پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      پایگاه خبری گیتی آنلاین نمایندگی استانی می‌پذیرد  09191910422       پایگاه خبری گیتی آنلاین خبرنگار می‌پذیرد  09191910422       
کد خبر: ۳۷۴۶۳
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۸:۳۹
گزارشی از روند رو به رشد معضلات اجتماعی زنان ؛
گیتی آنلاین - کرمانشاه - وجود انبوه زنان خیابانی در کرمانشاه در محلات ، معابر و پارکهایی مانند محلاتی که اکثرا در حاشیه شهر قرار دارند و حتی برخی مناطق مرفه نشین و پارکهای بزرگ شهر نشانگر گستردگی فقر مالی و معنوی در جامعه است که، نه تنها امروز جامعه ی ما را به تباهی کشانده است، بلکه، در آینده جامعه ی ما را با عوارض روحی، روانی و بیماری های جنسی ناشی از آن مواجه خواهد ساخت...
محمد حقیقی راد - بی شک یکی از مهمترین معضل های اجتماعی در کرمانشاه امروزی، فساد، فحشاء و اعتیاد است. ابعاد فساد  به خاطر گسترش فقر، بیکاری ناشی از گرانی،تورم و شیوع ویروس منحوس کرونا، نبود چشم اندازی روشن و سرخوردگی ناشی از آن به حدی است که، دست اندرکاران امور و مسئولین استان کرمانشاه نه تنها قادر به ارائه ی آماری دقیق، از بیکاران، معتادان، تن فروشان و غیر نیستند بلکه نا توان از ارائه ی طرح و راه حلی مناسب برای از بین بردن این معضلات اجتماعی هستند. آنان با استناد به قوانین مجمل و پر از نواقص، به ایجاد و گسترش تبعیض جنسی دست زده و شهروندان را به شهروند درجه ی یک و دو تقسیم کرده اند که این امر نقش مهی در باز تولید فساد درجامعه دارد. 
وجود انبوه زنان خیابانی در کرمانشاه در محلات ، معابر و پارکهایی  مانند محلاتی که اکثرا در حاشیه شهر قرار دارند و حتی برخی مناطق مرفه نشین و پارکهای بزرگ شهر  نشانگر گستردگی فقر مالی و معنوی در جامعه  است که، نه تنها امروز جامعه ی ما را به تباهی کشانده است، بلکه، در آینده جامعه ی ما را با عوارض روحی، روانی و بیماری های جنسی ناشی از آن مواجه خواهد ساخت
 چندی پیش با یکی از انجمن های خیریه راهی مناطق پر درد کرمانشاه برای کمک رسانی و ترویج فرهنگ حقوق شهروندی شدیم اما با صحنه هایی مواجه شدیم که کلمه ی درد و رنج برای آن خیلی کوچک بود و ما را بر آن داشت که گوشه ای از دردهای زنان خیابانی کرمانشاه را بازگو کنیم
سپیده، دختر بیست و پنج ساله ای است که به خاطر، بیکاری و بیماری پدرش به گردابی گرفتار آمده که، به قول خودش، آغاز کارش را بیاد می آورد ولی هنوز برایش قابل تصور نیست که چگونه به یک زن جوان "تن فروش" تبدیل شده است. سپیده چگونگی دست زدن به تن فروشی اش را به این گونه توضیح می دهد:
من پیش از این کار در بازار، بساط فروش لباس زیر و بدلی جات داشتم. ولی سر یک اتفاق ساده، کلیه ی اجناسم را مامورین شهرداری ضبط کردند. فردای آن روز از خودروی شاسی بلندی در ابتدای چهارده نوبهار پیاده شدم. در ازای شش-هفت دقیقه کار جنسی، هفتاد هزار تومان از مالک خودرو گرفته و در کمال احترام و آرامش از ماشین پیاده شدم. تازه لوندی هم نکرده وگر نه می توانستم بیشتر هم دریافت کنم. بار دیگر، در آنسوی جاده سنندج، درست سر جاده" از یک کامیون پیاده شدم. این بار پنجاه هزار تومان به همراه شماره ی تلفنی دریافت کردم و گفت: هر وقت خودت تمایل داشتی زنگ بزن در خدمتم.
 او در ادامه می گوید: چندی پیش که به پارک لاله فردوسی آمدم، دقیقآ با کسی مواجه شدم که از ماشینش پیاده شده بودم. این شخص به همراه همسر و فرزندش، لابُد به قصد تفریح به این محل آمده بود، من از سر شیطنت، پشت سرش به راه افتادم. ناگهان چشمش به من افتاد، با چهره ای دگرگون گشته که ترس و التماس از آن موج می زد، به من رو کرده و در حالی که "تراولی" صد هزار تومانی را در دستش داشت با ترس و اشاره گفت: خانم، ببخشید، شما از اینجا عبور کردید و این از کیف شما افتاد. بعد هم با صدائی آرام گفت: تو را به جان هرکسی که دوست داری، دنبال من دیگه نیا! زنم اگر اینبار شک کند، کُل زندگیم بر باد خواهد رفت. تورو به خدا طوری وانمود کن که مرا نمی شناسی! پول را پیش خودم نگه داشته ام که بهش پس بدهم. او در همین جاده سنندج تردد می کند. از گلویم پائین نمی رود. اما این حجم حقارت و بدبختی و این همه تمایل با دیگری بودن به صورتی ناسالم را هم درک نمی کنم. روز قبلش از من می خواست که به خانه ای که دارد بروم، اما آن روز التماس کنان از من می خواست که زندگی اش را به هم نریزم. سپیده در مورد یکی دیگر از مشتریانش می گوید: مرد پولداری است که در ماشینش "شیشه" می کشد و در هنگام کار با مشت و دسته کلیدش به جان زنان افتاده بر سر و صورت آنان می کوبد.
یکی دیگر از این زنان تن فروش، در مورد کارش چنین می گوید: که پس از جدائی از همسرش و فشار های مالی، ناچار به انجام این کار شده است. او پیش از دست زدن به این کار، در یکی از شرکت های، خدماتی معتبر کار می کرده است.  اما، ناگهان ورق بر گشته و شرکت ناچار به تعدیل نیروی کار شده و در نتیجه وی بیکار شده است. او معتقد است که بسیاری از اینگونه زنان، عمل خود را تن فروشی نمی بینند. او می گوید: کار ما بدتر از آن است که تصورش را بکنی. تو سکوت می کنی و با بیماری روانی سر و کار داری که تمام تلاشش این است، تا در اتومبیلش، همه ی کارهای مورد پسند و علاقه اش را با تو انجام دهد. و برای این کار به هر در و دیواری می زند تا نهایت لذتش را ببرد و در این وضعیت چنان خوی و خصلت بیمار خود را به نمایش می گذارد که کار از تعجب هم می گذرد. طبیعی است که ادعا کنم که، این گونه رفتار ها، از تن فروشی اثر مخرب تری دارند. ما در واقع تن فروشی کرده و در عین حال

بیماران روانی را نیز ویزیت می کنیم.
بسیاری از روانشناسان و منتقدان اجتماعی، عامل عمده ی تن فروشی را به درستی فقر مالی می دانند. طبق آمار، تنها کمتر از یک درصد از زنان تن فروش از کار خود لذت می برند. این افراد در زمُره ی بیماران جنسی قرار دارند که نیازمند روان کاوی و روان درمانی اند. عامل دیگر تن فروشی، که ریشه در تاریخ بشر دارد فقر معنوی مردانی است که دارای فرهنگ مرد سالارانه اند که زن را به عنوان "شیء" جهت لذت و کامیابی خود می بینند. در جوامعی که تفکر پدرسالاری در آن حاکم است ، به خاطر موقعیت برتر مرد از توان مالی، موقعیت اجتماعی و شغلی خویش، چه در خانواده و چه در محل کار و جامعه، عمدتآ امکان فراهم آوردن استثمار جنسی و جسمی زنان فراهم می آید. این امر به طور طبیعی منجر به باز تولید چرخه ی تن فروشی در جامعه می گردد. در جوامع سرمایه داری، مافیای تجارت جنسی، سعی می کند تا آنجا که ممکن است، تن فروشی را همچون دیگر مشاغل در جامعه جلوه داده و جا بیندازند. تا زمانی که فقر مادی و فرهنگی در جامعه ریشه کن نشود، قطعآ تن فروشی و دیگر مفاسد اجتماعی، همچنان از معضلات جوامع بشری هستند. برای ریشه کن ساختن این معضلات اجتماعی، برای از بین بردن تبعیضات جنسی و غیره، باید بطور ریشه ای با عوامل پدید آورنده ی آن ها به مبارزه برخواست. ریشه کن ساختن فقر، ازمیان برداشتن انواع تبعیضات و از جمله تبعیضات جنسی و به همراه آن آموزش فرهنگی در جوامع می توانند در از میان برداشتن این معضلات سهمی عمده ایفاء نمایند. برای رسیدن به چنین هدفی، تک تک ما مسئول بوده و می بایست نقش خود را در حل آن نادیده نگیریم.
«پایگاه خبری گیتی‌آنلاین درباره صحت یا رد ادعاها قضاوتی ندارد و مسئولیتی نمی‌پذیرد»
نویسنده:محمد حقیقی راد
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: