پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      
کد خبر: ۳۶۴۸۲
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۹۹ - ۰۹:۴۷
عطا بهرامی
پیش بینی قیمت دلار و طلا برای مردم ایران به بحث روز تبدیل شده و اکثرا گمان می کنند نتیجه انتخابات آمریکا به عنوان متغیر مستقل بر اقتصاد ایران عمل خواهد کرد.
پیش بینی قیمت دلار و طلا پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به بحث روز در محافل اقتصادی و عامه ایرانیان تبدیل شده است. به طوریکه فهم؛ گزاره برد بایدن به معنای گشایش اقتصادی و برد ترامپ به معنای ادامه وضع موجود؛ طرفداران زیادی دارد. اگرچه تعداد افرادی که اقتصاد را به رابطه با آمریکا گره زده اند به اندازه دوران آغاز به کار دولت روحانی نیستند، اما در رسانه ها همچنان صدای اصلی محسوب می شوند.

قیمت کنونی دلار محصول مدیریت خاص دولت به خصوص از سال 1396 تاکنون است که در عمل به از بین بردن صادرات نفتی، سنگ اندازی های فراوان و روزانه بر سر راه صادرات غیرنفتی انجامیده و با بمب های تخریبگری مانند اصرار بی منطق بر پرداخت دلار 4200 تومانی تکمیل شده است. نتیجه این سیاست 3 ضلعی؛ خروج اقتصاد از ریل "اقتصاد” و حرکت در ریل "سیاست” بوده است.

اگرچه دولت حسن روحانی با شعار اقتصاد آزاد بر سر کار آمد، اما شفافیت و قانون که مبنای اقتصاد آزاد است را حتی در پستوهای دولت اعتدال هم نمی توان یافت. به جای اجازه دادن به بازار برای کنترل قیمت ارز، بخشنامه های رگباری و محدودیت های متعدد بر سر راه واردات و صادرات، باعث برهم خوردن مزیت ها شده است. تا کالایی مزیت صادرات پیدا می کند، با ممنوعیت صادرات مواجه می شود و با سازوکار من درآوردی ثبت سفارش، مجوز و … اجازه واردات کالاهای ضروری برای تولید داده نمی شود، که بستن قیدهای تفسیری به عملکرد بازار؛ به ظهور یک مافیای جدید برای حل مشکل ثبت سفارش انجامیده، و اراده دولت را بر جای فهم تولیدکنندگان از نیازهای واقعی شان نشانده است. تولیدکنندگانی که در دوران ارز گران می توانند ترک تازی کنند.

گزاره بدیهی این است که تقاضا برای دلار 4200 تومانی با دلار 30 هزار تومانی متفاوت است و در صورت کنار گذاشتن ثبت سفارش؛ بخش عمده ای از متقاضیان ارز در نرخ دلار 4200 تومانی در دلار 30 هزار تومانی همچنان در بازار نمی مانند و از بازار خارج می شوند. اما با منع فله ای واردات؛ فعالان اقتصادی که به یک دوره زمانی برای خرید تجهیزات و آوردن قطعات خاص که در داخل تولید نمی شود، برای داخلی سازی تولید به دلیل با صرفه شدن و رقابت پذیری نیاز دارند، مجال حرکت پیدا نمی کنند.

خروجی سیاست کمبودسازی سیستماتیک دولت در بازار، تورم ناشی از افزایش نرخ ارز باضافه گرانی ناشی از کمبود کالا است که صعود ممتد قیمتها را به دنبال داشته است.

در عرصه مطالبات خارجی دولت هم اوضاع تکمیل کننده سایر سیاست های دولت اعتدال است. دولت حسن روحانی تلاش خاصی برای دریافت مطالبات از سایر کشورها انجام نداده و در میان بهت و حیرت متحدان ایران؛ پیمان های پولی دو جانبه را هم دنبال نمی کند. چند امضای توافقنامه کلی با اصرار طرفین خارجی و بخش های نظامی و امنیتی نظام تنها فعالیت های دولت برای ایجاد سازوکارهای ضدتحریمی بوده است. خلاصه اینکه دولت از سر شکم سیری با هر اقدامی که به کاهش بحران ارزی بیانجامد مقابله کرده است.

این مقدمه نسبتا طولانی به این دلیل ذکر شد تا نشان داده شود که ریشه های بحران ارزی کنونی داخلی است و یک متغیر سیاسی آنرا باعث شده است. بنابراین راهکار حل مساله هم به اراده سیاسی بانی وضع موجود بستگی دارد و تکرار مباحث اقتصادی مشکل را حل نمی کند.

و اما بازگردیم به موضوع اصلی مقاله و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، انتخابت آمریکا به هر نتیجه ای که منجر شود باعث کاهش نرخ دلار در بازار خواهد شد، چرا؟

در صورت پیروزی جو بایدن، دولت حسن روحانی جریان تبلیغاتی را در دست گرفته و با نسبت دادن گزاره هایی مانند بازگشت آمریکا به برجام که ازسوی دمکراتها اعلام نشده است به دولت آینده آمریکا، مسبب تمام مشکلات اقتصادی کشور را شخص ترامپ معرفی کرده و خود را در جایگاه پیروز خواهد نشاند. ضعف مفرط رسانه های اصولگرا باعث می شود اجرای این سیاست به مانع جدی برخورد نکند.

حزب دمکرات و جو بایدن هم مانند دولت دونالد ترامپ این انگیزه را دارد تا با باز کردن یک کانال بسیار خفیف ارزی برای فروش نفت، ایران را برای پیوستن به قرارداد راهبردی و ممتاز 25 ساله با چین دو دل کرده و مخالفین داخلی این قرارداد در دولت حسن روحانی را تقویت کند.

با کاهش قیمت دلار با ابزار کاهش سنگ اندازی های دولتی بر سر راه ورود ارز به کشور که عبدالناصر همتی رییس کل بانک مرکزی از دو هفته قبل آغاز کرده است، دولت اعتدال در انتخابات 1400 از لاک دفاعی خارج شده و قیافه از پیش باخته کنونی را کنار خواهد گذاشت.

و اما در صورت پیروزی دونالد ترامپ، بازی تبلیغاتی دولت؛ نیمه جان شده، اما از به طور کامل نابود نمی شود. دولت حسن روحانی با مشخص شدن چشم انداز آینده؛ برای مدیریت گزینه بد؛ طراحی خاص خود را دارد. دولت اعتدال با کاهش قیمت دلار، که به تلاش همتی و کلیت دولت برای بازگرداندن ارزهای مسدود شده نسبت داده خواهد شد، احیای وجهه کرده و بدون شک اجازه نمی دهد با دلار 35 هزار تومانی وارد کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری سیزدهم شده و دوران خود را به پایان برساند.

نتیجه اینکه در صورت پیروزی بایدن دلار به شدت سقوط کرده و به کمتر از نصف عدد کنونی کاهش قیمت خواهد داد و در صورت پیروزی ترامپ؛ دلار یک سوم کاهش نرخ برابری در برابر ریال خواهد داشت که هر دو رقم کمتر از 20 هزار تومان برای دلار آمریکا خواهد بود.

بازی ارزی دولت و استفاده از تمام اقتصاد برای پیشبرد اهداف سیاسی که هیچ حد و مرزی نداشته، بر سیاست هم اثر خود را خواهد داشت.

دولت اعتدال نشان داده است که در تعقیب اهداف سیاسی جدی است و ترسی از ثبت بدترین رکوردهای اقتصادی به نام خود مانند بدترین دوره رشد اقتصادی، بدترین دوره تورم و بدترین بحران ارزی همراه با بدترین دوره نسبت توزیع درآمد و تحمیل فقر فراگیر بر مردم ندارد. بنابراین راهکار مقابه با این دولت نمی تواند تک بعدی باشد و سفرهای نمایشی نمایندگان کنونی مجلس؛ کاریکاتوری از یک کنشگری سیاسی است و اثری میدانی ندارد.

عدم وجود جریان سیاسی پرقدرت و دارای منظومه کلان معرفتی و توان مدیریتی منسجم و کافی که می توان آنرا در وضعیت مجلس یازدهم به خوبی دید، در برابر برنامه ریزان جریان کارگزاران سازندگی که دولت اعتدال را در اختیار دارد؛ باعث می شود تا نتیجه انتخابات آینده به سادگی چیزی که هم اکنون به نظر می رسد نباشد.

پایان/
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: