایش در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر نبود. در دور نخست اجرا، فضای پرت به علت گستردگی فضای سالن استاد انتظامی وجود داشت که در دور دوم اجرا و اجرای روی صحنه تماشاخانه ایرانشهر و به کارگیری تمهید گذاشتن صندلی های تماشاگران روی آن صحنه از بین رفت و به نوعی، تماشاگران به علت فشردگی پدیدآمده با میزانسن های سانتی متری این نمایش ارتباط برقرار می کردند.

-اغلب مواقع، تقصیر طراح صحنه نیست زیرا هنگام اجرا در یک سالن، یک جلسه هماهنگی گذاشته می شود و می گویند این سالن مد نظر است و دو الی سه گروه تئاتری مشغول اجرا هستند. فضای دکور روی صحنه، 7 متر در 7 متر است در صورتی که فضای نگهداری از دکور در پشت صحنه، 1 متر در 5 متر است. از اینرو، برای نمایش "دست های آلوده" به کارگردانی مسعود موسوی، دکوری با درهای ذوزنقه ساختم که در هم جمع شوند. در حال حاضر، طراحان صحنه بیش از آنکه به فکر طراحی صحنه باشند، به فکر جمع آوری صحنه در انتهای نمایش ها هستند. حتی علی شمس در نمایش "وقتی خروس غلط می خواند" به علت کمبود فضا و جایگذاریها مجبور شد یک متر از دو طرف و همچنین، عمق، متراژ دکورش را کم کند زیرا می خواست حالت معلقی به صحنه بدهد و نشد که حالت معلقی به علت تغییر زوایا، از بین رفت.

به عنوان سوال پایانی: در نتیجه، می توان گفت که در ایران، هیچ تماشاخانه استانداردی وجود ندارد؟

-بله. تماشاخانه ها به جز مسائل نورپردازی و آکوستیک، کفپوش های نامناسب، اتاق های گریم و سرویس های بهداشتی جداگانه، سیستم تهویه و اطفای حریق نامطلوب، سقف های کوتاه و خروج اضطراری پرخطر دارند و نظارت ها بر تماشاخانه ها بیش از آنکه از منظر استاندارد و کیفیت باشد، ارزشی است. از سوی دیگر، اکثر تماشاخانه دارها، سرمایه دارانی هستند که ملکی در اختیار داشتند و آنها را تبدیل به تماشاخانه کردند تا بدین طریق، کسب درآمد نمایند. علی رغم اینکه دانش ساخت تماشاخانه استاندارد در ایران وجود دارد اما به سبب هزینه گزاف، هیچکس متمایل به انجام چنین عملی نیست و گروه های تئاتری در سالن هایی اجرا روی صحنه می برند که کمترین امکانات و استانداردها را دارد و باز، با این وجود، از به روی صحنه بردن نمایش هایشان لذت می برند. به قولی: وصف العشق، نصف العشق.

خبرنگار گیتی آنلاین: فرزاد جمشیددانایی
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: