پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۴۴۵۶
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۳۹۹ - ۱۸:۴۴
گیتی آنلاین گزارش می دهد ؛
گیتی آنلاین - کرمانشاه - در ایران و بالأخص کرمانشاه رکود اقتصادی عمیق‌تر می‌شود و فقر گسترده‌تر. جمعیت بیشتری از تامین هزینه زندگی باز می‌مانند. سفره‌ها خالی‌تر می‌شود و فلاکت نمایان‌تر و بی‌رحم‌تر. حال براساس مشاهدات میدانی پای درد دل های افرادی بنشینم که از فقر کارد به استخوان شان رسیده است و دردنامه نداری را روایت‌می کنند.
محمد حقیقی راد - گیتی آنلاین کرمانشاه - در ایران و بالأخص کرمانشاه رکود اقتصادی عمیق‌تر می‌شود و فقر گسترده‌تر. جمعیت بیشتری از تامین هزینه زندگی باز می‌مانند. سفره‌ها خالی‌تر می‌شود و فلاکت نمایان‌تر و بی‌رحم‌تر. 
حال براساس مشاهدات میدانی پای درددل های افرادی بنشینم که از فقر کارد به استخوان شان رسیده است و دردنامه نداری را روایت‌می کنند. 
روایتی از یک خانواده در چهارراه ابوذر محله جعفر آباد کرمانشاه که این روزها در جستجوی خانه‌ای تازه هستند. لیلا بعد از قرنطینه دوباره می‌تواند سر کار برود. می‌گوید خوشحال است چون روزهای قرنطینه حقوق نمی‌دادند. نداشتن حقوق هم یعنی لنگ اجاره خانه ماندن.

لیلا می گوید در خانواده ۴ نفره ما من، خواهر کوچکترم و مادرم کار می‌کنیم. پدرم سال‌ها است گرفتار اعتیاد شده و گاهی گوشه زندان است و گاهی هم گوشه خانه. مادرم کارگر کارگاه قنادی است و روزمزد. من در یک دفتر خدمات پستی کار می‌کنم با لیسانس آی‌تی. قرارداد ثابتی در کار نیست و مزد هم کمتر از ۷۰۰ هزار تومان. 
خواهرم حقوق خوانده. دلش می‌خواهد وکیل شود اما الان منشی یک مرکز درمانی است، بدون قرارداد رسمی و با دستمزد نزدیک به یک میلیون تومان.
در خانواده چهار نفره لیلا سه نفر کار می‌کنند اما خیلی از ماه‌های سال حقوق هر سه نفرشان به ۴ میلیون تومان هم نمی‌رسد. مادر لیلا کارگر کارگاه قنادی است، وقت‌هایی که سفارش بالا است ساعت بیشتری کار می‌کند و حقوق بیشتری هم می‌گیرد.
مادر لیلا الان ده سال است در کارگاه قنادی کار می‌کند اما هنوز که هنوز است بیمه ندارد. در سال ممکن است چند ماه را بیکار بماند یا در هفته چند روز کار کند. امسال کرونا اوضاع را بدتر کرده؛ چون نه عید داشتند و نه عروسی و جشن‌هایی که خوبی‌اش برای مادر لیلا کار بیشتر بود و درآمد بیشتر.
لیلا و خواهرش هم از اسفند بیشتر بیکار بودند و خانه‌نشین؛ درمانگاه تعطیل اعلام شد. تعطیلی هم برای آنها یعنی از دست رفتن نزدیک به یک سوم درآمد ماهان.
لیلا می گوید دو ماه اجاره خانه را با سختی پرداخت کردند؛ « از شکممان زدیم. ما که چند سال است خرید نوروز و مسافرت و رستوران رفتن را از برنامه زندگی حذف کرده‌ایم. حالا دیگر باید از شکممان بزنیم».
خانواده لیلا نمونه‌ای از چند میلیون مزدبگیر و کارگر در کرمانشاه هستند که در ماه‌های آغازین سال نو معیشت بر آنها سخت‌تر گرفته است.

 نهادهای حکومتی می‌گویند هفت دهک درآمدی بدون حمایت‌های دولتی از تامین هزینه زندگی ناتوان‌اند. حمایت دولت هم محدود است به همان یارانه ۴۵ هزار تومانی و وام بانکی که در بهترین حالت به سه میلیون تومان می‌رسد اما همه بیکاران، بیکارشدگان، کارگران «غیررسمی» و فصلی را شامل نمی‌شود.

در این روز گار پر درد بهنام کارگر ساختمانی و روزمزد زبان به گلایه می گشاید و می‌گوید چند کارگر دیگر را می‌شناسد که اگر ترس از خدا نداشتند تا حالا خودشان را خلاص کرده بودند چون جیب‌هایشان خالی است، خانواده دارند، می‌آیند اینجا در پروژه‌ها که سر ماه لنگ اجاره خانه و خرج خورد و خوراک نباشند اما حقوق‌ نمی‌دهند و اگر بدهند هم با تاخیر و خُرد خُرد و وقتی حقوق نمی‌دهند و جیب کارگران  خالی است اصلا مگر آدم رویش می‌شود برود خانه  و خودکشی از شرم نداری  یک ابزار است برای اعلام نارضایتی.

حال با این اوصاف مرگ بهتر از زندگی است تا همین حالا هم کارگران فصلی، ساختمانی، بخش خدمات خانگی و دستفروشان از کار بیکار شده و اندک درآمدشان را از دست داده‌اند. بر اساس قوانین کار و تامین اجتماعی مشمول دریافت بیمه بیکاری هم نمی‌شوند و تعداد کثیری از کارگران در «مشاغل غیررسمی» و بدون برخورداری از بیمه کار می‌کردند. این گروه بیشترین آسیب را از کرونا و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن می‌بینند.

بیشتر شدن بیکاران درحالیکه هزینه زندگی هم بیشتر می‌شود، یعنی فلاکت و فقر افزون‌تر. در همین چهار ماه از سال جدید. آثار پیشروی نرخ واقعی تورم بر بخش مسکن و اجاره خانه، مواد غذایی، حمل و نقل در کرمانشاه با چشم غیرمسلح و بدون نیاز به قوانین پیچیده کارشناسان  هم قابل رویت است. پیشروی که ثمره‌اش برای بیکاران و کارگران خالی‌تر شدن سفره و جیب است.

هاشم ، جوانی اهل هرسین اما ساکن شهرک نجفی یکی از همان افرادی است که پیش‌بینی‌ها در باره از دست دادن شغلش درست از آب درآمد و آی‌تی خوانده، برنامه نویس است و طراح، دستی هم در تدوین فیلم دارد. کارش اما در شرکت فروش قطعات کامپیوتری و نصب برنامه برای شرکت‌های مختلف بود. 

دو سال قبل از کار اخراج شد و در یکی از همین شرکت‌های استارتاپی کار پیدا کرد و می گوید چند ماه بعد که دیدم اوضاع بهتر شده زن و بچه‌ام را هم آوردم کرمانشاه.اوایل کار خوب بود. یک کار ثابت داشتم و چند تایی هم هم پروژه‌ای. باید بیشتر کار می‌کردم اما راضی بودم. امیدوار بودم تا چند سال آینده یک پول رهن جور می‌کنم و از شر اجاره خانه راحت می‌شوم.

هنوز سال نو نشده بود که خبرهای بد از راه رسید. زمزمه کاهش نیروی انسانی قبل سال جدید به گوشش رسیده بود، اما مطمئن بود شامل او نمی‌شود؛ فکر می‌کردم لازمم دارند. با جان و دل کار می‌کردم. شاید حتی بیشتر از ساعت‌هایی که دستمزد می‌دادند اما ماه اول سال نگذشته بود که اول کارهای پروژه‌ای به آخر رسید و خبری از سفارش جدید نشد و بعد هم از شرکت ایمیل آمد با توجه به شرایط اقتصادی و ناتوانی شرکت از پرداخت دستمزد ناچاریم با شما قطع همکاری کنیم و این ایمیل یعنی آوار شدن دوباره همه مصیبت‌هایی که فکر می‌کردم تمام شده‌اند.

هاشم در ادامه می گوید متین همسرش هم کار نمی‌کند قبلا اگر مجلس عروسی یا عزایی بود برای فیلم‌برداری می‌رفت و من هم تدوینش می‌کردم. با اینکه دوربین فیلمبرداری را باید کرایه می‌کرد اما بازهم درآمد بدی نداشت. الان دیگر مجلس عروسی‌ای نیست. عزا اما تا دلتان بخواهد. همه عزادارند، همه.

او حالا اگر کار پیدا نکند چاره‌ای ندارد جز اینکه به هرسین نزد پدر بازنشسته‌اش باز گردد و می‌گوید: سخت است.۱۰ سال می‌شود که از خانه پدرم آمده‌ام بیرون. الان پسرم سال بعد باید برود مدرسه. اما چاره‌ای نیست آنجا حداقل یک سقف برای خوابیدن هست.

حال سوال اینجاست که آیا استاندار در بحران کرونا، از جان و مال کارگران و کارمندان، آنچنان که باید، حفاظت کرده است؟
 علاوه بر آن فعالان کارگری می‌پرسند چرا استانداری فقط از کارفرمایان در مقابل آسیب‌های کرونا حمایت می‌کند و به فکر کارگران نیست؟

هر چند حمایت از کسب و کارها در زمانه بحران، بسیار خوب است اما حمایت از شهروندان از آن مهمتر است؛ به خصوص شهروندانی که هم در معرض آسیب‌های جانی قرار دارند و هم کرونا، معیشت‌شان را به زیر صفر رسانده است.

ضمن تاکید بر اینکه حمایت از کارفرمایان در مقابل آسیب‌های اقتصادی بسیار پسندیده است، باید گفت که استانداری و اداره کار باید علاوه بر کارفرمایان، از کارگران شاغل، بیکاران، صاحبان کسب و کارهای کوچک و خانگی، دست‌فروشان و به طور ویژه از کارگران هتل‌ها، رستوران‌ها و آژانس‌های مسافرتی که این روزها اخراج و بیکار شده‌اند، حمایت کند.

 بسیاری از این کارگران بیکار شده، پیش از این نیز به دلیل عدم نظارت کافی، تحت پوشش قانون کار و بیمه نبوده‌اند و حالا بیمه بیکاری به آنها تعلق نمی‌گیرد.

به نظر می‌رسد سیستمی که فوراً دست به کار می‌شود و جلساتی که در استانداری برای حمایت از کارفرمایان تشکیل شود، چندان به فکر کارگران نیست. به‌رغم آمادگی نمایندگان کارگری ، اداره کار استان که متولی تعیین دستمزد کارگران است هنوز تشکیل جلسه نداده و از آن مهمتر، خبری از مصوبات حفاظت فنی که باید در دوران بحران و همه‌گیر شدن بیماری، در ارتباط با ابلاغ دستورالعمل‌های ایمنی، دست به کار شود و تشکیل جلسه بدهد، نیست.
 با این حساب، نه کارگران شاغل از الزامات ایمنی و بهداشتی بهره‌مند شده اند و نه بیکاران و اخراج‌شده‌ها، حمایت معیشتی و تامین سفره‌های حداقلی را دریافت کرده‌اند.

رکود و بیکاری ناشی از کرونا می‌تواند خانواده‌های کارگری را دچار از هم پاشیدگی کند. در روزهای اخیر، مطلع شدیم که یک شرکت برتر توریستی، ۱۴۰ کارگر خود را به خاطر رکود و کنسلی مسافرت‌ها، تعدیل کرده است. 
این تعدیل دسته‌جمعی، فقط یک نمونه از اتفاقات ناگواری است که این روزها در بازار کار رخ می‌دهد.  باید گفت غیر از صنایع تولید مواد ضدعفونی‌کننده و بهداشتی، بیشتر صنایع کشور دچار رکود شده‌اند. کارخانه‌هایی هم که هنوز مشغول به فعالیت هستند، چندان به رعایت اصول بهداشتی ملزم نشده‌اند و ابتلای تنها یک کارگر در یک خط تولید، می‌تواند به سرعت به همه کارگران آن کارخانه سرایت کند و بعد از آن، وارد خانواده‌ها شود لذا باید این اخطارها جدی گرفته شود.
تنها در صورتی که استانداری کرمانشاه این راهکارهای عاجل و ضروری را برای همه شاغلان و بیکارشده‌ها به کار بندد، می‌توان امیدوار بود که بحران در محیط‌های کار فروکش کند؛ بحرانی که از کوچک شدن و آب رفتن سفره‌های مردم و تا خطر ابتلای کارگران خطوط تولید را دربرمی‌گیرد. آیا همان‌طور که شورای اداری استان  سریع دست به کار شد و تشکیل جلسه داد، جلساتی مربوط به جان و مال کارگران هم برگزار خواهد شد؟


گزارش : محمد حقیقی راد
دبیر سرویس خبر : سید محمد موسوی

نویسنده:سید محمد موسوی