پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۴۵۰۸
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۱
احسان سلطانی
افزایش قیمت دلار و ارزش سهام شرکت ها به وسیله ائتلاف غالب متشکل از دولت، رانتی های وابسته به دولت و خصولتی ها مدیریت می شود و ناشی از کنش مردم نیست.
در ابتدا لازم است به چند نکته مهم اشاره شود. اول این که اقتصاد علم نظری است و علم محض نیست، یعنی این که هیچ چیز قطعیت ندارد و هر توصیه تا حدی با توجه به شرایط و اوضاع می تواند درست باشد. دوم این که با توجه به شرایط خود عاقلانه تصمیم بگیرید و تحت تاثیر جو و احساسات قرار نگیرید. سوم این که در زمینه ای سرمایه گذاری یا تبدیل دارایی انجام دهید که در آن تخصص و سر رشته داشته باشید یا در آینده مورد نیازتان باشد. چهارم این که بلندمدت نگاه کنید.

بر اساس برآوردهای ما بیش از نیمی از نقدینگی در دست بانکهای خصوصی، بنگاههای خصولتی و دولت است و رشد نقدینگی نزد مردم در چند سال گذشته چندان بالا نیست. در رابطه با نقدینگی بایستی توجه کرد که (۱) نسبت نقدینگی به تولید ناخالص پایین آمده و (۲) ارزش کل نقدینگی بر حسب دلار یک-سوم شده و به حدود ۱۲۰ میلیارد دلار رسیده است. ارزش ۱۲۰ میلیارد دلار نقدینگی معادل کل ذخایر ارزی بانک مرکزی و درآمدهای ارزی سال جاری می باشد. برآورد می شود که ارزش دلاری کل نقدینگی نزد مردم برابر با دلار اسکناس یا طلای نزد آنها باشد. بنابراین نقدینگی دیگر توانی ندارد که بخواهد موج تورمی ایجاد کند.

ارزش حقوق و دستمزدها و قدرت خرید عامه مردم به شدت پایین آمده است. ارزش دلاری میانگین حقوق و دستمزدها به یک-سوم سه سال پیش سقوط کرده است. یک استاد تمام دانشگاه با حقوق ۵۰۰ دلار در ماه قادر به خرید یک لپ تاپ نیست و به همین ترتیب عامه مردم قدرت خرید کالاهای وارداتی را از دست داده اند. بنابراین مردم ناتوان تر از آن هستند که به اتکای درآمد خود بتوانند تقاضای خرید ارز یا سهام ایجاد کنند. در سال جاری کل تقاضای ضروری وارداتی کشور کم و بیش معادل درامدهای ارزی است.

در اقتصادهای با «نظم دسترسی محدود» تعدادی از کشورهای در حال توسعه، «ائتلاف غالب» اقتصاد را اداره و کنترل می کند. در ایران ائتلاف غالب شامل «بنگاه ها و بانک های خصولتی، سازمان و بخش های اقتصادی غیر خصوصی، خیریه های بزرگ، وابستگان به قدرت،… و دولت» است. ائتلاف غالب با روش های متنوعی به ویژه

(۱) مصادره منابع و ثروت های ملی (معادن، نفت و گاز)

(۲) پرداخت مالیات ناچیز (بنگاه های خصولتی، ثروت، مستغلات، عایدی سرمایه و سفته بازی) و اخذ مالیات از مردم و

(۳) افزایش هزینه ها و سرکوب دستمزدها (مالیات تورمی) منافع خود را به زیان مردم تامین می کند.

با افزایش قیمت دلار، بنگاه های صنعتی خصولتی-رانتی که به دلار آزاد درآمد دارند به درآمدهای کلانی دست پیدا می کنند. درآمد دولت از افزایش قیمت کالاهای اساس و خدمات عمومی و فروش ارز بالا می رود. در همین حال ائتلاف غالب با قدرت و رانت اطلاعاتی که در اختیار دارد با خرید ارزان دلار، سکه طلا و کالاها و سپس سفته بازی و فروش آنها به قیمت گران به منافع کلانی دست پیدا می کند. همین بازی در بازار سهام با شدت و حدت بیشتری در حال انجام است. هم اکنون بانکها و بنگاههای خصوصی و دولت با فروش سهام شرکتها به مردم به ۴ برابر قیمت واقعی و دلار به ۲ برابر قیمت واقعی درآمد کسب می کنند. وابستگان به ائتلاف غالب که از رانت اطلاعاتی و دسترسی های ویژه برخوردار هستند نیز در حال کسب ثروت های کلان هستند.

چرا اکنون پروژه مردم هراسی در حال اجرا است و مردم را از ونزوئلا شدن و ابرتورم می ترسانند؟ چون مردم قدرت مصرف دلار را از دست داده اند و فقط در نتیجه هراس از سقوط هر چه بیشتر ارزش ریال است که به سمت خرید دلار (به حداقل دو برابر قیمت واقعی) و سهام بنگاه های خصولتی-رانتی (به حداقل ۴ برابر قیمت واقعی) هجوم می آورند.

نحله اقتصادی و اقتصادخوانده های در خدمت ائتلاف غالب با چماق نقدینگی (که در همین دولت ایجاد شده)، مردم را از ابرتورم می ترسانند و فضا را ملتهب می کنند. این که اشخاص و گروه هایی بدون هر گونه ممانعتی بر طبل بی ارزش شدن ریال می کوبند، نشان از دست های حامی پشت پرده در دولت و بانک مرکزی دارد.

رئیس جمهور و رئیس بانک مرکزی صادرکنندگان را مسئول کمبود ارز در بازار معرفی می کنند. شکی نیست که هر کس زورش می رسد دارد در آب گل آلود اقتصاد ایران ماهی می گیرد، اما کیست که نداند بخش اعظم ارزش صادرات توسط بنگاه های خصولتی-رانتی که دولت مدیران آنها را تعیین می کند یا وابستگان به قدرت انجام می شود و اصولا ارز در دست ائتلاف غالب است. انتظار می رود رئیس جمهور و رئیس بانک مرکزی به جای طرح دعاوی التهاب آمیز و بی حاصل در رسانه ها، با استفاده از ابزارهای قانونی دست به اقدامات موثر بزنند.

در این که تحریم ها و نقدینگی در ایجاد بحران کنونی تاثیر دارند، شکی نیست، اما فریب بزرگ ماجرا آن جا شکل می گیرد که با فرافکنی و فریب کاری فقط تحریم ها و نقدینگی عوامل بحران معرفی شوند. اقتصاد ایران دوران قاجار، جنگ جهانی دوم، ملی شدن نفت، انقلاب سال ۵۷ و هشت سال جنگ را تجربه کرد، اما هیچ گاه به وضعیت نابسامان کنونی دچار نشد. بحران اقتصاد ایران بیش از هر عاملی از فساد، هرج و مرج اقتصادی تحت لوای بازار آزاد، ناکارآمدی دولت و آزمندی سیری ناپذیر ذینفعان ریشه می گیرد.

دولت حسن روحانی مرتبه سوم است که بازی پانزی را اجرا می کند:

(۱) پرداخت سود سپرده های بالا در سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ و پس از آن بی ارزش کردن ریال و سوزاندن سود سپرده ها

(۲) افزایش قیمت دلار تا مرز ۱۸ هزار تومان در سال ۱۳۹۷ و فروش چند میلیارد دلار به قیمتهای گران به مردم و

(۳) هراساندن مردم از بی ارزش شدن ریال و تحریک آنها به خرید سهام چند برابر قیمت واقعی و دلار دو برابر قیمت در سال ۱۳۹۹.

دولت نئولیبرال به جای فعال کردن بخش حقیقی اقتصاد و رونق کسب و کارها و بنگاههای کوچک و متوسط خصوصی، بر روی:

(۱) مالی سازی اقتصاد و اجرای بازی های مالی و قیمتی و به تبع آن سلطه بخش مالی بر بخش حقیقی

(۲) تقویت بانکها و بنگاههای خصولتی-رانتی

(۳) تولید و فروش مواد خام و اولیه و

(۴) اخذ مالیات تورمی از عامه مردم و معافیت های مالیاتی بنگاههای سودآور و ثروتمندان متمرکز بوده است. حسن روحانی دو راه پیش رو دارد، «بحرانهای جدی و احتمال سقوط در ماههای آینده» یا «بازگشت به مردم و تغییر کامل سیاستها و تیم اقتصادی».

در همه اقتصادها و دوره ها هنگامی که ارزش یک دارایی بیش از اندازه بالا می رود و دچار حباب می شود، معمول این است که پس از مدت نه چندان بلندی، ارزش آن تعدیل شده و حباب آن تخلیه می گردد. ارزش سهام بورس چرا مرتب بالا می رود؟ چون بیش از حد ارزش پیدا کرده، تنها راه استمرار فروش سهام چند برابر ارزش واقعی این است که

(۱) مردم را از بی ارزش شدن ریال بترسانند

(۲) قیمت دلار را بالا ببرند تا بازار داغ تر شود و

(۳) روند صعودی افزایش قیمت سهام ادامه پیدا کند، تا مردم هراسان و البته جماعت آزمند همچنان به صف خرید بپیوندند و صف فروش تشکیل نشود، چون اگر ارزش سهام ثابت بماند یا کاهش پیدا کند، کسانی که وارد بازار شده اند، از آن خارج خواهند شد. با توجه به دست پرقدرت مرئی و نامرئی ائتلاف غالب در افزایش قیمت سهام، تا هنگام برنامه ریزی شده و کسب اهداف لازم بازی قیمت ها در محدوده جذاب برای جذب تازه واردان ادامه خواهد یافت. پیش بینی می شود پس از کسب اهداف لازم یک ریزش (کاهش ارزش اسمی) و پس از آن دوره ثبات (کاهش ارزش حقیقی) در انتظار باشد.

پایان/
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: