• امروز : جمعه - ۲۵ خرداد - ۱۴۰۳
  • برابر با : Friday - 14 June - 2024

اخبار ویژه

«پدر ما» در مستندات یکشنبه و «بنشی‌های اینیشرین» در سینماتک خانه هنرمندان ایران انجام ۱۱۱ عمل جراحی برای مجروحان حادثه تروریستی کرمان استاندار آذربایجان‌غربی: دولت به دنبال کاهش سهم آورده متقاضیان در اجرای طرح نهضت ملی مسکن است وعده افطار و شام جدا مصرف شود/ تاکید بر مصرف غذای سبک در وعده افطار و شام خبرنگار برای دلخوشی کسی نبایستی مطلب بنویسد فیلم‌های مستقل و تجربی در سینمای خانه هنرمندان ایران اکران می‌شوند همت بلندکشاورزان سراوان با کشت ۷۰۰ هکتار گندم در دیمزارهای منطقه تئاتر امروز مانند روشن کردن شمع در طوفان است سازمان اطلاعات سپاه فتح کهگیلویه و بویراحمد، ۱۵ عنصر شبکه سازمان یافته ساخت بمب دست ساز را که دیشب قصد ایجاد نا امنی از پیش تعیین شده را داشتند با اشراف اطلاعاتی دقیق و به موقع شناسایی و دستگیر کردند. خطبه غدیر نیاز جامعه امروز/ بسیاری فرهیختگان ما هم خطبه غدیر را نخواندند تامین میوه شب یلدا در ارومیه/خریداری یک هزارتن هندوانه کارگران و کارفرمایان در خط مقدم و خاکریز اول جهاد اقتصادی هستند

0

اشعاری از مالک البطلی

  • کد خبر : 51723
  • ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۱:۱۷
اشعاری از مالک البطلی

گیتی آنلاین_ اشعاری از «مالک البطلی»؛ قدیمی‌ترین اشک ریزان باز می‌گردم از همین جا که رنج زندگی برمی‌گردد سرورم خسته شدم از عمر از دلدادگان خسته شدم کمی بیاسای بشتاب به سوی گریه و من قدیمی‌ترین اشک ریزانم من پیشوای اشک ریزانم و همه پنجره‌ها مرا فرا می‌خوانند به ناله هر شعری از کنارم می‌گذرد […]

گیتی آنلاین_ اشعاری از «مالک البطلی»؛

قدیمی‌ترین اشک ریزان

باز می‌گردم

از همین جا که رنج زندگی برمی‌گردد

سرورم

خسته شدم از عمر

از دلدادگان خسته شدم

کمی بیاسای

بشتاب به سوی گریه

و من قدیمی‌ترین اشک ریزانم

من پیشوای اشک ریزانم

و همه پنجره‌ها مرا فرا می‌خوانند به ناله

هر شعری از کنارم می‌گذرد

مرا از خویش می‌رباید

و در کنار این پنجره هیچ نیست مگر اشک

اندوه

اینگونه در من ریشه دوانده است

گویا من سوسکی هستم در حجره ندافی پیر

و حتی نامم نیز تشنه است

همان نامی که هرگاه بر زبان می‌آوردم

مرا سیراب می‌کرد

حالا دم از خشکی می‌زند

مالک البطلی

شاعر عراقی

 

آنقدر از رفتنت در خويشتن پیچیده ام
گاه گاهی نیمه شب
در خودم می پیچم و لای ورق های کتابی می خزم
که زمانی با هم آن را خوانده ایم
مالک‌ البطلی
مترجم اصغر علی کرمی

 

معنای اين

ها را هرگز نمی دانی

معنای اين را که

چمباتمه بزنم روی خودم

و خوابم ببرد در

خانه گوشواره

های تو اين که تنها باشم

مانند مترسکی

که چشم انتظار است

لباسی نو بر تنش بپوشانند

اينجا همه چیز رو به سوی تاريکی دارد رو به سوی گريه

رو به سوی فرياد

و من بر بالای آسمان غربت اندوهگینم

مالک البطلی

لینک کوتاه : https://gitionline.ir/?p=51723

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.