پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      پایگاه خبری گیتی آنلاین نمایندگی استانی می‌پذیرد  09191910422       پایگاه خبری گیتی آنلاین خبرنگار می‌پذیرد  09191910422       
کد خبر: ۴۰۹۷۴
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۱:۴۲
گیتی آنلاین گزارش می دهد ؛
گیتی آنلاین - گروه اجتماعی - کرمانشاه - فرار نوجوانان از خانه آسیب و معضلی است که در جامعه امروز ایران و بالاخص کرماناشه روند فزاینده دارد و افزایش آمار اعتیاد نوجوانان و پایین آمدن سن کارتن‌خوابی نشان می‌دهد که حتی به مرحله هشدار هم رسیده با این وجود نهادهای متولی آسیب‌های اجتماعی همواره تلاش می‌کنند

محمد حقیقی راد - فرار را «شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و شرایط نامطلوب و یافتن اوقات فراغت بیشتر» تعریف کرده اند فرار از خانه و خانواده یکی از انوع کجروی ها و معضلات حاد اجتماعی است که نه تنها در جامعه ما، ‌بلکه در تمامی جوامع وجود دارد، به طوری که تخمین زده شده هر ساله بیش از یک میلیون جوان زیر 18 سال از خانه می گریزند و یک میلیون نفر هم خانه را ترک می کنند یا از خانه بیرون رانده می شوند. هر چند دخترها و پسرها تقریباً به طور مساوی از خانه می گریزند، ‌اما احتمال این که دخترها دستگیر شوند و با این اتهام به دادگاه ارجاع داده شوند بیشتر است. اکثر دخترانی که از خانه می گریزند، ‌مشکلاتی در محیط خانه داشته اند. اما آن ها که بیشتر از یک بار فرار می کنند، با سخت ترین مشکلات در خانه مواجه بوده اند.گریز از خانه معمولاً بعد از یک دوره طولانی مشاجره و ناسازگاری در خانه اتفاق می افتد.

سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده سالانه بیش از یک میلیون نوجوان زیر15 سال از خانه فرار می‌کنند که 75 درصد آن‌ها را دختران تشکیل می‌دهند و دختران نوجوان در جامعه سنتی و تعصبات قومی و مذهبی ایران به ویژه در کرمانشاه با محدودیت‌های زیادی روبه‌رو هستند و هر نوع عمل و رفتار آن‌ها که اقتضای سن نوجوانی است، می‌تواند به منزله زیر پا گذاشتن خطوط قرمز خانواده محسوب شود. برخی از آن‌ها از ترس اینکه توسط اعضای مذکر خانواده مثل پدر و برادر مورد خشونت قرار بگیرند یا کشته شوند، دست به فرار می‌زنند .

اختلاف‌های خانوادگی، فقر، طرد عاطفی، ازدواج اجباری، روابط عاطفی و اعتیاد والدین نیز از دیگر دلایل فرار دختران نوجوان از خانه است اما بررسی‌ها نشان داده دخترانی که خانه را ترک می‌کنند به‌طورکلی از شرایط «بدسرپرستی» رنج می‌برند. یافته‌های مطالعات درباره وضعیت دخترانی که از خانه گریختند نشان داده که بیش از 80 درصد آن‌ها در محیطی آزاردهنده و در معرض خشونت زندگی می‌کردند.

فرار نوجوانان از خانه آسیب و معضلی است که در جامعه امروز ایران و بالاخص کرماناشه روند فزاینده دارد و افزایش آمار اعتیاد نوجوانان و پایین آمدن سن کارتن‌خوابی نشان می‌دهد که حتی به مرحله هشدار هم رسیده با این وجود نهادهای متولی آسیب‌های اجتماعی همواره تلاش می‌کنند

در ماه‌های اخیر شاهد دختران 15 الی 20ساله‌ کارتن خواب که به صورت کولی وار در سطح شهر کرمانشاه در حال رفت و امد و حتی زندگی در پارکهایی همانند پارک لاله فردوسی و سایر پارکهای کرمانشاه همچون پانسیونی است برای زنذگی آنهاست که محیط نامساعد زندگی، موجب گرفتار شدن آن‌ها به اعتیاد و کارتن‌خوابی شده و در این میان برخی از آن‌ها حتی مورد تعرض نیز قرار گرفته‌اند

زندگی در کنار والد آزارگر

نوجوانی که خانه را به قصد یافتن آرامش ترک می‌کند در جامعه با مخاطراتی روبه‌رو می‌شود که مهارت‌ها و آموزش‌های لازم را برای رویارویی با آن‌ها فرانگرفته است. دختر 14 ساله‌ای اهل اسلام آباد که اینجا با نام مستعار سودابه معرفی می‌شود یکی از هزاران دختری است که با آرزوی رسیدن به محیطی امن و یافتن راهی برای استقلال از خانه فرار کرد.

سودابه یک روز از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت و حال او یک دختر فراری ست که به شیشه اعتیاد دارد و در حوالی پارک بعثت تپه فتحعلی خان زندگی می کند و وقتی از او می پرسیم که چرا از خانه امنی که داشتی فرار کردی می گوید :

محیطی که در منزل برایم فراهم شده بود غیر قابل تحمل بود. سرانجام یک روز صبح از خانه خارج شدم و در حالی که منتظر وسیله نقلیه بودم سوار خودروی پسر جوانی شدم که ظاهری آراسته داشت. او وقتی فهمید از خانه فرار کرده ام به من ابراز علاقه کرد و مرا با خود به خانه اش برد. اما در آن جا هر روز در زیرزمین خانه مرا با انبردست مورد اذیت و آزار قرار می داد.

سودابه یک خواهر شش ساله دارد و تا سال گذشته با پدر و مادرش در یک خانه زندگی می‌کردند. او و مادرش سال‌ها از سوی پدر مورد آزار و شکنجه قرار گرفته‌اند:

«با هر بهانه‌ای ما را به باد کتک و فحش می‌گرفت. به همه‌چیز سوءظن داشت. حتی به من که دخترش بودم شک داشت و بارها به همین دلیل من را تا مرز کشتن، کتک زد. یک‌بار برای درس‌هایم نیاز داشتم چیزی را دانلود کنم، مادرم با اینترنت موبایل پدرم این کار را برای من انجام داد، حجم اینترنتش تمام شد، پدرم به خاطر چنین چیزی ما را کتک زد. گلوی مادرم را گرفته بود داشت او را خفه می‌کرد این تازه یکی از کوچک‌ترین کارهای اوست. نمی‌دانم مواد مصرف می‌کرد یا بیماری روانی داشت اما زندگی را به ما تلخ کرده بود.»

وضعیتی که پدر برای سودابه در خانه ایجاد کرده بود و مشاهده رنج و سکوت مادر، سودابه نوجوان را در نهایت به‌جایی رساند که او اقدام به فرار کند:

«مطمئن بودم که اگر بمانم حتی اگر پدرم ما را زیر مشت و لگد نمی‌کشت روانی می‌شدیم. تصمیم گرفتم بروم برای خودم کار کنم تا بتوانم مادر و خواهرم را هم نجات بدهم. من می‌خواستم بروم که برای خود یک زندگی جدیدی بسازم که در آن احساس امنیت و آرامش داشته باشم. »

آزار خانگی و طرد اجتماعی

کوثر یک دختر 18 ساله است که شیشه مصرف می‌کند؛ می‌گوید:

«به همین سادگی خودم هم گرفتار همان چیزی شدن که از آن متنفر بودم. همین شیشه لعنتی من و برادرهایم را بدبخت کرد، آخرش خودم هم رفتم سراغش.»

کوثر سه برادر کوچک‌تر از خود دارد و دو بار از خانه فرار کرده، یک بار در 14 سالگی و یک بار در 16 سالگی. بار اول یک سال پس از مرگ مادرش بود که به خاطر کتک‌ها و شکنجه‌های پدر از خانه فرار کرد ولی یک ماه بعد چند نفر از اعضای فامیل پادرمیانی کردند و او به خانه بازگشت. می‌گوید:

«دلم برای خانه و کتک‌های پدرم تنگ نشده بود می‌خواستم برگردم چون می‌دانستم پدرم با نبودن من بیشتر برادرهایم را کتک می‌زند به خاطر آن‌ها برگشتم ولی همه‌چیز بدتر از قبل شده بود، با کوچک‌ترین چیزی من را کتک می‌زد به من فحش‌های زشت می‌داد. می‌گفت تو فراری و فاسد هستی. نتوانستم دوام بیاورم این بار برای همیشه فرار کردم 16 سالم بود. یک روز به خودم آمدم دیدم که گرفتار مواد شدم. مگر می‌شود در خیابان خوابید و معتاد نشد؟ هیچکس به داد من نرسید که به این روز نیفتم.»

کوثر می‌گوید بارها از فامیل کمک خواسته که او و برادرانش را از دست پدر نجات دهند اما هیچ‌کس به او توجهی نکرده و بعد از فرار هم دیگر کسی حتی جواب تلفن او را نداده است. می‌گوید:

«به دنیا آمدن در این کشور یک مشکل است و گرفتار شدن در دام یک پدر غیر عادی هم یک مشکل بزرگ‌تر.»

کوثر بارها به خودکشی فکر کرده مثل نغمه 14 ساله که توسط شوهر مادرش مورد تعرض قرار گرفت ولی وقتی این موضوع را با مادرش در میان گذاشت توصیه شد به اینکه سکوت کند چون اگر کار به شکایت بکشد آبروی خانواده گیر است. نغمه از پدرش خواست که او را بپذیرد اما زندگی با نامادری هم دشواری‌های خودش را داشت برای همین او تصمیم گرفت فرار کند اما فرار نتیجه‌ای جز نابودی برایش نداشت و حالا می‌گوید:

«تا همین الان هم که صبر کردم اشتباه بود آدم وقتی صبر می‌کند که ارزش داشته باشد.»

زینب اهل یکی از روستاهای اطراف شهرستان هرسین است که در آستانه ورود به 18 سالگی به کرمانشاه امده در یک ارایشگاه زنانه کار می کند تا همه آرزوهای خود را که بر باد رفته می بیند بازیابد چون خانواده سنتی او حتی حق تحصیل را از او گرفتند ، او می گوید :

«پدرم اصرار دارد که با برادرزاده‌اش ازدواج کنم. برای اینکه راضی به این ازدواج شوم بارها من را کتک زد. در خانه حبس شدم. هر راهی فکر کنید رفتم که پدرم دست از سر من بردارد، حتی از بزرگان فامیل کمک خواستم ولی رفتار پدرم بدتر شد.»

زینب می‌گوید از روشنایی متنفر شده و دوست ندارد با کسی معاشرت کند:

«آن‌قدر بلا سرم آمد که دیگر خودم هم دوست ندارم از خانه بیرون بروم. احساس می‌کنم همه همسایه‌ها می‌دانند که من مدام کتک می‌خورم و خجالت می‌کشم. دوست ندارم با کسی حرف بزنم و بیشتر اوقات تنها هستم.»

برچسب دختر فراری

نوجوانی، سنی است که حالات روحی و جسمی فرد دستخوش تغییرات زیادی می‌شود. هیجانات ناشی از تغییرات هورمونی و تمایل به داشتن استقلال از ویژگی‌های بارز سن نوجوانی است و در این مقطع فرد در صورتی‌که مهارت و آموزش لازم را کسب نکرده باشد مستعد اشتباه است چه رسد به اینکه رابطه سازنده با والدین و اطرافیان خود نداشته باشد و احساس ارزشمندی و امنیت او مخدوش شده باشد.

حال با این اوصاف آمارها تلخ و نگران کننده هستند. سن فرار دختران از 16 سال به 14 سال کاهش یافته و مسأله بدتر اینکه هر ساله 15 تا 20 درصد به آمار قبلی اضافه می شود. این خبرهای بد را خبرگزاری ایسنا منتشر کرده است. اما دختران جوان چرا از خانه فرار می کنند؟

طبق تحقیقاتی که مددکاران اجتماعی انجام داده اند 9/58 درصد ناسازگاری با والدین، 16 درصد اغفال، 13 درصد احساس امنیت نکردن در خانواده، 15 درصد وضعیت اقتصادی، 12/5 درصد طلاق والدین، هفت درصد گرایش به مسایل انحرافی، 12/5 درصد ازدواج های ناموفق، 12/5 درصد اعتیاد و 5/0 درصد مشکلات روانی عامل فرار دختران بوده است علاوه بر آن 90 درصد از دختران فراری اعتیاد دارند و طلاق، فقر و بیکاری والدین و خشونت های خانوادگی نیز از مهمترین علت هایی است که زمینه را برای بروز پدیده فرار از خانه فراهم می کند.

در واقع، محیط نامناسب خانواده، تناسب نداشتن اوضاع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی والدین و شیوه های تربیتی متفاوت آنها و برخوردهای ضد و نقیضی که ممکن است با فرزندانشان داشته باشند، نوجوانان را دچار تضاد می کند؛ ممکن است در این شرایط، بهترین راه را برای برون رفت و خلاصی از این محیط، فرار از خانه ببینند.

مسأله دیگر در این زمینه، پیامدهای وحشتناکی است که بعداز فرار گریبان گیر این دختران می شود. گرفتار شدن در باندهای قاچاق مواد مخدر، سرقت و فحشا، بیماری های مهلک نظیر ایدز، امکان کشته شدن به دلایل مختلف، از دست دادن آینده و بی هویتی از پیامدهای فرار دختران از خانه است. بدون شک، همه دخترانی که از خانه فرار می کنند، فرارشان ابدی نیست و برخی از آنها به خانه بازمی گردند.

نحوه برخورد خانواده ها با دخترانی که به خانه بازمی گردند، از دغدغه های دیگری است که توجه کارشناسان را به خود جلب کرده است. براساس تحقیقات مددکاران اجتماعی و بررسی های انجام شده تنها در 14 درصد موارد و پس از بازگشت فرزندان، خانواده، رفتار مناسبی با دختر فراری داشته است. تلخ ترین موضوع آنجاست که بسیاری از این افراد برای اولین بار از سوی نزدیکان خود مورد تعرض قرار می گیرند. طبق آمار ارایه شده 36 درصد دخترانی که برای بار دوم از خانه فرار می کنند از سوی اعضا خانواده مورد سوءاستفاده قرار می گیرند؛ 33 درصد تنبیه، 6 درصد به گدایی و 13 درصد به خرید و فروش مواد مخدر وارد می شوند.»

در حال حاضر در بسیاری از خانواده ها در واکنش به چنین رفتاری از سوی دختران، شاهد برخوردهای سنتی مانند برخوردهای جبری، انتظامی و محدود کردن هستیم. در حالی که شواهد آماری حکایت از آن دارد که درصد زیادی از دختران تحت این شیوه ها پس از بازگشت دوباره اقدام به فرار می کنند. بر همین اساس، کارشناسان توصیه می کنند که برای حل این مشکل و کاهش درصد فرار دختران از خانه، باید به شیوه های جدیدی تکیه کرد و نهادهای مسئول به ویژه خانواده با تکیه بر آموزش مهارت های زندگی به خانواده ها و نوجوانان، آموزش راه های تربیت نوجوانان و تربیت فرزند که منجر به هویت یابی صحیح این دختران می شود، تلاش کنند شخصیت فردی و اجتماعی دختران نوجوان رشد صحیحی داشته باشد تا از افتادن در چنین بیراهه هایی دور شوند.

حمایت اجتماعی از افراد آسیب‌پذیر پیامدهای ناگوار اتفاقاتی مثل فرار دختران نوجوان را کاهش می‌دهد اما اورژانس اجتماعی در حمایت از کودکان در معرض خطر وظایف خود را به درستی انجام نمی‌دهد

دختران نوجوان با تکیه‌بر تجربیات و شناخت اندک خود از جامعه اقدام به فرار از خانه می‌کنند و در محیط بیرون از خانه چون هیچ پشتوانه‌ای ندارند، اتفاقات ناگواری برایشان می‌افتد و معمولا گرفتار افراد و گروه‌های سودجو می‌شوند. اغلب این دختران بعد از فرار راه برگشت به خانه ندارند و از سوی خانواده‌ای که خود زمینه‌ساز فرار او بوده، طرد می‌شوند. برخی هم که امکان بازگشت به خانه را پیدا می‌کنند یا قربانی خشونت می‌شوند یا آن‌قدر تحت‌فشار قرار می‌گیرند که ممکن است بازهم اقدام به فرار یا حتی خودکشی کنند.

در جامعه ایران که فرهنگ و سنت، قدرت زیادی دارند دخترهایی که به هر دلیلی از خانه می‌گریزند برچسب «دختر فراری» به آن‌ها می‌خورد و این در حالی است که جامعه و خانواده‌ای که زمینه‌ساز فرار او شده نقش خود را در اتفاق پیش‌آمده کتمان می‌کند و یا نادیده می‌گیرد.

ریشه تصمیم اشتباه این دختران را که سلامت جسم و جان او را به خطر انداخت در رفتارهای پدر و مادر جست‌وجو کرد، مادری که دچار یک صبر زرد و فداکاری انگشت‌نماست و پدری که سوءظن شدید و اختلالات رفتاری دارد. نوجوان در چنین خانواده‌ای احساس طردشدگی می‌کند و به خاطر خشونت‌های مداوم فیزیکی و کلامی و حتی جنسی پدر احساس امنیت ندارد و به همین دلیل تصمیم نادرست می‌گیرد و تصمیم نادرست هم از مهارت نداشتن و آموزش ندیدن ناشی می‌شود.

مادری که سال‌ها در برابر خشونت سکوت کرده و پدری که تعادل ندارد، نمی‌توانند آموزشگران مناسبی برای فرزندان خود باشند و در نهایت در این زنجیره معیوب دختر نوجوان اقدام به فرار می‌کند و او که تا قبل از آن در خانواده انواع آزار را متحمل شده پس از فرار از طرف جامعه هم محکوم می‌شود به اینکه یک دختر فراری است و باز مورد آزار و خشونت قرار می‌گیرد و چه بسا طرد اجتماعی را تجربه کند.

سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که چرا کودکان و نوجوانان به خصوص دختران و زنان از خانه و خانواده خود می گریزند؟ در حالی که ثابت شده خانه تنها مکان امن و آرامی است که انسان در آن پناه می گیرد و به طور طبیعی مکانی است که باید محبت، دوستی، ‌صمیمیت و یگانگی بر فضای آن حاکم باشد. از آن جایی که وابستگی انسان ها به خانه و خانواده بسیار عمیق است، پس باید شرایط خانه به گونه ای بغرنج و تحمل ناپذیرشده باشد که عرصه بر نوجوان تنگ می شود و او کوچه و خیابان و اسکان بدون سقف را بر ماندن در منزل ترجیح می دهد. در بسیاری از موارد، ‌دختران به دلیل فساد حاکم بر محیط خانواده، به امید یافتن محیطی امن تر می گریزند؛ در حالی که توانایی کوچکترین تغییر در اوضاع زندگی خود را ندارند. آنان از این موضوع غافل هستند که به علت عدم وجود نهادهای حمایت کننده اجتماعی و ناآگاهی و بی تجربگی خود، ‌در دامی گرفتار می شوند که از آن بی خبرند و آینده آن ها را تباه می کند. این دختران در صورت بازنگشتن سریع به دامان خانواده و رها شدن در اجتماع، ‌به دلیل نبود حمایت های قانونی و عدم امکان دستیابی به مکانی امن و یافتن شغلی شرافتمندانه، با مشکلات و مصائب بی شماری رو به رو خواهند شد؛ به طوری که شانس کم تری برای بازگشت به زندگی سالم و طبیعی خواهند داشت. هم چنین در صورت عدم بازگشت به خانه، ‌بیشتر از پسران دچار تجاوزات جنسی می شوند و برای گذراندن زندگی، به کارهای غیر اخلاقی و مجرمانه دست می زنند و در نتیجه علاوه بر بزه دیدگی، به عنوان منحرف و بزهکار از نظر خانواده و جامعه طرد می شوند و با توجه به کنترل نشدن از نظر بهداشتی، ‌در اکثر موارد آن ها پس از مدتی به انواع بیماری های عفونی و مقاربتی مانند ایدز مبتلا شده و جامعه را نیز آلوده و تباه می کنند. با وجود این که سازمان بهزیستی، شهرداری، نیروی انتظامی و غیره در سال های اخیر تلاش های بسیاری را در راستای شناسایی دختران فراری و حمایت از آنان و بازگرداندن فراری و حمایت از آنان و بازگرداندن به خانواده هایشان انجام داده اند‌، گاهی نحوه برخورد با این دختران که به صورت دستگیری و تحویل آنان به مقامات قضایی یا زندان است خود سبب تباهی و فساد آن ها می شود. علاوه بر این، ‌بار مالی سنگینی برای شناسایی و تحویل دختران به مقامات قضایی و نگهداری و تحویل آنان به خانواده هایشان بر دوش جامعه و دولت تحمیل می شود. به دلیل این که دختران به عنوان مادران نسل آینده نقش بسیار مهمی در تأثیر گذاری بر رفتار فرزندان خود دارند، فرار آن ها را نه به صرف ترک خانه یا نوعی عصیان و سرکشی، بلکه به عنوان نخستین گام به سوی انحراف و کجرفتاری و تأثیری که در سوء رفتارهای بزهکارانه در آینده دارد باید مورد توجه قرار داد. لذا با توجه به این که گریز از خانه به ندرت مشکل دختران جوان را حل می کند و اغلب نه تنها آنها را به خواسته ها و آرزوهایشان نمی رساند، ‌بلکه آن چه را نیز داشته اند بر باد می دهد و با توجه به این که فساد و تباهی دختران عامل ناپایداری خانواده یعنی رکن و پایه اساسی اجتماع می باشد، از این رو انجام دادن مطالعات علمی در ابعاد گوناگون و یافتن راهی برای پیشگیری از این معضل ضروری محسوب می شود. اگر چه بزرگ سالان نیز خانه را ترک می کنند؛ اما فرار و ترک خانه بیشتر برای کودکان و نوجوانان به کار می رود. فراری ها از الگوی سنی خاصی برخوردارند. پلیس تخمین می زند که شروع فرار برای پسران و دختران حدود 12 سالگی است و در 14 تا 15 سالگی به اوج می رسد. با وجود این که دختران معمولاً بیشتر مستعد بازگشت هستند، اما مدت بیشتری از خانه غیبت می کنند. نکته دیگر این که هر چه سن فراری ها بیشتر باشد، ‌مدت دور بودن آن ها از خانه بیشتر می شود. چون دختران سریع تر بالغ می شوند و می توانند سریع تر خودکفا شوند، مدت فرار آن ها طولانی تر است .برخی از این دختران با پشت سر گذاشتن دوران کودکی، ‌شروع به طرد آنانی می کنند که تا آن هنگام مورد پرستش او بودند؛ یعنی خانواده و الگوهای مورد تقلید. آن ها به آن چه که والدین دوست دارند پشت پا می زنند و از این طریق می خواهند استقلال خود را نشان دهند. گاهی نسبت به والدین خود ترحم و شفقت نشان می دهند؛ اما گاهی اوقات هم با عصیانگری علیه عقاید، ارزش های اخلاقی و سنن قد علم می کنند و از منزل فرار می کنند. به هر حال، فرار از خانه بیشتر در مورد دختران بی تجربه اتفاق می افتد. آن ها با فرار از خانه برای والدینشان فشار روحی شدیدی ایجاد می کنند و آشنایان و همسایگان را به این اندیشه وا می دارند که پدر و مادرشان با آن ها بدرفتاری کرده اند و همین احساس، عامل سکون آن هاست. دختران فراری با این عمل می خواهند از خانواده خود انتقام بگیرند. این قبیل دختران اغلب ثبات روحی ندارند و خانواده هایشان نیز دارای وضع روحی آشفته و مغشوشی هستند

بسیاری از دختران فراری که در خیابان ها پرسه می زنند، اغلب برای بقاء و خلاف میل خود مرتکب اعمال خلاف می شوند و با این که از برچسب فراری و بزهکار متنفرند، ‌اما به دلیل عدم پذیرش خانواده و اجتماع، ناگزیر در اَعمال خلاف قانون و اخلاق غوطه ور می مانند.این گونه دختران بیشتر در پارک های کرمانشاه از قبیل: پارک لاله فردوسی، دانشجو شهرک معلم، بعثت محله تپه فتحعلی خان و ... به سر می برند و لباس پوشیدن، ‌آرایش، زبان، شیوه زندگی و به طور کلی خرده فرهنگ ویژه خود را دارند. بسیاری از این دختران از شهرستان های اطراف به کرمانشاه گریخته اند.

آن ها در حالی که باید بهترین سال های زندگی خود را در کانون خانواده و پشت نیمکت های مدرسه یا دانشگاه برای سازندگی جامعه، شکوفایی استعدادهای خود و ساختن زندگی خوب و شاد برای آینده بگذرانند، به دلایلی که اغلب واهی هستند فرار می کنند و سرانجام از زندان، ندامتگاه، مراکز بازپروری، کانون های اصلاح و تربیت و مراکز نگهداری افراد فراری سر در می آورند. به هر تقدیر این کجرفتاری، امروزه به عنوان معضلی اجتماعی گریبانگیر جامعه و بسیاری از خانواه ها و جوانان و نوجوانان شده است. جوانانی که به خاطر خامی و بی تجربگی خود یا به خاطر سهل انگاری والدین و مسئولان به راهی کشیده می شوند که سرانجام جز تباهی و ویرانی نخواهد داشت. اما آن چه در خور توجه می باشد این است که افرادی که از منزل فرار می کنند به خصوص دختران و زنان فراری، ‌انسان هستند و باید از حقوق انسانی و احترامی که جامعه برای نوع بشر قائل است برخوردار باشند و چون انسان هستند قابل اصلاح می باشند و حق دارند از کلیه امکاناتی که اجتماع می تواند در اختیارشان قرار دهد برخوردار باشند. حتی می توان گفت که آن ها نیاز بیشتری به محب و حمایت دارند

یکی از مهم‌ترین کارهایی که نهادهایی مثل بهزیستی موظف هستند انجام دهند، حمایت از کودکان در معرض خطر و دور نگه‌داشتن آن‌ها از خانه‌ای است که شرایط ناایمن را برای کودکان ایجاد کرده اما در ایران و بویژه کرمانشاه پلیس و بهزیستی پس از دستگیری دختران نوجوان، آن‌ها را تحویل خانواده‌ها می‌دهند ممکن است چند جلسه مشاوره و روانشناسی هم برای آن‌ها ترتیب دهند اما در نهایت کودک بدون هیچ حامی و پناهی دوباره به محیط آزاردهنده قبلی بازمی‌گردد و هیچ نظارتی هم بر وضعیت او وجود ندارد و این درحالی‌که است شرایط آزاردهنده نه تنها اصلاح نشده که افزایش هم پیدا کرده. رومینا اشرفی و شکیبا بختیار دختران نوجوانی که توسط پدرشان به قتل رسیدند چاره ای جز مرگ و فرار پیش رویشان نبود یا باید همچون دختران فراری تن به خفت فرار بدهند یا به تیغ پدرانه جان سپارند.

دختران نوجوان زیادی ممکن است در شرایط مشابه با شکیبا و رومینا قرار داشته باشند اما این وظیفه نهادهای حمایتی و قانونی است که کودکان در معرض خطر را تا رسیدن به شرایط قابل‌اطمینان و امن مراقبت کنند و حمایت اجتماعی از افراد آسیب‌پذیر پیامدهای ناگوار اتفاقاتی مثل فرار دختران نوجوان را کاهش می‌دهد اما با وجود ادعای مسئولان بهزیستی، اورژانس اجتماعی در حمایت از کودکان در معرض خطر وظایف خود را به درستی انجام نمی‌دهد. درحالی‌که مداخله به‌موقع سازمان‌های حمایتی مسئول و مدافعان حقوق کودک، سلب صلاحیت از والدین آزارگر و سپردن کودک به محیطی امن تنها راه نجات آن‌ها از آسیب‌هایی مثل فرار و خودکشی است.

به منظور پیشگیری از فرار کودکان و نوجوانان، مسئولان باید با وسایل گوناگون و استفاده از شیوه های مختلف اعم از: مشاوره و راهنمایی و استفاده از وسایل تبلیغاتی مانند: فیلم و پوستر یا نمایش از طریق تلویزیون و مطبوعات، ‌خانواده ها را با علایمی که نشان دهنده تصمیم با اندیشه فرار در ذهن کودک و نوجوان است آشنا کنند و آن ها را در مورد اقداماتی که باید پس از فرار کودک یا نوجوان انجام دهند و هم چنین ابراز واکنش های درست و عاقلانه پس از بازگرداندن کودک به خانه که موجب سازگاری کودک و رفع سوءتفاهمات و مشکلات وی در ارتباط با خانواده یا اشخاص دیگر می شود راهنمایی کنند. برخی از این اقدامات عبارتند از:

*آموزش مهارت های اجتماعی به نوجوانان و به خصوص در معرض آسیب می تواند مهم ترین عامل در پیشگیری از فرار باشد.

*آموزش صحیح و غیر مستقیم از طریق رسانه ها و به ویژه تلویزیون که می تواند نشانگر بازنمایی مشکلات پس از فرار و آگاهی والدین و نوجوانان باشد

*آموزش فرزند پروری به والدین با هدف افزایش علاقه و سازگاری خانوادگی؛ که به کاهش تمایلات درونی به سوء استفاده جنسی و هم چنین خشونت های خانوادگی خواهد انجامید.

*حمایت مالی از خانواده های آسیب پذیر و نظارت بر خانواده های بی سرپرست یا بد سرپرست.

*تشکیل مراکز خدمات اجتماعی به منظور حمایت از والدین و نوجوانان به عنوان بخشی از ابتکارهای دوران مدرسه.

*ارایه خدمات و امکانات آموزشی، بهداشتی، رفاهی و تفریحی به عموم مردم به خصوص روستاییان به منظور پیشگیری از مهاجرت آن ها.

*بسیج همگانی برای رفع یا کاهش جهل و نادانی و بی سوادی.

*از بین بردن زمینه های جرم هم چون: فقر، محرومیت از تحصیل و نحوه گذراندن اوقات فراغت

*نیازهای اولیه دختران جوان عبارت است از: خانه، شغل و خدمات پزشکی که باید هر چه سریع تر برای این نیازها پاسخی پیدا کرد.

*ارایه برنامه های حرفه آموزی برای دختران جوان به منظور دستیابی به یک شغل شرافتمندانه.

*ارایه مشاوره های گروهی با روش های متنوع.

*ایجاد خانه و خوابگاه دسته جمعی به طور موقت یا طولانی مدت برای دخترانی که نمی توانند به خانه بازگردند.

*بهره گیری از برنامه های آموزشی و مداخله ای در راستای افزایش راهبردهای مسئله مدار از جمله راهبرد جلب حمایت اجتماعی و هم چنین آموزش سبک اِسنادی خوش بینانه.

*دختران در مدارس و آموزشگاه ها آموزش ببینند تا بتوانند مشکلات خود را به طور معقول حل کنند.

*سازمان های غیر دولتی در جهت حمایت و راهنمایی این دختران سریعاً تشکیل و تقویت شوند.

*ضوابط و قوانینی در دستگاه های دولتی از جمله بهزیستی، آموزش و پرورش و دادگاه ها حاکم شود تا با والدین و اعضای متخلف خانواده به گونه ای برخورد شود که کمتر اسباب فرار دختران از خانه فراهم شود.

*امکانات رفاهی، ورزشی و تفریحی مناسب برای این افراد فراهم شود.

*در صورتی که دختری تصمیم به فرار گرفت باید مراکزی جهت راهنمایی، نگهداری و حمایت های لازم برای این افراد مهیا باشد تا فرار آن ها موجب آسیب های بعدی نشود.

*با کسانی که به حریم این دختران تجاوز می کنند یا از آن ها سوء استفاده می کنند به شدت برخورد شود.

*دستگاهی مسئولیت بازگشت این دختران به خانواده را به عهده بگیرد و سعی شود زمینه بازگشت آن ها فراهم شود

برخی از نکاتی نیز که باید والدین برای پیشگیری از فرار دخترانشان از خانه به آن توجه کنند عبارتند از:

*باید بتوانند رابطه خوب و عاطفی با فرزندان خود برقرار ساخته و اعتماد فرزندان خود را جلب کنند تا جایی که فرزندان قبل از این که به عنوان پدر و مادر بخواهند از والدین راهنمایی بگیرند به عنوان یک دوست جویای نظرات آن ها باشند.

* به فرزندان خود استقلال و آزادی انجام فعالیت های منطقی را بدهند و ساختار تربیتی و اخلاقی فرزندان خود را در جوّی عاطفی و همراه با آزادی اجتماعی و قاطعیت منطقی پی ریزی کنند. آن ها باید به فرزندان اجازه دهند تا به صورت مستقل در امور مربوط به خود تصمیم بگیرند و در صورت نیاز، غیر مستقیم بر کارهای او نظارت داشته باشند و جلوی اشتباهاتش را بگیرند.

*والدین باید به فرزندان خود به یک اندازه توجه کنند و ارتباط عاطفی و اجتماعی با فرزندان خود برقرار کرده و به وضعیت روحی و روانی فرزندان خود به صورت اصولی بپردازند تا باعث از بین رفتن و جلوگیری از حس انتقام جویی در فرزندان خود شوند. هم چنین در آن ها روحیه دوست داشتن و رعایت اصول مذهبی به عنوان مهاری درونی برای کنترل اجتماعی و زنده کردن وجدان و طلب زندگی شرافتمندانه را ایجاد کنند.

*اگر در محیط خانه والدین دچار اعتیاد هستند، باید نسبت به درمان و یا ترک اعتیاد خود اقدام کنند.

*والدین باید به جای درگیری و کشمکش در محیط خانه، به حل مشکلات خود بپردازند و یا این که اگر در فرزندان خود مشکلات رفتاری مشاهده می کنند سعی کنند تا با افرادی که در این زمینه تخصص دارند مشورت کرده و بهترین راه حل را برای درمان فرزندان خود انتخاب کنند.

کلام آخر

بعنوان سخن پایانی باید گفت که نهادهای مسئول به جای بازگرداندن کودک به دامن خانواده خشونت‌گر باید عواملی را که باعث شده او به تنگنا بیفتد و از خانه بگریزد شناسایی کنند. اگر خانواده‌ای، فرزند خود را تحت‌فشار گذاشته یا به او آسیب وارد می‌کند وظیفه نهادهای قانونی است که از کودک حمایت کنند. گاهی لازم است، کودک از والدین خشونت‌گر جدا شود همچنین باید متذکر شد که برای نجات دختران از قرار گرفتن در شرایط پرخطر باید سیاست‌های پیشگیرانه تقویت شوند و توصیه می شود به خانواده‌هایی که دختر نوجوان دارند که شنونده حرف‌های فرزند خود باشند، مطالبات آن‌ها را بشنوند و از تحقیر و سرزنش فرزند نوجوان خود دست بردارند و در آخر به شهروندان، خویشاوندان، همسایه و معلمان و در کل کرمانشاهیان در برابر خشونت سکوت نکنند. سکوت ما در برابر خشونت نه‌تنها باعث کاهش آن نمی‌شود که شدت آن را زیادتر هم می‌کند. اگر می‌بینیم در اطراف ما فردی دچار خشونت شده با کمک گرفتن از یک مشاور مداخله کنیم فکر نکنیم در صورت مداخله به سرکشی در زندگی دیگران متهم می‌شویم برعکس باید دانش و آگاهی خودمان را بالا ببریم که بتوانیم درست مداخله کنیم و فرد آزاردیده را از خطر نجات دهیم.



گزارش : محمد حقیقی راد
سردبیر خبر: سید محمد موسوی
«پایگاه خبری گیتی‌آنلاین درباره صحت یا رد ادعاها قضاوتی ندارد و مسئولیتی نمی‌پذیرد»
نویسنده:محمد حقیقی راد
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: