پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۶۳۲۲
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۹ - ۰۲:۳۴
همسر شهید همیشه زنده وطن سید نورخدا موسوی :
مراسم اربعین سید و سالار شهیدان آقا ابا عبدالله الحسین (ع) و بزرگداشت شهید همیشه زنده وطن سیدنورخدا موسوی با محوریت هیئت فرهنگی_ مذهبی فاطمه الزهرا (س) بمناسبت هفته ناجا در گلزار شهدای فاطمیه ماسور (پاگر) برگزار شد.

به گزارش گیتی آنلاین به نقل از رسانه "چی دا "، در این مراسم معنوی ؛ همسر شهید سید نورخدا موسوی ضمن تسلیت اربعین سید و سالار شهیدان و 72 تن از یاران با وفایش طی سخنانی اظهار داشت: اربعین امسال برای ما خیلی سخت و جانسوز است زیرا معتقدیم که جامانده ایم ولی در واقع جا نمانده ایم چون دلها را روانه بین الحرمین کرده ایم، اگر بگوییم جا مانده ایم ناشکری است ؛ حاصل زحمات حاج قاسم سلیمانی این است که اربعین ثبت شد و امروز بر اساس شرایط نتوانستیم برویم ولی دلهایمان را راهی کربلا نموده ایم .
 
کبری حافظی افزود: هر ساله در اربعین کوله پشتی هایمان را به نام شهدا مزین و کاروان‌ها را بنامشان می زدیم، بنام آقا سید نورخدا نیز چند موکب در نجف، کربلا، سامرا و حتی در بغداد برپا می شد اگر امروز آن موکب ها به ظاهر تعطیل شده اند ولی ایمان دارم اکنون شهدا نائب زیاره ما هستند. 

این بانوی وفا و اسوه ی ایثار خاطرنشان ساخت: شاید سخت ترین اربعین ها در طی سالیان سال در منزل ما رقم می خورد، همگان می دانید که ده روز قبل از اربعین و ده روز بعد از اربعین زائرین آقا اباعبدالله (ع) مسیر را به طرف روح ملکوتی آقا سید نورخدا در منزل ما می آوردند و در آنجا به قول خودشان به کربلای کوچک ایران سلام می دادند و متبرک می شدند به نفس مسیحایی شهید زنده وطن سید نورخدا و راهی کربلا می شدند .

 کبری حافظی خاطرات گذشته را مروری کرد و گفت: ما هم عاشقانه در موکب ها فعالیت می کردیم و خوشحال از اینکه در موکب امام خامنه ای (مدظله العالی) خدمت می کردم شاید آن نمکی که از منزل ما می بردند به عنوان تبرک، من را به پرستاری دلگرم تر و به من انگیزه می داد، می گفتم باید بیشتر زحمت بکشم تا آقا سید نورخدا بیشتر بماند.

بانوی صبر و بردباری نحوه شهادت شهید همیشه زنده وطن را اینگونه روایت کرد: دلم برای زیارت مولایم حسین(ع) تنگ شده بود ولی هیچ وقت نمی‌توانستم ۴۸ ساعت از سید دور باشم  زیرا تمام کارهای آقا سید را من انجام می دادم به ظاهر در کما بود و می گفتند زندگی نباتی دارد ولی من معتقد بودم آقا سید زندگی الهی و آسمانی دارد، حجت خداست و مانده به هموطنانم درس خداشناسی بدهد، شاید این بار آقا سید نورخدا و شاید هم آقا اباعبدالله الحسین (ع) به من اذن دادند که کربلا بروم و خانواده ام هم تقبل کردند که امورات سید را انجام دهند تا من برگردم .

وی ادامه داد: جا دارد از زحمات سردار کشکولی تشکر ویژه ای داشته باشم که حمایت کرد و قول داد امکانات را فراهم کند و در کوتاهترین زمان به خرم آباد برگردم، با دخترم راهی کربلا شدیم و نیمه ای از دل جا مانده بود؛ روزهای نزدیک به اربعین بود و مرزها شلوغ و مسیر را به سختی رفتیم، از مرز که عبور کردیم یادم رفته بود سید نورخدا منتظر ماست و دلم رفته بود بین الحرمین، نجف اشرف زیارتی کردیم و راهی کربلا شدیم، در مسیر هم با گروهی از دانشگاه علوم پزشکی لرستان آشنا شدیم که همگی پزشکان آقا سید نورخدا بودند، خیلی لذت می بردند و می گفتند زیارت برای ما دو زیارت شد که دختر آقا سید نورخدا با ما همراه است .

کبری حافظی تشریح کرد: برای ما در الُاسره مراسم باشکوهی برپا کردند و از سیده زهرا خواستند مانند همیشه دلنوشته ای برای پدر بخواند، با کمک زهرا متنی آماده کردیم و زهرا رفت از اربعین ، از پدر، از سختی ها و از رنج ها گفت و .. در آخر نمی دانم چرا سیده‌ زهرا این بند را اضافه کرد و گفت آقا امام حسین من از رقیه خجالت میکشم قول می‌دهم دیگر از بابا نگویم، قول می‌دهم رضایت بدهم به هرآنچه که شما برای بابای من رقم زدید، امروز من را تکریم کردند با محبت و مهربانی با من برخورد کردند ولی آقا من شرمنده رقیه هستم و زهرا می گفت و حضار گریه می کردند . 

همسر سردار شهید سید نورخدا موسوی خاطرات را یکی یکی مرور می کرد: آقا سیدنورخدا چند روز پیش از شهادتش در خواب به همرزمش گفته بود ۲۸ صفر شب رحلت جدم رسول الله (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) برای همیشه از روی تخت بلند می‌شوم ، همرزمش در میرجاوه است و  ۲۵۰۰ کیلومتر از ما دور، تماس گرفت و گفت ای کاش می توانستم به خرم آباد بیایم و ببینم آقا سید نورخدا قرار است چگونه از روی تخت بلند شود، و شما می دانید شب ۲۸ صفر که بعد از ده سال در سکوت درس خداشناسی و اسلام‌شناسی داد روی دستان خودم کنار چشمان سیده زهرا و سید محمد برای همیشه آسمانی شد .

کبری حافظی ضمن تقدیر از مردم قدرشناس ایران اسلامی ، بیان داشت: من اینجا قدردانی می کنم از هموطنان و هم استانی هایم، واقعا دین خود را به شهدا و سید نورخدا خیلی خوب ادا کردید و در تشییع پیکر پاک سید دیدم که چگونه عاشقی کردید؛ اگر آقا سید نورخدا ها و حاج قاسم سلیمانی ها به ظاهر در بین ما نیستند ولی ما مصمم تر از گذشته پشت سر ولایت تا قطره آخر خون از ارزش‌ها و انقلابمان دفاع می‌کنیم و اجازه نخواهیم داد هیچ دشمن خارجی در کشور و زندگی ما دخالت کند .

همسر شهید همیشه زنده وطن سید نورخدا موسوی سخنان خود را اینگونه پایان داد: امسال مردم نشان دادند که اگر چه کرونا مصیبت های فراوانی داشت ولی مردم را همدل کرد و هموطنان به ندای حضرت آقا لبیک گفتند و در کمک‌های مومنانه چه زیبا شرکت کردند؛ افتخار داشتم بیش از 7 ماه در ایام کرونا در ستاد اجرایی حضرت آقا و در جاهای دیگر برای عزیزان بی بضاعت کمک جمع آوری کنم و امسال اگر در کربلا نبودیم ولی عزیزان عراقی مسلمانانی بودند که نشان دادند دلشان برای مسلمانان ایران تنگ شده و ما به این امت اسلام و شیعیان جهان افتخار می کنیم .

خبرنگار : مریم نظری 
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: