پذیرش آگهی و تبادل خدمات با کانال های و سایت های دیگر 09191910422      پایگاه خبری گیتی آنلاین نمایندگی استانی می‌پذیرد  09191910422       پایگاه خبری گیتی آنلاین خبرنگار می‌پذیرد  09191910422       
کد خبر: ۴۳۳۷۰
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۴۰۰ - ۲۰:۴۱
یادداشتی بر فیلم سینمایی "قهرمان" اصغر فرهادی؛
در "قهرمان"، رحیم سلطانی از زمان درز کردن خبر تحویل سکه ها به صاحب اصلی تا هنگام مرافعه با آقای طاهری، از سوی مردم عادی در نتیجه کینه شاکی خصوصی و دخترش، مسئولان زندان، فرمانداری، شایعه ها و رسانه ها مورد مواخذه قرار می گیرد و دقیقه به دقیقه، پیچش های داستانی و برگه های برنده فیلمساز برای منطقی نمایی سوء ظن ها او را در منگنه می گذارند به طوری که می توان گفت در تمام اثر، عمل قهرمانانه "رحیم سلطانی" مذمت می شود تا سازنده اثر، بتواند دوگانه همیشگی بین قضاوت درست و قضاوت غلط و بین شک و یقین را در فیلمی دیگر به نمایش بگذارد بدون توجه به اینکه اینجا، "فروشنده" و دوگانه بین انتقام و بخشش یک خطاکار نیست بلکه پای یک قهرمان در میان است؛ قهرمانی که مثل اصغر فرهادی، فکر حساب و کتاب نیست همانند مردمی که پس از مطالعه خبر عمل قهرمانانه رحیم سلطانی، ورق زدند و به صفحه دیگری رفتند تا با گشت و گذار در شبکه های اجتماعی، روزمرگی را بگذرانند.

به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، اکران فیلم سینمایی "قهرمان" به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی از صبح روز چهارشنبه، 7 آبان ماه 1400 آغاز و با نقدهای متناقضی از سوی منتقدان و اهالی رسانه مواجه شده است بدین صورت که برخی از آنها، اثر را پسندیدند و بعضی دیگر، به انتقاد از اثر پرداختند.

در سطور پیش رو، به بررسی تازه ترین ساخته سینمایی اصغر فرهادی خواهیم پرداخت.

افشین هاشمی در نشست خبری فیلم سینمایی "پسران دریا" به کارگردانی مشترک افشین هاشمی و حسین قاسمی جامی در سی و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان در سالن شماره دو سینمافرهنگ تهران به نقل از ستاد خبری رویداد پیرامون ترسیم اخلاق در سینما چنین بیان کرد:" اخلاق دو بخش دارد؛ یکی آنچه در ما اتفاق می‌افتد و دیگری چیزی است که آن را نمایش می‌دهیم؛ در درام نیز همین موضوع صادق است و من دزدی را در فیلم به ترسیم کشیدم و کودک در تماشای این درام به این سوال می‌رسد که آیا دزدی کار بدی است؟ وقتی اخلاق در درام رعایت نمی‌شود، در ذهن تماشاگر دراین‌خصوص پرسش‌هایی شکل می‌گیرد."

رحیم سلطانی با بازی امیر جدیدی در سکانس افتتاحیه، پس از آزادی از زندان برای اتوبوس دست تکان می دهد که راه نیافتد و بایستد تا او سوار شود ولی راننده، به هر دلیلی، توقف نمی کند و بدین گونه، فیلمساز با رویکردی بصری، تمام اتفاقات و پیام های مستتر در اثر را در یک کنش و واکنش ساده خلاصه می کند تا مخاطبان از دقیقه نخستین دریابند که قرار است به تماشای اثری در انتقاد از عدم توجه به نیاز دیگری، گلایه از کاهش عواطف انسانی در میان مردم و مذمت عدم یاری رسانی مردم به یکدیگر بنشینند.

سکانس بعد، هنگامی است که رحیم سلطانی پس از چندین طبقه پله پیمایی روی پله های چوبی یک واحد مرمت بناهای باستانی در تخت جمشید خسته و از نفس افتاده از مسیر سخت طی شده گله می کند و با فاصله چند پلان، باید به اجبار راه رفته را برگردد تا دوگانه صعود و سقوط به نمایش درآمده باشد.

اصغر فرهادی از زمانی که بحث سکه ها به میان می آید، بنای ناسازگاری را با "قهرمان" مصنوع خودش؛ رحیم سلطانی برمی دارد بدین صورت که بتواند با دخالت یک شخص سومِ پنهان نگه داشته شده از نظر دیگران در بخش نخست روایت با نام "فرخنده"، برای موضوع اتهام دروغگویی واردشده به زندانی در حال گذرانِ مرخصی دست به مقدمه چینی بزند؛ مقدمه ای که با توجه به استفاده از فرخنده در مقام شاهد در فرمانداری زائد می نماید و امکان حذف دارد زیرا حضور وی به عنوان "شاهد"، به تنهایی عملی بحران زا در روایت به شمار می رود و همچنین، به عملی بحران زا تبدیل می شود.

شرکت فرخنده در ماجرای سکه ها با وجود اعلام رضایت فرخنده در تنفیذ اختیار سکه ها به رحیم و همراهی او با همه ی تصمیمات متعاقب رحیم، فرخنده را در برخورد با رحیم به خنثی ای می رساند غافل از اینکه امکان استفاده مناسب و پرداخت بهتر گزاره های گفته شده وجود داشت تا حتی اتخاذ چنین تصمیمی از سوی فرخنده به بحرانی دیگر بیانجامد که در قواره ی بحران "شاهد" باشد.

علاوه بر اینکه رحیم، خودش سکه ها را پیدا می کرد، با شاکی خصوصی تا سر قرار پرداخت بدهی ها می رفت و جا می زد سپس صاحب اصلی کیف را می جُست و غیره، خللی در روند روایت اتفاق نمی افتاد هرچند فیلمساز به دنبال اماها و اگرها است تا از عمل قهرمانانه "قهرمان" رحیم سلطانی اشکال بگیرد و با چون و چرا، قهرمانی از میان مردم را در نظر همگان مخدوش سازد از اینرو، باید خاطرنشان کرد که اصغر فرهادی، هیچ گاه تلاشی در جهت نمایش قهرمانی از میان مردم نمی کند برخلاف آنچه که در روزهای اخیر، راجع به "قهرمان" می گویند.

در هنگام تماشای اثر، فیلم سینمایی "شهربانو" مریم بحرالعلومی از سینمای ایران و فیلم سینمایی "ریچارد جول" کلینت ایستوود از سینمای هالیوود، آثاری هستند که یاد آنها در اذهان تماشاگرانی زنده می شود که هر دو اثر را مشاهده کرده باشند: "شهربانو"، روایت مادری در بند است که مرخصی می گیرد تا به خانه بازگردد و درمی یابد که خانواده او، بدون حضورش اوضاع بهتری دارند و "ریچارد جول"، روایت قهرمانی بی شیله پیله است که عمل قهرمانانه وی به جهت نداشتن خصوصیات قهرمانانه مد نظر رسانه های آمریکایی، مورد سوء ظن قرار می گیرد و اثر، تقابل او به کمک یک وکیل چیره دست را با رسانه ها به تصویر می کشد تا حقانیت خودش را اثبات کند.

همانطور که در خلاصه داستان ها مشاهده کردید، ارتباطات خانوادگی و رسانه ها، موضوعاتی هستند که شخصیت های اصلی دو اثر به ترتیب به نام های: فرشته صدرعرفایی و پائول والتر هیوزِر با آنها دست و پنجه نرم می کنند و حتی در "ریچارد جول" که از لحاظ طرح داستانی با "قهرمان" شباهت قابل استنادی دارد، هیچ وقت شخصیت اصلی روبروی مردم قرار نمی گیرد بلکه با جهت گیری رسانه ها به ستیز می پردازد.

درست برعکس آنچه که در "قهرمان" قابل مشاهده است و در نخستین رویارویی با مردم مصنوعی که فیلمساز برجسته می کند و نه مردم به مثابه هنروری که به او دستمریزاد می گوید و در خفا می رود تا نوبت به مردم مصنوع مورد نظر فیلمساز برسد و طلبکاری از رحیم سلطانی را نشان بدهد انگار که رحیم، مصلح اجتماعی است.

رحیم در جایگاه یک آدم ورشکسته با وجود اماها و اگرهای عمدی قرارداده شده فیلمساز، در دشوارترین روزگار امانت داری کرده و باید به اندازه امانت داری انجام داده شده قدر ببیند و هرگز در ذهن بیننده ای نمی گنجد که چرا، رحیم سلطانی جلوی دوربین صداوسیما و در رسانه ها حرفی از ناملایمات نزد، غرق در توجه آنها به خودش پس از سالها زندگی در گمنامی شد و در مدح مسئولان زندانها یاوه بافت؟!

تماشاگران زندگی سیزیف وار رحیم سلطانی را درمی یابند و با او همذات پنداری می کنند زیرا از خودشان است و هنگامی که نوبت به فیلمساز؛ اصغر فرهادی می رسد، توقع دارند صدای مردم باشد و با در اختیارگیری تمام رسانه ها در داخل و خارج از کشور، حتی با یک اشاره کوچک درباره رنج های بی شمارشان مرهمی بر زخم های آنها باشد همانگونه که راجع به فرمان منع مسافرتی ایرانیان به آمریکا از سوی دونالد ترامپ واکنش نشان داد؛ دغدغه ای که دغدغه مردمی همچون رحیم سلطانی و حتی زندانی هم بند او و خانواده آنها نیست.

فرهادی یک آدم ورشکسته مثل رحیم سلطانی نیست که با چنین مغلطه ای بتواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی و خودش را در شمایل "رحیم سلطانی" متبلور کند و هیچکس، لب از لب به انتقاد نگشاید.

حالا، زمان بازگشت به سخنان افشین هاشمی است.

این بازیگر باسابقه تئاتر اینچنین استنتاج می کند با نمایش عملی خلاف، مخاطبان به تفکر واداشته می شوند که به خوبی و بدی عمل انجام شده بیاندیشند تا در نهایت، عمل صالح را برگزینند.

در "قهرمان"، رحیم سلطانی از زمان درز کردن خبر تحویل سکه ها به صاحب اصلی تا هنگام مرافعه با آقای طاهری، از سوی مردم عادی در نتیجه کینه شاکی خصوصی و دخترش، مسئولان زندان، فرمانداری، شایعه ها و رسانه ها مورد مواخذه قرار می گیرد و دقیقه به دقیقه، پیچش های داستانی و برگه های برنده فیلمساز برای منطقی نمایی سوء ظن ها او را در منگنه می گذارند به طوری که می توان گفت در تمام اثر، عمل قهرمانانه "رحیم سلطانی" مذمت می شود تا سازنده اثر، بتواند دوگانه همیشگی بین قضاوت درست و قضاوت غلط و بین شک و یقین را در فیلمی دیگر به نمایش بگذارد بدون توجه به اینکه اینجا، "فروشنده" و دوگانه بین انتقام و بخشش یک خطاکار نیست بلکه پای یک قهرمان در میان است؛ قهرمانی که مثل اصغر فرهادی، فکر حساب و کتاب نیست همانند مردمی که پس از مطالعه خبر عمل قهرمانانه رحیم سلطانی، ورق زدند و به صفحه دیگری رفتند تا با گشت و گذار در شبکه های اجتماعی، روزمرگی را بگذرانند.

مردمی که خبر عمل قهرمانانه رحیم را تماشا کردند، از الگوسازی و قهرمان سازی اطلاعی ندارند که دست به چنین اقداماتی بزنند در عوض نهادهای دولتی، رسانه ها و خیریه ها دست به اینگونه اعمال می یازند و وقتی خطایی رخ می دهد، همیشه اصطلاح "اعتماد مردم" به منظور "استفاده ابزاری" از واژه و خود "مردم" نجات بخش آنها می شود.

از پیامدهای ساخت "قهرمان" اینکه فیلمساز، مخاطبان را سوار اتوبوسی کرد که برای رحیم سلطانی نایستاد تا استعاره ای از عدم توجه به دیگری، گلایه از کاهش عواطف انسانی در میان مردم و مذمت عدم یاری رسانی به یکدیگر باشد.

باید به اصغر فرهادی برای چنین دستاوردی تبریک گفت که با ساخت اثرش و با مخدوش سازی چهره یک قهرمان از میان مردم، در آینده ای نه چندان دور، باعث ایجاد نگاه بدبینانه مردم به قهرمانان مردمی معرفی شده حتی در شبکه های اجتماعی و از سوی خود مردم خواهد شد.

لازم به ذکر است که می توان به جای عنوان "در مذمت عمل قهرمانانه"، از "وقتی فیلمساز حسرت یک قهرمان را به دل مردم می گذارد!" استفاده کرد زیرا فیلمساز، رحیم سلطانی را که با مشقت و با حمل سنگی قطور، سیزیف وار کنشی قهرمانانه انجام داده است، هنگامی که صعودش خاتمه می یابد، همچون خدایان سنگ را به جای اول نمی فرستد تا دوباره روز از نو، روزی از نو آغاز شود بلکه مثل نُعمان یکم در نمایشنامه "مجلس قربانی سِنِمار" بهرام بیضایی، سِنمارِ "قهرمان" را از خورنقی ساخته دست خودش به پایین پرتاب می کند تا دیگر تاب و توانی و جانی برای رحیم سلطانی نماند که صبحی دیگر، به امیدی تازه، سنگ قطور را تا به قله حمل کند.

 

 

خبرنگار گیتی آنلاین: فرزاد جمشیددانایی

«پایگاه خبری گیتی‌آنلاین درباره صحت یا رد ادعاها قضاوتی ندارد و مسئولیتی نمی‌پذیرد»
نویسنده:
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: