• امروز : یکشنبه - ۳ تیر - ۱۴۰۳
  • برابر با : Sunday - 23 June - 2024
2

چند واحد امام خمینی شناسی/من پاپ نیستم!

  • کد خبر : 43828
  • ۱۸ بهمن ۱۴۰۲ - ۱۷:۱۴
چند واحد امام خمینی شناسی/من پاپ نیستم!
بمناسبت ایام دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، با افکار و آرمانهای امام خمینی(ره)و شهدا بیشتر آشنا شویم.

یادداشت| امام خمینی در نخستین سخنرانی خود در جمع گروهی از دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران در تاریخ جمعه۲۱فروردین ۱۳۴۳ به تبیین نظریه سیاسی اسلام و نقش روحانیت در آن می پردازد و بر نقش روحانیت در سیاست همراه با دین پای می فشارد. امام عملکرد روحانیت مسیحی در کناره‌گیری از جامعه را تخطئه کرده و آن را بر خلاف روح جاری بر قوانین اسلامی می داند.

امام خمینی در ادامه سخنرانی اش می فرماید: “واللَّه اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرفى کرده ‏اند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه می گیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم؛ من پاپ نیستم که فقط روزهاى یک‌شنبه مراسمى انجام دهم و بقیه اوقات براى خودم سلطانى باشم و به امور دیگر کارى نداشته باشم.”

بدین ترتیب امام خمینی‌(ره) بر خلاف تصور شاه و رژیم پهلوی، بعد از دستگیری و تحمل مدتی زندان و تبعید، نه تنها محافظه کارتر نشده و دچار هراس از حکومت نشد؛ بلکه با توجه به تکلیف الهی خود، صریح‌تر و شجاعانه‌تر از قبل به مبارزه با  حرکات خلاف دین رژیم ستمشاهی پرداخت. محمدرضا شاه پهلوی که با تربیتی غربی رشد کرده و سرسپرده بیگانگان بود، اهمیتی برای دین و روحانیت و مراجع قائل نبود و در زمان برخورد با حضرت امام حتی تصورش را هم نمی‌کرد که حرکت این مرد نستوه الهی، طومار ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در ایران را در هم پیچد و انقلابی اسلامی را پایه‌گذاری کند.

در ادامه اشاره ای به روایتی از ارنست کارديناله»، کشيش مسيحي و وزير آموزش و پرورش دولت انقلابي ساندنيست‏هاي نيکاراگوئه می کنیم :”شرح دیدار خود با بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و پاپ، رهبر کاتولیک‎های جهان را این‎گونه بیان می‎دارد: «بعد از انقلاب نيکاراگوئه، به شدت تحت محاصره اقتصادي بوديم و نيشکر;که مهم‏ترين منبع درآمد ارزي کشور ما بود – از ما خريداري نمی شد. وضعيت بسيار بغرنج و مبهمی داشتيم. در سفری به ايران، خدمت رهبر انقلاب اسلامي رسيدم. از کوچه های پرپيچ و خم جماران گذشتیم;خانه رهبر انقلاب را در نهايت سادگي يافتم. مردی که شرق و غرب را به لرزه انداخته بود، پيرمردی است با لباس ساده در اتاقي كوچك; تنها حرفي که ايشان گفتند، اين بود: «ما در کنار مبارزان عليه ستمکاران هستيم». اين سخن قوت قلبی بود که با هيچ‎ چيز قابل‎ قياس نيست. در ادامه سفر به مقر پاپ، رهبر کاتوليک‏هاي جهان رفتم;آن کاخ تو در تو و آن مقر باشکوه، آن لباس‏های گران‎قيمت و فاخر و رفتار تند و برخورد تلخ پاپ که گفت: «اگر مي‎خواهي کمکی از جانب کليسا به شما بشود، نبايد به سياست، کاری داشته باشيد و همچنين با آمريکا درنيفتيد.» من گفتم: « رهبر من قاعدتا بايد شما باشيد، اما نيستید! «رهبر من امام خميني است که به آن سادگی زندگي می کند و واقعا راه حضرت مسيح (علیه‎السلام) را میرود و با آمريکا دشمن است. اگر حضرت مسيح حالا بود، رفتار امام خمينی را داشت.» این تصویری نقش‎ بسته در دل و جان یک غیرمسلمان است که حقیقت دین خویش را در حضرت امام متجلی می بیند.”

روزنامه فرانسوی – اطلاعات هفتگی – شماره ۱۹۲۴ چنین روایت می کند:ناهار امام یک غذای ایرانی به اسم آبگوشت بود و این همان غذایی بود که در آن روز دیگران هم از آن استفاده می‌کردند ، آیت‌اللّه خمینی بر سر سفره ای که به غیر از ایشان همسر ، پسر ، عروس و نوه هایشان بودند، نشسته و بعد از بر زبان آوردن نام خدا مقدار کمی غذا خوردند. مدت ناهار خوردن ایشان دقیقاً هفت دقیقه و چهل ثانیه بود و بعد بلافاصله به اتاق کارشان رفتند…من دو سال پیش یک بار موفق شدم ناهار خوردن «پاپ» را هم به چشم ببینم ، مجموعه غذاهایی که برای ایشان تدارک دیده بودند بر روی میزی به طول دوازده متر و به عرض دو و نیم متر چیده شده بود. هیچ نوع غذای ایتالیایی نبود که بر روی این میز نباشد و آن وقت حضرت پاپ بر سر این میز به تنهایی ناهار خود را میل کردند ، مدت ناهار خوردن ایشان یک ساعت و پنجاه دقیقه بود و بعد باقی غذای ایشان، آن طور که من فهمیدم، به کلی معدوم شد.

در کتاب خاطرات دردناک, ناصر کاوه برشی از زندگی شهیده, ناهید فاتحی کرجو آمده است: ناهید را خیلی اذیت و آزار می کرده اند. صبح ها او را به طناب می بستند و در آبادی می گرداندند و اعلام می کردند او جاسوس خمینی است… همه ناخن‌هايش را كشيده بودند… موهای سر او را تراشیده و او را روستا به روستا می گرداندند. شرط رهایی ناهید را توهین به حضرت امام خمینی قرار داده بودند. اما ناهید استقامت کرده و دربرابر این خواسته ی آنها، شهادت را بر زنده بودن و زندگی با ذلت ترجیح داده بود. ناهید در آن زمان هفده سال داشت. كار زيادی از او نخواسته بودند. به او گفتند فقط به خمينی توهين كن تا آزادت كنيم؛ همين!… اما همين چيز كوچك براي او خيلي بزرگ بود. آنقدر بزرگ كه حاضر شد به خاطرش ماهها اسارت بكشد، با سر تراشيده در روستاها چرخانده شود. ناخن‌هايش را بكشند و بعد از كلی شكنجه‌های ديگر زنده به گورش كنند. برای دختر هفده ساله‌اي کرد كه به بعدها “سميه كردستان” معروف شد، تحمل همه اينها آسانتر بود از توهين به امام و رهبرش…به امام و مقتدایش توهين نكرد و سرانجام كوموله در حالی که هنوز زنده بود, در کمال بی رحمی زنده به گورش كردند…

در صحیفه نور جلد ۲۰, ص ۱۲۹ آمده عنوان شده است که امام خمینی(ره) به مسئولان نظام اسلامی مدام هشدار و سفارش می کردند که وظیفه دارند با پابرهنه‌ها همنشین شوند و همه‌ی مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا ومستمندان و پابرهنه ‏ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین، و در کنار مستمندان و پابرهنه‏‌ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگی است که نصیب اولیا شده و عملًا به شبهات و القائات خاتمه می‏دهد و همچنین مدام زندگی اشرافی و کاخ نشینی برای مسئولان را سم مهلک می دانستند و این رویه را بر خلاف شرع مقدس اسلام می دانستند.

والسلام

“درود و سلام خداوند بر روح مطهر

خمینی کبیر صلوات الله علیه”

 

لینک کوتاه : https://gitionline.ir/?p=43828

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.