پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      پایگاه خبری گیتی آنلاین نمایندگی استانی می‌پذیرد  09191910422       پایگاه خبری گیتی آنلاین خبرنگار می‌پذیرد  09191910422       
کد خبر: ۳۷۰۳۹
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۹ - ۱۳:۴۱
حمداله عمادی حیدری دانشجوی ارشد ارتباطات علامه طباطبایی
مساله این است که آیا رسانه ها بدون تبلیغات می توانند به حیات سیاسی-اقتصادی خود ادامه دهند. طبیعتاً جواب همه این است که هیچ سیستمی بدون داشتن حامی مالی قادر به ادامه حیات نیست.

حال که پذیرفتیم رگ حیات رسانه ها به عنوان یک سیستم به تبلیغات، آگهی و رپرتاژ وابسته است مساله دیگر این است که آیا ما مجاز هستیم که آنها را از گرفتن تبلیغ منع کنیم و از آنها بخواهیم که به اهداف متعالی و رسالت خود در اصلاح امور جامعه وفادار باشند.

در پاسخ به این سئوال باید گفت که خود اصل گرفتن تبلیغ بد نیست اما نحوه گرفتن تبلیغ و نوع تبلیغ تعیین کننده است. اینکه رسانه ای برای گرفتن تبلیغ ایجاد شده باشد و رسالت اجتماعی نداشته باشد بد است زیرا در این صورت وسیله هدف را توجیه خواهد کرد و رسانه ابزاری برای اصلاح و بهبود امور نخواهد بود و به خدمت صاحبان ثروت و قدرت درخواهد آمد.

وضعیت کنونی

هر چند رسانه ها در ایران از بخش خصوصی هم آگهی دارند ولی اساسا به خاطر ضعیف بودن بخش خصوصی در ایران، حیات رسانه ها وابسته به همان حمایت های یارانه ای و تبلیغاتی دولت است.

در گذشته، رسانه ها بزرگ دولتی همه آگهی ها و کاغذ و یارانه را می بلعیدند و رانت گسترده ای داشتند اما خوشبختانه در سال های اخیر تلاش های خوبی شده تا از طریق سامانه هایی یارانه، کاغذ و آگهی به نسبت بین رسانه ها توزیع شود.

هرچند هنوز گله و شکایت بابت فساد در توزیع یارانه یا کاغذ و آگهی زیاد است اما به هر حال وضعیت از گذشته بسیار بهتر شده است.

بحث وابستگی حیات رسانه ها به نهاد دولت و حاکمیت فقط به حوزه اقتصاد محدود نمی شود و رسانه ها در حوزه سیاسی هم به نهاد دولت و حاکمیت وابسته هستند و اگر رسانه ای حمایت سیاسی یکی از جریان های قدرت را در پشت خود نداشته باشد امکان مانور نخواهد داشت و رشد نخواهد کرد.

در موارد زیادی حتی مکانی که رسانه ها در آن فعالیت می کنند به نهادها تعلق دارد و در حقیقت رسانه ها مستاجر نهادها هستند و رابطه رسانه و مجموعه هایی که قرار است از آنها انتقاد کند رابطه مالک و موجر است.

در عین حال، شرایط رسانه ها از لحاظ توزیع عادلانه یارانه ها و امکانات از سوی دولت بهتر شده که این موضوع نتیجه فعالیت و تلاش گسترده همکاران رسانه ای و در عین حال کنشگران مرزی است.

نظریات مدرن جامعه شناختی از جمله نظریه ساختاری شدن آنتونی گیدنز دیگر مثل گذشته معتقد به اسیر بودن کنشگران در چارچوب ساختارها نیستند و به عاملیت کنشگران در شکل دادن به تحولات اهمیت می دهند.

اگر از منظر جامعه شناسی مدرن به مبحث تبلیغات و حیات سیاسی اقتصادی رسانه ها نگاه کنیم باید بگوییم باوجود فسادهای نظام مند یا رویه های غلطی که وجود دارد بیشتر رسانه ها و مدیران رسانه ها در ایران با کنشگری فعال یا کمک گرفتن از کنشگران مرزی توانسته اند استقلال نسبی خود را حفظ کرده و حیات سیاسی اقتصادی رسانه خود را نیز تضمین کنند.

کنشگری فعالان رسانه کشور همانطور که پیشتر اشاره شد حتی به اصلاح وضعیت نابسامان و رانتی نحوه توزیع یارانه و آگهی و کاغذ انجامید و الان رویکرد شفاف تری در این حوزه وجود دارد.

اینکه آیا روندهای اشتباه و فسادزا در ارتباط با حیات سیاسی و اقتصادی رسانه ها منحصر به کشور ماست باید بگویم چنین نیست و در همه جای دنیا به هر حال با توجه به اینکه رسانه یکی از ابزارهای قدرت است، معمولا روندهای فسادزایی در این ارتباط شکل گرفته و روزنامه نگاری را در مناطق مختلف جهان تحت تاثیر قرار داده است و فقط اشکال فساد ممکن است متفاوت باشد.

بایدها و نبایدها

در مورد نوع تبلیغ باید گفت که تبلیغی که برای جامعه و تک تک افراد آن و محیط زیست بشر مضر نباشد را می توان تبلیغ خوب دانست  زیرا در نتیجه انتشار آن هم حیات رسانه ها تضمین می شود و هم جامعه و مردم منتفع می شوند.

تبلیغ مفید یک طرفه نیست و قصد فریب و اغوای مخاطب را ندارد و راست و دروغ را کنار هم قرار نمی دهد تا موضوعی را پنهان یا تحریف کند.

سوال دیگر این است که آیا رسانه ها باید دنبال تبلیغ مناسب و خوب باشند یا اینکه تبلیغات دهنده ها باید مراعات کنند و تبلیغات مضر برای جامعه در اختیار رسانه‌ها قرار ندهند.

هر دو طرف در این باره مسئول هستند و رسانه ها نمی توانند ادعا کنند که ما مجبوریم برای ادامه حیات به هر قیمتی تبلیغ بگیریم و در عین حال تبلیغ دهندگان نیز نباید از وابستگی رسانه‌ها به تبلیغ سوءاستفاده کنند.

البته مسئولیت رسانه ها در این حوزه بیشتر است و باید با اخلاق مداری از گرفتن این نوع تبلیغات چه نوع از نوع سیاسی و چه از نوع اقتصادیش پرهیز کنند زیرا صاحبان قدرت و ثروت کمتر از افراد معمولی جامعه به اخلاق پایبند هستند و در نتیجه تمایل دارند تا همه نهادها از جمله رسانه را ابزار توسعه قدرت و ثروت خود کنند.

سئوال دیگری که در حوزه ارتباط رسانه و تبلیغات مطرح می شود این است که آیا تبلیغات سیاسی بیشتر برای جامعه مضر هستند یا تبلیغات اقتصادی.

رسانه ها بیش از همه باید مراقب تبلیغات سیاسی باشند زیرا در حوزه تبلیغات اقتصادی، معمولاً مخاطب تبلیغ بودن موضوع را هم مدیر رسانه و هم مخاطب حس می کند ولی متاسفانه در مورد تبلیغات سیاسی به خاطر پنهان بودن اهداف و آلوده بودن آن به دروغ و خلاف واقع تبلیغی بودن موضوع را مخاطب و حتی گاهی وقت ها مدیر رسانه درک نمی کند.

بسیاری از انحرافات تاریخی اجتماعات انسانی در نتیجه تبلیغات سیاسی منحرف کننده رخ داده که جنگ جهانی دوم و اقداماتی که گوبلز مشاور تبلیغاتی هیتلر انجام داد از همین نوع است و هم اکنون هم در جای جای جهان شاهد هستیم که چگونه اجتماعات انسانی قربانی تبلیغات مختلف سیاسی می شوند و سیاسیون گاهی به نام آزادی و دموکراسی و گاهی هم به نام مذهب و ملیت چگونه منازعات را دامن می زنند تا قدرت خود را حفظ یا گسترش دهند.

در واقع، گروه‌های سیاسی برای رسیدن به مقاصدشان از قبیل رای آوری یا از قبیل یارگیری در میان مردم یا هر هدف دیگری معمولا به تبلیغ سیاسی روی می آورند و رسانه ها و مدیران آنها باید بیش از هر چیز مراقب باشند تا در دام سیاستمداران قدرت طلب نیافتند و ابزار دست آنها نشوند.

سئوال دیگر به دولت مربوط می شود که دولت و نهاد حاکمیت چه وظیفه ای در قبال رسانه ها و ادامه حیاتشان دارد؟

در برخی کشورها مثل کشورهای دارای سیستم اقتصادی بازار آزاد و سیستم لیبرال دموکراسی که اصطلاحا دولت حداقلی حاکم است دولت کمترین نقش را در حمایت از رسانه ها و در عین حال توبیخ یا تنبیه رسانه ها دارد و رسانه ها از بخش خصوصی آگهی و تبلیغ می گیرند و معمولا هم بخش خصوصی از رسانه ها شکایت می کند و در بیشتر موارد هم رسانه ها از دولت مجوز نمی گیرند.

در کشور ما که یک کشور دارای دولت حداکثری است و باوجود تلاش هایی که شده دولت کماکان در بیشتر حوزه ها مجبور به مداخله است، رسانه ها باید هم مجوز انتشار بگیرند و هم اینکه آگهی ها دولتی از طریق سامانه های وزارت ارشاد بین صاحبان رسانه توزیع می شود.

رسانه ها در ایران در حوزه جذب آگهی و حتی گرفتن کاغذ برای چاپ به دولت و به طور خاص وزارت ارشاد وابسته هستند بنابراین رابطه محکمی از لحاظ تبلیغی بین دولت و رسانه در ایران وجود دارد و رسانه ها معمولا یا مستقیما به بخشی از دستگاه دولت و حکومت وابسته هستند و یا اینکه غیرمستقیم از بخش های دولتی یارانه تبلیغ و آگهی می گیرند.

یکی از بزرگترین آسیب ها به روزنامه نگاری ما پندار غلطی است که در میان اصحاب رسانه وجود دارد و آن این است که نقد و نقادی را با فحاشی به ویژه فحاشی نسبت به حکومت و دولت اشتباه گرفته اند و همین موضوع سبب شده نه تنها فعالیت خود آنها محدود شود بلکه کلا دیدی منفی در حاکمیت و دولت نسبت به اصحاب رسانه بوجود آید و آنها را نیروهایی هرج و مرج طلب و هتاک بشناسد.

رسانه های ما زمانی می توانند بر نهادهای حکومتی و دولتی مسلط شوند که با این نهادها تعامل مثبتی برقرار کنند و تا زمانی که اعتماد متقابل بین نهادهای حاکمیتی و دولتی و رسانه ها به وجود نیامده است نمی توان انتظار داشت که رسانه ها بتوانند حیات سیاسی اقتصادی خود را تضمین کنند.

اصحاب رسانه ما تا وقتی که سیاسی هستند و سیاسی فکر می کنند بعید است بتوانند به مسائل صنفی خود فکر کنند و وقتی که جمعی خود به فکر خود نیستند نباید انتظار داشته باشند که شخص دیگری به فکر آنها باشد بنابراین اولین حرکت اصلاح گرانه برای حل مساله وابستگی رسانه ها باید توسط خود آنها شروع شود و آنها باید بر حل مسائل صنفی خود متمرکز شوند که اگر این موضوع حل شد راه برای نقد سیاسی و دیگر انواع نقد و به چالش کشیدن حاکمان و دولتیان باز خواهد شد.

چشم انداز

برای فسادزدایی، ایجاد سازوکارهای شفاف و کاهش وابستگی رسانه ها لازم است اصحاب رسانه فعالانه برای ایجاد یک نظام رسانه ای مستقل و غیرسیاسی تلاش کنند تا همانطور که پزشکان یا وکلا می توانند از حقوق خود دفاع کنند، اصحاب رسانه ها نیز بتوانند این کار را با اتحاد و همدلی انجام دهند.

هرچند سندیکاها و انجمن های زیادی مثل انجمن روزنامه نگاران مسلمان یا انجمن روزنامه نگاران ایران یا انجمن مدیران رسانه و غیره وجود دارد اما متاسفانه به خاطر محفلی و سیاسی بودن این مجموعه ها نتوانسته اند به استقلال بیشتر رسانه ها کمک کنند و رسانه ها نیازمند یک نهاد غیرسیاسی و غیرمحفلی قوی هستند که بتواند همه رسانه ها و همه روزنامه نگاران از طیف های سیاسی مختلف را زیر چتر حمایتی خود قرار دهد.

یک سازمان نظام رسانه ای می تواند مباحثی مثل بیمه روزنامه نگاران، توقیف رسانه ها و شکایت از آنها و تامین ضروریات حیات سیاسی-اقتصادی آنها را پیگیری کند تا اصحاب رسانه مجبور نباشند به نهادهای دولتی و حکومتی یا اشخاص حقیقی و حقوقی وابسته باشند و در نتیجه از یکی از وظایف خود یعنی نقد نهادها کوتاه بیایند.

رسانه زمانه می تواند به عنوان رکن چهارم دموکراسی ایفای نقش کند که قدرتمند باشد. در غیر این صورت رسانه به ابزار تبلیغی روابط عمومی های نهادهای بخش دولتی و خصوصی تبدیل خواهد شد و آنچه مردم همه جا می خوانند و می بینند همه تبلیغ است و تبلیغ است و تبلیغ.

«پایگاه خبری گیتی‌آنلاین درباره صحت یا رد ادعاها قضاوتی ندارد و مسئولیتی نمی‌پذیرد»
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: